گل شکفته

 

                                      (کودک دیروز – گلشیفته در عنفوان کودکی)

یادمه بچه که بودیم یک دوستی داشتیم به اسم بهروز که در آن
عوالم نوجوانی و کودکی که وصفش رو در پستهای قبل براتون گفتم ، عاشق یه خانمی شده
بود به اسم گلشیفته ! با هم توی کلاس موسیقی همکلاس بودن. اون موقع ها که تازه
جریان کارل ارف تو ایران به راه افتاده بود و اونا از اولین هنرجوهای این متد
نسبتا جدید آموزش موسیقی در ایران بودن. بهروز داستان ما ،  برای ادامه، ساز کلارینت رو انتخاب کرد و
گلشیفته اگه اشتباه نکنم پیانو ! حالا کار هر روز ماشده بود گوش دادن به خاطرات و
تصورات آقا در مورد معشوق تازه بالغ نوجوونش که از خوشگلی ها و شیطونی هاش تعریف
کنه و دل ما بچه های چهارده پونزه ساله رو آب کنه.

.

.

.

یادمه سالهای دبیرستان با دوستان یه روز مدرسه رو پیچوندیم
و رفتیم سینما. سینما عصر جدید.اصلا نمیدونستیم فیلمش چیه ! یعنی هدف سینما رفتن
بود نه فیلم دیدن ! حالا من به عنوان متفکر ترین عنصر گروه پیشنهاد کردم اقلا بریم
فیلم داریوش مهرجویی که اسمش بود “درخت گلابی”. نشستیم با نیت دیدن فیلم
ترمیناتور 3 (اون موقع هنوز نیومده بود بابا ! ) فیلم رو دیدیم. همه حوصلشون سر
رفته بود و تو دلشون به من فحش میدادن. اما من تمام مدت اشک میریختم.هنوزم که دارم
اینا رو مینویسم ، دلم هری میریزه پایین وقتی یاد صحنه خداخافظی” میم”
با پسرک میفتم وقتی پسرک در بستر بیماری خوابیده بود. نمیدونم چرا همش فکر میکردم
اون پسره منم. همش فکر میکردم همین آینده انتظارمو میکشه ! تنها نکته جالب توجه از
اون فیلم که برای بچه ها که تبدیل به موندگار ترین فیلم زندگی من شد این بود که
دوست دختر بهروز توش بازی میکنه ! دوست دختری که ابراز علاقه بهروز رو پس زده بود
و با افاده های دخترونه که مخصوص این سن و سال دخترهای اون زمان بود بعد از بازی
در فیلم “درخت گلابی” بهش گفته بود علاقه ای به بیشتر کردن رابطش با اون
نداره و رفته بود.

       

سومین بار که یاد بهروز افتادم وقتی بود که گلشیفته خانوم
رو دست در دست لئوناردو دی کاپریو در فیلم” مجموعه دروغها” دیدم.دست در
دست داشتن با لئوناردو دی کاپریو برای کسی که عصر شهرت تایتانیک رو درک کرده باشه
و احساس بچه های اون سن رو نسبت بهش حس کنه درست مثل ازدواج سیندرلا با پسر پادشاه
میمونست ! نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر. برای غرور جریحه دار شده بهروز قصه
ما حالا دیگه درمونی وجود نداشت ! عشق نوجوونیش حالا توی علفزار کنار دی کاپریو
دراز کشیده و داره سکانس هفتاد و سوم از پلان چمیدونم چندم از یه فیلم هالیوودی با
کارگردانی ریدلی اسکاته کبیر رو بازی میکنه. فکر کنم اون روز دلش خیلی شکست وقتی
فهمید اگه اون روز بیشتر اصرار میکرد میتونست رقیبی مثل دی کاپریو رو جا بذاره !

.

.

.

امروز اما وقتی عکس برهنه گلشیفته جان رو – علیرغم میل
باطنی ام  -  دیدم ، دیگه به بهروز فکر نکردم. دیگه گلشیفته
برای بهروز بزرگ بود. دیگه باور کردم خوب شد اون روز بهروز بیشتر اصرار نکرد. چون
ممکن بود امروز گلشیفته در صورت قبول پیشنهاد دوستی اون امروز شده بود یه کسی تو
مایه های نیوشا ضیغمی یا فوقش لیلا اوتادی !  یعنی اگه نمیشد یه معلم موسیقی معمولی که غم
بزرگش گرون شدن دلار و اینا باشه ، عمرا” تو هیچ فیلم فرانسوی و آمریکایی و
هیچ کوفت و زهر مار بی ناموسیه دیگه ای بازی نمیکرد. یعنی میشد همون بانوی نجیب و
سمبل پاکدامنی مردم ایران زمین.

 

این چند جمله رو به گلشیفته میگم.من که رابطه ام سالهاست با
بهروز قطع شده اما اگه کسی به گلشیفته دسترسی داره اینو بهش بگه !

دخترک یاغی نوجوانی های پر تپشم ! حالا که نشدی دختر سر به
راه و معصوم و پاکدامن ایرانی که افتخار کودکی تا شب ازدواجش بکارت جسمش باشه ، بذار
هر حرفی میخوان بزنن. بذار رگ گردن بهروز باد کنه از دیدن سینه برهنه ات اما کاری
نکن که بگویند راه دیگری برای اعتراض بلد نبود.

پس نوشت : من با این اقدام موافق نبودم.اما به نظرم اختیار
هر کس دست خودش است و به کسی مربوط نیست.حالا نیاین بگین پس اگه واست مهم نیست چرا
نوشتی ! نوشته ام برای بهروز بود. دوست خوب دوران کودکی ام که یک شخصیت واقعی است
و نه خیالی.وگرنه برای من گلشیفته لخت و پوشیده تفاوتی ندارد.فکر کنم این توضیح
لازم بود.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

20 دیدگاه برای “گل شکفته”

  1. سارا می‌گه:

    خوب بود ینی که نصف شبی خوب بود . خوب بود


    نصفه شبی خوب بود ؟ یعنی اگه صب بود خوب نبود ! بابا اینجا صبحه به خدا ! نکنه فکر کردین نصفه شبی خواب نما شدم اومدم اینا رو نوشتم !

  2. آرجان می‌گه:

    منم هم به شخصه احساس می کنم ای کاش این کار رو نکرده.توی این موقعیتی که یه کسی مثل سلحشور داره سینمای ایران را به ناسزا می گیره.البته گلشیفته آزاده که هر کاری دلش می خواد بکنه.من فقط احساس شخصیم رو گفتم.در عین حال حتی نمیشه به این حرکت گفت یک حرکت ساختارشکنانه و اعتراضی.چون اون دختر مصری که به عنوان اعتراض تصویر نیمه برهنه خودش رو نمایان کرد توی مصر این کار رو کرد.نه توی فرانسه و یا وسط اروپا و آمریکا. منظورم اینه که فردا اگر کسی این کار رو ربطش بده به اعتراض من باور نمی کنم.شایدم باور کنم.بستگی داره در ادامه چی میشه.
    ولی تهش حسم اینه که اصلا به ما چه که گلشیفته چی کار کرده.اگه واسه خودش کرده دلش خواسته.اگر هم واسه اعتراض این چیزا کرده دمش گرم! والا.
    این جمله آخرم با خودم بوذم و الا تو که در مورد بهروز حرف زدی.


    ببین من با کار علیا مهدی الماجده هم مخالف بودم.حالا یکی نیست بگه اصلا تو چه کاره ای که با کسی موافق باشی یا نباشی اما به نظرم اینا همش برخواسته از یه حسه که در جوانی فقط سراغ آدم میاد. یعنی من حاضرم قسم بخورم گوشه ویزای استرالیام انگشت بزنم که اگه این دختره 3 سال دیگه پشیمون نشد من برمیگردم ایران از اون ور میرم لبنان علیه اسراییل غاصب میجنگم به مولا !

  3. عارف می‌گه:

    خوب الان چون تیریپ روشن فکری مد شده خیلی ها برخلاف عقیده واقعیشون میگن خوب کرد که لخت شد. اصلا ساختار شکنی و تابوشکنی کرد (گرچه تو دلشون میگن دستتون چرا گذاشتی اونجا!!!). من جای گلشفته بودم یه کم به پدر و مادر پیرم که الان خجالت زده و سرشکسته شدن هم فکر میکردم.


    مرسی از نظرن عارف جون.
    به نظرم گلشیفته از مرحله فکر به پدر و مادر پیر رد شده.همون روزی رد شد که بهزاد فراهانی پیر و هنرمند رو 5 ساعت توی زیرزمین اطلاعات به باد فحش و ناسزا گرفته بودند و فکر میکنم – بعضی وقتها – شاید دستمزد هنرپیشه ای که گهگاهی برای خوش و بش با دیکتاتور دمی هم تکان داده ، شاید بهتر از این نباشد. من بهزاد رو یه کم بیشتر از یه هنرپیشه معمولی میشناسم ولی فکر کنم همین توضیح کوچولو کافی بود.

  4. الهام می‌گه:

    خوب نوشتيد. با نظرت هم موافقم. شايد اين راهش نبود.


    پس نظر شما به نظر من نزدیکتر است !!! حالا به نظرت راهش چی بود ؟ راه چی ، چی بود ؟ من که گیج شدم یکی نجاتم بده !!!

  5. چرت و پرت های یک روزنامه نگار آماتور می‌گه:

    بیشتر با نظر عارف موافقم. فکر کن پدر و مادرش گفتن این عکس دخترمون نیست و فتوشاپه و از این حرف ها. خب خیلی بده که ضایع بشن. بعد خداییش این راه اعتراضه؟ اصلا اعتراض به چی؟ به کی؟


    حالا تو بگیر اعتراض به حجاب اجباری ! چمیدونم به عدم رعایت حقوق زنان ! حالا من اگه بخوام راجع به کم توجهی به بیماری پروستات در مردان نظر جامعه رو جلب کنم به نظرت باید فلان ! منم موافقم این نشانه اعتراض نیست و فقط یه واکنشه به یه نوع سرخوردگی ولی بازم میگم و به خودم گوشزد میکنم احسان به تو چه !

  6. خوننده می‌گه:

    به نظر من برا گلشیفته هنوز اول پاییزه هنوز خیلی مونده تا اخر پاییز برسه جوجه هاشو بشماره.در ضمن اینکه من نفهمیدم چطور برهنگی نشان دهنده با فرهنگی یه ادم هست .


    حالا مگه من گفتم برهنگی نشانه با فرهنگی آدم هست ؟؟؟
    حالا شما بشمر براش ببین چند تا جوجه گذاشته ؟

  7. سارا می‌گه:

    هه !
    چقد شبیه گوینده های رادیو جواب میدین .
    از اینایی که پیامکه ا رو مینویسن واسشون به هرکدوم یه چیزی میگن که نه سیخ برنامه بسوزه نه کباب خودشون !


    حالا تو یه چی بنویس ببین چه جوابی بهت میدم که سیخت بسوزه یا نه ! ببین بچه جان من به این معروفم که هنوز حرف طرف مقابل از دهنش در نیومده یه جوابی بهش میدم که تا سه روز روش نمیشه تو جمع ظاهر شه ! البته این هم یه اشکال منه که دارم سعی میکنم اینجا تصحیحش کنم ! حالا تو بیا یه کاری کن برگردم به رویه واقعیم ! والاااا !

  8. مهشید طلا می‌گه:

    والا دخترای غیرهنرپیشه ما هزار تا عکس نیمه برهنه تو همین فیس بوکاشون منتشر میکنن هیشکی ککشم نمیگزه…آقا جان دوست داشته عکس برهنه بندازه ولش کنید بنده خدا رو….اصلا جای بحث نداره این داستان…این اتفاق داره هر روز تو اروپا و آمریکا میفته هیشکیم پیرهن عثمونش نمیکنه…چرا؟چون ماها روشنفکر بودن و ضد مذهب بودن رو قاطی کردیم….تعریفمون از روشنفکری کاملا غلطه….روشنفکری یعنی اونقده ظرفیت داشته باشیم که به سلائق هرچند ناخوشایند دیگران احترام بذاریم…نه اینکه هی دم دقیقه اشخاص رو نقد کنیم و خودمون رو به در و دیوار بکوبیم…البته این یکی از ریزترین اصول روشنفکریه که کمتر کسی بهش توجه میکنه…خیلی مسائل بزرگتر و دغدغه های کلی تری برای نقد کردن هست….
    الان تو دهاتا هم که بری عروسی دخترا لباسای خیلی باز میپوشن…گلشیفته تو فرانسه زندگی میکنه….داره از آزادیش به میل و سلیقه و فرهنگ خودش استفاده میکنه…همین


    ببین من با نظرت موافقم. هدفمم از نوشتن این بود که همینو بگم. ولی با اون قسمت لبلس باز و داهات و اینا موافی نیستم. ببین بحث اینه که آدمها سعی میکک بر روی خط عرف جامعه حرکت کنن. من یادمه بچه بودیم یه دختر 20 ساله ابرو بر میداشت میگفتن وضعش خرابه ! الان بچه 12 ساله قبله مدرسه میره موهاشو کوپ و فر و این حرفا میکنه تیزهوشانم میره رتبه 3 کنکورم میشه ! یعنی میگم اینکه آدم تو فرانشه زندگی میکنه دلیل نمیشه که حرکت اون خیلی عادی باشه ! ولی بازم تاکید میکنم به ماها ربطی نداره !

  9. الهام می‌گه:

    اين كه ميگي”احسان به تو چه!” كه نشد حرف برادر من، يه پست وسط اسباب كشي و شلوغي فقط مخصوص اين قضيه نوشتي و بازم ميگي به من چه!!! والا!!!
    با نظر آرجان هم موافقم. به نظر من بايد اول منتظر اظهار نظر خود گلشيفته بود كه واقعا به چه منظوري اين كار و كرده، اعتراض، روشنفكري، كسب شهرت و يا شايدم پول. شايد براي خودش توجيهاتي داشته كه اصلا به من و شما مربوط نشه.


    ببین خودش از فیگارو خواسته که عکس رو از سایت ور دارن ! یعنی پشیمون شده ! یعنی تیریپ روشن فکری یه کاری کرده بعدش فهمیده چه کاری کرده ! ولی راستشو بخوای این پست رو بیشتر به خاطر این نوشتم که بگم چرا همه دارن به این مساله فکر میکنن. من دلم بیشتر پیش پرستو و مرضیه است که گرفتنشون و زیر فشارن تا سینه گلشیفته خانم !

  10. سارا می‌گه:

    بچه جان !

    میخواید بگید بهتون برخورد ؟!

    چرا پس انقدر غریزه ی صیانت از نفستون پررنگه ؟!


    عزیز دل ! بهم بر نخورد. من پوستم کلفت تر از این حرفهاست ! صیانت از نفس ؟؟؟
    فارسی بگو ببینم چی میگی ؟!
    در ضمن اون که گفتی و من نفهمیدم چیه ، غریزی نیست ، اکتسابیه و یه نوع ارزشه ، و ارزش اکتسابیه و بذات در موجودات نیست.

  11. اورایاد می‌گه:

    من هم فقط برای پدر و مادرش ناراحت شدم خصوصا وقتی که این مساله رو انکار کردند یه حسه بسیار بد داشتم و دارم و از خدا میخوام که بهشون صبر بده اما و باز هم اما! گلشیفته بازیگری هستش که الان داره تو بازار اروپا و امریکا فیلم باز میکنه و دوم اینکه اونجا داره زندگی میکنه اگر اون این تصمیم رو گرفته که چنین عکسی بگیره و تو مجله فیگارو چاپ بشه خودش به عواقب کارش آگاه بوده و اونقدر شاید دلیل داشته که این کارو بکنه (منظورم از دلیل این نیست که کارش درست بوده یا غلط بوده بلکه منظورم اینه که واسش توجیه عقلانی اونم با وجدان و فکر خودش داشته شاید به قول الهام خانم به هیچکس مربوط نیست این قضیه و واقعا به این موضوع معتقدم) کلا از دید من فقط عکس یه بازیگر خوشگل بود که تو اروپا هم کم نیستند این جور عکسها تازه عکس ارتیستی بوده!
    حالا داش احسان یه جور بنویس که به سواد ما هم بخوره من اصلا اون برداشتی که تو میخواستی مخاطبانت بکنند از پستت (بی تفاوتی مردم نسبت به دستگیری خانم د. و.کوه.کی و ر.س.و.ل.ی ) نداشتم


    به دلیل همون نقطه چینهایی که گذاشتی من خیلی حرفها رو توی این بلاگ نمیتونم بزنم و سعی میکنم رویه ام اجتماعی باشه تا سیاسی ولی در فیس بوک خیلی قبل از اینکه کسی حرفی بزنه راجع به مقایسه اتفاقات اخیر و به محض انتشار این عکسها و قبل از اینکه این پست رو بنویسم نوشتم :

    آقا من نمیخوام لایک کنم ! به کی بگم ! آخه هر کی اختیار خشتک خودشو داره ! به من چه که یارو می خواسته لخت بشه یا نشه ! آخه این چیش لایک داره ! الان مثلا بنیان دیکتاتوری به لرزه افتاد با این عکس ! واللللا ! با این عکساشون !

    - یکی زیرش نوشت ولی عکس قشنگ لایک داره !

    - و زیرش نوشتم :

    والا تا قشنگ رو چی بدونی ! ببین من که خودم حال کردم با این عکس ولی مساله اینه که هی همه میگن آقا برین لایک کنین حمایت کنید از این حرکت ! کدوم حرکت آقا ! اینم واسه ما ایرانی ها شده حرکت سیاسی ! بابا یارو خواسته یه عکس یه نمه اروتیک بگیره ! حالا شده نماد مبارزه با تبعیض جنسی و خشونت علیه زنان ! آقا چه کشکی چه پشمی ! با این کار هم به اون بابا ضربه میخوره هم به حرکتهای واقعی ! الان کدوم مساله بیشتر بازتاب داره ؟ دستگیری پرستو دوکوهکی یا لخت شدن گلشیفته خانم !

  12. جاناتان می‌گه:

    اول: مدتی بود نیومده بودم وبلاگت! خدا به سر شاهده وقت نداشتم! اما خداییش اومدم فقط واسه اینکه ببینم درباره این قضیه چی نوشتی!!
    دوم: خیلی خوب نوشتی اون رو که “چه خوب شد زن اون دوستت نشد و حالا بزرگترین افتخارش کار کردن توی یه فیلم ایرانی بود” -یه چیزی توی این مایه ها که نوشتی ننوشتی؟؟- یاد خودم افتادم یه لحظه. و اینکه اگر ایران مونده موندم با همسری که پول داشت و سر به زیر بود و الی اخر بود و احتمالا تا حالا یه بچه توی دامنم بود! تنم لرزید! زندگی ای داشتم که به نظر آدم ها -حتی پدر و مادرم- زندگی خوب مرفهی بود و من چقدر عقب بودم از اونچه که میتونستم باشم.
    سوم: احسان! یک بار هم که شده سنت لعنتی رو کنار بگذار و بگو اصلا چه اشکالی داره که برهنه شده؟ توی خیابون که برهنه نشده؟ توی سینما برهنه شده. سینمای دنیا امروز برهنگی رو به عنوان یک هنر نشون میده. عکاس ها ازش عکس میگیرن. سالهاست که بدن زن به عنوان یک قطعه هنری در دنیا شناخته شده. تنش زیبا بوده و دلش خواسته که اون رو به نمایش بگذاره. گناهی نکرده که از فرهنگی اومده که بدن زن درش یک شی گناه آلوده هست. اگر که توی خیابون برهنه شده بود شاید میپذیرفتم. حتی من میگم اگر در ایران این کار رو کرده بود ناپذیرفتنی تر بود. چون در مکانی بود که به لحاظ فرهنگی این رفتارش خیلی خیلی دور هست از هنجارهای جامعه. اما یک روز که از ایران خارج شده و در سینمای کشوری دیگه هست اصلا چه دلیلی داره که نکنه؟ من دیدم و لذت بردم! و اگر باز هم تصاویر برهنه زنهای دیگه باشه مبینم و لذت میبرم! هیچ فرقی هم نمیکنه زن غریبه ای باشه یا زن همسایه که هر روز میبینمش یا دوست سالیان قدیم! من میگم که باید زن رو پذیرفت. زیبایی رو پذیرفت و از سنت ها رها شد!


    جوابت رو در کامنت جدا دادم !

  13. امیرحسین می‌گه:

    خوشم میاد که حواست همه جا هست .
    نگرانم که زیاد جوش میزنی و واسه قلبت و قبلت ضرر داره.
    اما قشنگ بود . هنری هم بود . تنالیته معرکه ای داشت. وزن کنتراستش کاملا” همگن و توزیع شده بود. بک گراند که نگو ، مشکی بهترین گزینه ممکن بود و …..
    چیکار داریم کی بود؟ همه اونایی که حالا شدن کاسه داغتر از آش؛ اگه این عکس مال یه هنر پیشه آمریکایی بود، میکردن بک گراند ویندوزشون.
    آهای آدمای فضول و بیکار؛ اقتصاد و صنعت و همه چیزمون به … رفت حالا نشستین دارین رو عکس یه هنر پیشه بحث میکنین؟ مگه این خانوم چه گلی به سر این مملکت زده یا چه مثلا” فکر میکنین نماد یه زن ایرانیه؟ هیچی نیست ، یه هنر پیشه مثل هزار هزار تای دیگه . عقلش همینقدر رسیده اینجوری خواسته اعتراض کنه . ملیونها فریاد به گوش کسی نرسید . اینم یه جور فریاده . اینم به گوش کسی نمیرسه و ما روز بروز میریم پائینتر و هبوط دور نیست.
    احسان جان ؛ خوش بحال اونایی که خودشونو نجات دادن و راهشونو عوض کردن . مثل امثال خودت . قربونت از زندگیت لذت ببر و حالشو بکن . بگذر از دلسوزی.


    امیر جون مرسی که به فکر سلامتیه منی ! حالا از کجا میدونی ملت آلردی این عکس رو نکردن بک گراندشون ! من وقتی دوم راهنمایی بودم همیشه به خودم میگفتم منم مثل دکارت باید فکر کنم که گفته فکر میکنم ، پس هستم ! حالا بعده این همه سال چجوری انتظار داری فیتیله رو یه دفعه بکشم پایین !

  14. اورایاد می‌گه:

    آقا مرسی شفاف سازی کردی خوشحالم که در این مورد به تفاهم رسیدیم


    چاکرتیم برادر ! ما کلا آدم شفافی هستیم !

  15. سارا می‌گه:

    اگه نفهمیدید توضیحات کامله ی بعدش چی بود دیگه !

    جمله علمای دانش فل و سفه ! و سیاست و تدبیر منزل معتقدند غریزه اس !
    ولی خب شما میگی ارزشه !

    خوبه البته ! نو آوری بد نیس !


    ما کلا اهل نو آوری هستیم ! بلاگت رو گذاشتم تو برنامه که یه شخم کلی بزنم. بعد که خوندم میام حرفای ضد حال میزنم بهت ها ! ناراحت نشی اون موقع ! من روحیم تو بلاک دیگران با بلاگ خودم یه کم توفیر داره. ولی یه نگاه کلی انداختم جذب شدم بهش !

  16. مرسی از کامنت زیبات. اول باید بگم که نکنه تو هم میخوای لخت شی داری آمادگی میدی به ملت !!!
    دوم اینکه امیدوار بودم این وجه از نوشته ام رو تو بگیری و حتما گرفتی که بهروز با اینکه یه آدم واقعیه اما در لایه ای از متن یه سمبله از همه پسرهای ایران که دارن یه زندگی معمولی رو تجربه میکنن و براشون سخته که حرکت گلشیفته رو تایید کنن.پسرایی که گلشیفته ها خواهرها و دوست دخترها و همسرانشون هستن.یعنی سخته که آدم خودشو بذاره مثلا جای همسر اون ! من قضاوت نمیکنم. یعنی من اصلا شخصا به مساله ناموس و این حرفها اعتقادی ندارم اما ما اولا از یه فرهنگی اومدیم که صد سال هم تو آمریکا صیقلش بدیم نمیتونیم یه شبه تغییرش بدیم و دوما تو انتظار داری مثلا کسایی که خاه سینما رو به بهانه تار زلف لیلا حاتمی با اون ابهت بینظیر زنانه اش و شهرت عالمگیر و هنر بی همتاش به تعطیلی میکشونن ، بهانه ای بهتر از لخت شدن خانوم خانوما برای تایید حماقتهای کوته بینانشون پیدا کنن. اگه دیده باشی لیلا حاتمی همه جشنواره هایی که میره نه تنها سعی میکنه نظر هیات حاکمه رو راضی نگه داره اما در عین حال که حرفشم میزنه و زده ، مثلا حجابش رو بر نمیداره ! با اینکه من شخصا با مساله حجاب مشکل دارم و به نوعی آنتی حجاب خودمو قلمداد میکنم اما این حرکت لیلا حاتمی رو میپسندم چون اون با علم به اینکه داره خودش رو مورد یه تحقیر ضمنی قرار میده اما بار اون رو به دوش میکشه تا آدمهای فعلی صحنه گردان ما مردم رو از دیدن هنر بی نظیرش محروم نکنن ! به نظر من این ارزشمنده نه تابو شکنیه بی هدف. اما در مورد زیبایی بدن برهنه گفتی و اینکه از دیدن بدن برهنه همه زنا لذت میبری ، به نظرم یه ریویوی کلی به خودت بکن ! تمایلات هموی شدیدی توت میبینم دکی جان اما از من بپرسی میگم خیلی چیزها زیباست اما نمیشه به تصویر کشیدش. من زیباتر از احساس قهرمان رمان ناباکوف به لولیتای نوجوان ندیدم اما میشه بگیم این نگاه اون کار درستی بود یا هست ! همیشه حق با ما نیست حتی اگه حق با ما باشه عزیز دل !

  17. علیرضا می‌گه:

    باز هم چالشی دیگر … مرحبا اخوی … (یاد آش شعله قلمکار افتادم) …
    مسئله از بس ساده اس، پیچیده است.
    ما یک ملت مشرقی هستیم، با باورهای مشرقی.
    حالا بعضی هامون میریم مغرب زمین یا مشرق تر زمین، سرزمین گلها و سنبلها (معرف حضور هست که؟ یالا بگو برادر، حالا شما بگو … اونها گوش نکردن گناه از شما باز بشه) ، یک شبه میشویم مغربی، با افکار و عقاید مغربی، اون مغربی خالص، چی میگید همچین “رله”.
    بعضی هامون هم معتقدیم با فرهنگ خودمون بایستی زندگی کنیم.
    گروه سومی هم هست که معتقدند هر فرهنگی ریشه در شخصیت ما داره، از طرفی هم میشه هر سنتی رو در حد و حدود “انسانی” اصلاحش کرد، چه اشکالی داره؟ – یاد فیلم “دنیا” افتادم که حاجی عنایت متعصب، بعد از صد دل عاشق شدنش، میگفت: خوب این “ریش” بلنده؟ کوتاهش میکنیم … – همه اینها هم به نظر من تا وقتی اون شعار زیبای تو رو دارن (به من چه) قابل احترام هستند. اما ماجرا از اونجایی آغاز میشه که رگ های گردن هامون به نشانه اعتراض به هم برآمده میشود و …
    عرضم اینه که اگر “برهنه” شدن جلوی دوربین و میلیونها مخاطب رو، “ارزش” میدونیم، اگر “اندام” فیزیکی ما به تنهایی نشان دهنده “اوج هنر” و “تعالی روح انسانی”مون هست، خوب بسم الله، این شما و اون هم دوربین، علی از تو مدد، برو ببینم چند تا عکس در دقیقه میندازی ها!
    اگر هم به تفاوت فطرت انسان و حیوان من جمله در پوشیدگی (نه افراطی نه تفریطی) اعتقاد داریم، خوب بازم این مربوط به خود ماست و نه لزوماً دیگران. (البته من هم با حجاب با دید برخی مشکل دارم، هیچ وقت هم در خانواده اهل چادر و بگیر و ببند و یالا و اینجور صحبتها نبودم روم به دیوار …)
    من بازی گلشیفته رو هنوز هم دوست دارم، عکسشو نه (یک نگاه فقط کردم، حلاله انشااله :دی)،
    دعوا نداره … به قول رفیقمون … والا …


    مثال دیالوگ فیلمای کیمیایی نوشتی لوله کردیمون.نمیدونم چی بگم ! تنها چیزی که به ذهنم میرسه در این لحظه اینکه که : سه دفعه که آفتاب از لب این بوم بیفته و سه دفعه که اذان مغربو بگن اصلا مردم یادشون میره کیا تو زندان و کیا منتظر حکم ! با یه عکس ملت ما ملتهب میشه اما با 10 تا اعدام هم ککش نمیگزنه !

  18. اورایاد می‌گه:

    دقیقا میدونی علت این تناقض تو برخورد مردم چیه اینه که هزینه اظهار نظر کردن در مورد گلشیفته کمتره تازه فریاد هیهاتمونم از طرف قدرت های کبیر ساپورت میشه پس فریادمونم بلند تر میشه
    و یه چز دیگه یارو باید شعورش برسه که کدوم یک از این مسایل خفن تره اعدامه یا لخت شدن این به نظرم خیلی مهمه
    من خودم شخصا اینجوریم بعضی وقتها یه چیزهای بدی دور ورم هست که تا یقمو نگیرن سعی میکنم بهشون فکر نکنم


    بله حق با توئه ! البته منظورم در مورد خودت نیستا ! کلا میگم ما مردمی هستیم که عادت کردیم به غر زدن به جا فکر کردن !

  19. بی نام می‌گه:

    نیستی احسان خان…؟؟!!


    میرسیم خدمتتون !

  20. مریم می‌گه:

    من امروز تازه دارم مطلبتو می خونم
    احسان جان زیبا نوشتی چون بر گرفته از دل بود زیبا بود و اثر گذار
    ربطی به اسلام و مذهب و غیره نداره
    اما انسانها ارزشمند هستند
    همه ی چشم ها که به زیبا بودن یک بدن نگاه نمی کنند در حقیقت دارن هرزه گی می کنن، هر چشمی، چشم زیبا ببین نیست
    هر کس به خودش ربط داره چه کار می کنه اما وقتی من به عنوان یک فرد از کشوری دیگر در پاریس زندگی می کنم باز هم فرهنگم را منعکس می کنم فرهنگ در خون و پوست و گوشت ما آمیخته شده زمان می برد که کمرنگ شود
    دلم برای پدر و مادرش سوخت


    ممنونم از نظرت.من والا دلم نسوخت برای پدرش. دلم برای دخترانی سوخت که پدرانشان از ترس دیدن این صحنه در آینده قفلهای محکمتری بر در اندرونی زدند. نه اینکه خیال کنم. واقعا زدند ! غافل از اینکه همین قفلها باعث خلق این صحنه ها شده و خواهد شد !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!