دستها به کجا میروند ؟

 وقتی که خیلی کودک بودم (توجه کردی راجع به هر ماجرایی من
یه خاطره از کودکی دارم ! چنین کودکی پرباری داشتیم ما !) یعنی چهار یا پنج سالم
بود پسر عمه ام یک کلاه بهم داد.یه کلاه قرمز که جلوش توری بود و یه جای سفید جلوی
کلاه بود که با یه خط بد بچه گونه با خودکار آبی بیک روش نوشته بودن پرسپولیس و
چند بار روش این کارو تکرار کرده بودن که قشنگ این واژه مبارک از صد متری هم
نمایان باشه ! در اون سن و سال آرزوی من مثل بقیه همسن و سالهام رفتن به استادیوم
موقع داربی تهران و رفتن به حسینیه و سینه زنی و تماشای دسته و علم موقع محرم و
پرتاب کردن نارنجک و دارت و چپق موقع چارشنبه سوری  بود. اما افسوس که هیچوقت این اتفاقات نیفتاد و
هر گونه تمایل این شکلی در من توسط والدین شدیدا” سرکوب شد ! یادمه یه بار
موقع محرم به مامانم گفتم : مامان واسه من پیرهن سیاه میخری ؟ با اخم و تشر بهم
گفت هر وقت من مردم بابات برات میخره ! اینگونه بود که ما هم با اینکه احساس
پرسپولیسی بودن در وجودمان وول میزد بی خیال تیم فوتبال و قرمز وآبی شدیم و سرمان
را در درس و مشقمان فرو بردیم و اغلب داربی های پایتخت را یا حموم بودیم یا خواب
(چون ظهر جمعه بود معمولا” ! نکته سنجی رو داشتی !).این حرفها را زدم که کسی
فکر نکند دغدغه ای برای تیمی دارم که اینقدر جوش آورده ام از این اتفاقات اخیر.

اتفاقات اخیر که میگویم خودم خنده ام میگیرد. اخیر ، واژه ای
شده که با همه احوالات این روزهای ما عجین شده. اغتشاشات اخیر ، اختلاس اخیر ،
درگیری های اخیر ، جنبشهای اخیر ، تغییرات اخیر و آخریش هم حرکات ضد اخلاقی اخیر.
حرکات ضد اخلاقی ؟ کدام حرکت ؟ کدام اخلاق !؟ فکر کنم دیگر همه و همه دیده اند چه
شده که جامعه اخلاقگرای (!) ما اینطور به تکاپو افتاده.در هنگام گل زدن یک تیم به
تیم دیگر دست هم تیمی برای ابراز خوشحالی به جایی از بازیکن گلزن میرود که نباید
برود.همان جا که وقتی طرف خوشحال است میگویم فلان جایش عروسیست. خوب این بنده خدا
هم به عمد یا به سهو خواسته سهمی از این عروسی داشته باشد و به واقع هم که فلان
جای شیث از آن صحنه عروسی بود. اما جالبتر وقتی بود که شخص دست دراز ما وقتی خودش
گل میزند یا نمیدانم از گل دیگری خوشحال میشود این بار در کوزه می افتد و مورد
تهاجم نفر مفعول اول یعنی شیث قرار میگیرد و این بار آنطور که از فیلمها مشخص است
قهرمان قصه ما به عمد قصد شرکت در عروسی و دست دادن با داماد را داشته است ! تا
اینجای کار همه چیز به شوخی و خنده گذشت تا موضوع داغ شد و رسانه ها با پخش صدباره
صحنه جنایت دستی ، آقایان این دیگ کثافت را تا میشد هم زدند و آن وقت بود که بوی گه
از توی این فوتبال سرتا پا کتافت ما بلند شد (به استثنای بعضی زحمتکشان و متولیان
و اعضای محترم جامعه فوتبال البته).اول دروغ و انکار مسوولان. بعد تحریمهای شتابزده از
جانب باشگاه بعد اخراج سرپرستی که دهها سال در این باشگاه کار کرده و بعد ورود
فدراسیون فوتبال به موضوع و تحریمهای بیشتر و مادام العمر و نامشخص و نا متعارف و
بعد ورود سریع دادستانی به ماجرا و اعلام جنبه عمومی جرم و …. خدا آخرش را به
خیر کند. اصلا من به نظر من بیاریم دو نفرشون رو در میدون آزادی اعدام کنیم و با
پخش تخمه مجانی هم زمینه تفریح و ساعاتی مفرح رو برای مردم فراهم کنیم و هم درس
عبرتی به بقیه دست درازان عرصه ورزش بدهیم تا از این به بعد هنگام گل زدن مثل نخست
وزیر ژاپن به تماشاچی ها تعظیم کنند و با بقیه بازیکنان به نشانه احترام دست بدهند
و اگر خیلی خوشحال بودند یواشکی و به دور از دوربین یه بوس سه تایی هم انجام دهند
! (بوس سه تایی یعنی سه بار و دو بار جایز نیست !).

من که به ناموس و این حرفها اعتقاد ندارم اما
قویا”  فکر میکنم آقایان یک جای کار
ناموسشان میلنگد که این همه نا امنی و تجاوز و جنایت در جامعه را در روز روشن و در
جلوی چشم پیر و جوان و کودک میبینند و ککشان هم نمیگزد اما در مورد این مساله که
در زمین بازی اتفاق افتاده و البته کسی هم انکار نمیکند که کار زشتی بوده ، ظرف 24
ساعت دادستانی ورود میکند ! یک حالت دیگر هم وجود دارد و آن اینکه آقایان تا به
حال از خودرو هایشان پیاده نشده اند که ببیند چه طور زن و دختر جوان و حتی خردسال
و حتی پسران نوجوان  مورد تجاوز کلامی و
فیزیکی قرار میگیرند و یا کلا کور تشریف دارند و واکنششان به مسایل اخیر هم از روی
شنیده هاست !


                

این صحبتم با آقای سردار است که خیلی ها به مدیریتش باور
دارند.زیاد از کارها و جدیت این آقا شنیده ام. علی رغم روضه خوانی اش در جلسه دولت
شخصا” آدم صادقی میپندارمش.دلایل خودم را هم دارم.از آن دست آدمها نیستم که
بگویم مرتیکه سپاهی ریشوی کثافت ! این حرفها برایم توهین آمیز است. اما میگویم آقای سردار ! زمانی آرزو داشتم پلیس باشم.زمانی که همه پسرها دوست داشتند خلبان و دکتر و مهندس
و وکیل شوند من به همه میگفتم دوست دارم پلیس شوم. نه به خاطر علاقه به یونیفرم و کلانتر بازی و دیدن فیلمهای هالیوودی که پلیسها آدم خوبه بودند. بلکه درست برعکس. چون در هشت
سالگی شاهد ربوده شدن زنی جلوی چشمانم و انفعال پلیس بودم و در 12 سالگی مورد تهدیدهای جنسی
خیابانی قرار میگرفتم و پلیسی نبود که کمکم کند و در 20 سالگی مورد تحقیر و توهین و بازداشت قرار گرفتم توسط همان پلیس که در 12 سالگی نبود و این بار همه جا بود.در هر کوچه و خیابان. فقط به خاطر
دست در دست داشتن کسی که عاشقانه دوستش داشتم.آن هم در پیاده رو ! مامور پلیس به نشانه تصدیق بازداشتش به من گفت : پدر سوخته من دست زنم را هم هرگز در خیابان نگرفتم اون وقت تو دست همکلاسی نامحرمت رو در خیابان میگیری ؟! هیچوقت با دیدن پلیس احساس آرامش
بهم دست نداد.اما با خودم میگفتم من اگر پلیس باشم حداقل قدرت خواهم داشت که دست
متجاوزان و دست درازان را قطع کنم و یک پلیس خوب هم میتواند حداقل چند نفر را نجات
دهد.البته آن موقع نمیدانستم قدرت داشتن خودش آدم را میپوساند. خودش آدم را متجاوز
به حقوق اکثریت میکند.نمیدانستم یک تفنگ که ببندم دم کمرم یا حتی ساده تر از این
حرفها یک بیسیم که دستم باشد همه باید ازم حساب ببرند. آن موقع است که خیابان
یکطرفه را با خیال راحت میروم و به جای کمک به مردم کشورم قدرتم را به رخ آنها
میکشم. البته قدرت گلوله ام را. به شما گفتم که زمانی پلیس بودی و خیلی ها میگفتند
پلیس خوبی بودی ! یعنی ندیدی این همه جنایت در کشوری را که به خاطر شادی بازیکنان
فوتبالش رگ غیرت مردمانش باد میکند. پس این رگ غیرت پلیسی تو و همفکرانت کجا بود
وقتی این دستها جلوی چشم همه ما به ماتحت زن و بچه حواله میشد ؟ حتما چون آنها
حجابشان مشکل داشته دست درازان حق داشتند آقای سردار ؟ آن دختران مدرسه ای که هر
روز از جانب مغازه داران هم سن پدرشان جلوی چشمان ترسان ما مورد آزار قرار میگرفتند چطور ؟ آنها هم مثل
لولیتای ناباکوف دلبری میکردند حتما” ؟! آقای سردار جمع کنید این کاسه کوزه
فرهنگی تان را و این دیگ پر از کثافت را انقدر هم نزنید که بوی تعفنش خفه مان کرد.

 

سردار رویانیان مدیر عامل فعلی پرسپولیس و رییس پلیس راهنمایی سابق تهران  در حال صحبت با بازیکنان پرسپولیس در حالی که دستان خود را به نشانه تاثیر بالقوه حرکت دستان در عفت عمومی به هم میزند !

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

12 دیدگاه برای “دستها به کجا میروند ؟”

  1. الهام می‌گه:

    خیلی پست تاثیرگذاری نوشتید برادر. همین که راجع به این موضوع کمتر صحبت بشه به نظر من هم بهتره.


    ممنونم از لطفت.
    یعنی میگی ما هم زیپو بکشیم بهتره آبجی ؟! من بیشتر منظورم اینه که این بی اخلاقی سر تا پای ما رو گرفته و آقایون لاحاف ملا رو چسبیدن !

  2. جاناتان می‌گه:

    خیلی مطلب خوبی بود. خیلی متناسب با زمان بود. من میخوام اضافه کنم از مساله ای که میتونه شوخی تلقی بشه و مسخره جنجالی به پا میکنن و افرادی رو تحقیر میکنن که برای چیزهایی که سرزمین ما هیچ ارزش واقعی ای براش نمیگذاره مثل ورزش تلاش میکنن و معلوم نیست واقعا نتیجه مادی و معنوی کافی ای بگیرند و دلخوشی های کوچیکشون همین مسخره ای بازی ای هست که یه عده اون رو غیر اخلاقی خطاب میکنند و یک عده مستحجن و الی اخر. من حتی باید این رو بپرسم که اصلا چرا این رفتار باید غیر اخلاقی تلقی بشه؟ اخلاق چه چیزی هست؟ لباسشون رو که در نیاوردن!
    به هر حال!
    عنوان مطلبت هم عالی بود!


    ممنونم داک. به نظرم در دنیای داخل ایران مرزهای اخلاق جا به جا شده. دیروز داشت بی بی سیی یه فیلم راجع به یه سری قتل سریالی تو مشهد نشون میداد که یه بابایی با انگیزه پاک کردن جامعه از زنان خیابانی مرتکب شده بود.سال 80 شمسی بود.حتما یادته. واکنش مردم عجیب و حیرت آور بود و همه کار اون رو تایید میکردند و در و همسایه به پسر یارو میگفتن باید راه پدرت رو ادامه بدی ! بعد در چنین جامعه ای برای این دست موقعیت نشناس دادستانی ورود میکنه و خون در رگ ملت به جوش میاد !!!

  3. اورایاد می‌گه:

    سلام خودمونیم حسابی ابروی فرهنگو تو کشور پهناور و عزیز اسلامیرو بردن یه نگاهی به سایتهای خارجی بندازین ببیند مردم سایر کشورها چه جور دارند قضاوت میکنند در مورد فرهنگ ناب ورزشی ما ایرانیها
    من اتفاقا فکر میکنم از بس که این مسایل ماسمالی شده تو کشور ما یکی مثله این بازیکن جرات میکنه جلو دوربین و این همه تماشاچی از این کارها بکنه تازه اقا اینقدر پررو هست که بیانیه میده که من این کارو عمدی نکردم از بس تو این مملکت دروغ شنیدن که یارو فکر میکنه با قسم به جونه مادرش خوردن و از این اون مایه گذاشتن میتونه دسته گلشه که به اب داده رو رو درست کنه نمیدونم ادم احمق فقط میتونه باورکنه که نصرتی راست میگه
    به نظرم من چرا نباید انتقاد کرد از این وضعیت اشغال فرهنگی کشور عریرمون چرا مطرح نشه مگه تو مملکت ما این مسایل رو هر روز نمیبینیم تا کی باید این کثافت کاری هارو بکنن
    همین تئوریسینهای فرهنگی کشورمون که الان فریاد وامصیبتها و واسفا هاهاها شون بلند شده خودشون مقصر اصلی بی ابرویی ایرانی و فرهنگ کشورعزیزمون هستند اقایون یارو جوون درس خونده که بابا مامانش با هزار بدبختی درست تربیت کردن میندازن گوشه زندان بهش کار نمیدن و گزینش نمی کنند تو سرش میزنند و خارش میکنند بعد یه مشت ادم بی تربیت رو عزیز میکنند و قهرمان ملی
    خیلی تند رفتم شرمنده فقط یه چیز موند بپذیریم ظرفیتمون همینقدره


    نه برادر منم نمیگم انتقاد نکنیم یا کار اونا خوب بوده یا عادی بوده.ببین حرف من اینه که اولا سالهای ساله که جو ورزش همینه. مگه سلطان علی پروین و طرز حرف زدنش رو یادتون رفته.مگه همین چند روز پیش نبود که فردوسی پور رو تهدید کرد که من مثه استیلی مستیلی نیستم و دو نفر میفرستم تا میخوریس بزننت.فضای کشتی هم بدتر از اینه.هر ورزشی که ایران توش یه سری داره جوش همین گنده.واسه چی ؟ واسه اینکه جامعه از بیخ مشکل داره.واسه اینکه من سوم دبیرستان بودم بچه های بزرگترین دبیرستان ایران واسه هم از لحظات فرحبخش لووواط دسته جمعی صحبت میکردند.واسه اینکه میخوایم طرح تفکیک جنسیتی کنیم که نگاهمون به نامحرم نیفته اما به فکر کانسیکوئنت های مساله نیستم.خوب معلومه با این پایه گذاری بی ثبات فرهنگی این بنا یه روزی فرو میریزه جلوی چشم چند ده میلیون آدم. نه اتفاقا من میگم بگیم.ولی بریم سر اصل مطلب.

  4. علیرضا می‌گه:

    احسان، آمپر چسبوندی …
    حق هم داری … میدونی چرا؟ … در کشوری که داد ادعا سالهای سال هست که بلنده، که ای جهانیان، ای ملتها، ای تمدنها، ای مردم عادی، ای دانشمندان، ای …، همتون مرخصید … نفهمیدی … همتون مرخصید …
    آقا بیا این ور بازار رو ببین،
    هر کی میخواد بچه تربیت کنه بیاد در مکتب ما اسمشو بنویسه
    هر کی میخواد با کلاس زندگی کنه بیاد زیر این بیرق
    هر کی میخواد دنیا و آخرتش رو با هم داشته باشه، جا نمونه …
    نمایش خنده داری داریم اجرا میکنیم،
    تمام اون محسناتی که از پلیس گفتی برای بنده هم تک به تک اتفاق افتاده (خاک وچوک، روم به دیوار …) و تماماً تائید میشه.


    ممنونم از تاییداتت ! من فکر میکنم از مثلا 35 سال پیش تا این ور اینجور اخلاقیات در جامعه در عین حال که چندین برابر بدتر شده همون استخونبندی ضد فرهنگی خودش رو حفظ کرده.یعنی این جور مسایل ریشه در یه فرهنگی داره که نمیدونم از کجا اومده.این نگاه جنسی به انسان.حالا به دلیل این محسنات مکتب فعلی و جداسازی نادر از سیمین (!) این مسایل تشدید هم شده.حالا من اصلا هموفوب نیستماو به نظرم هر کی مختاره هر کار میخواد تو خونش یا هر جای دیگه(و نه جلوی دوربین تلویزیون جمهوری اسلامی) بکنه اما این چیزی از اشتباه بودن راهی که ما تو این 35 سال اومدیم کم نمیکنه.

  5. مارتین می‌گه:

    آقا دمت گرم
    خیلی با حال و تاثیر گزار بود
    وقتی آقای …… جلوی وزیر زن بهداشتش میگه ممه رو لولو برد، خوب باید تو زمین فوتبال جوانان غیور ایرانی شوخی شوخی انگشت تو …..
    از کوزه همان برون تراود که در اوست


    ممنونم از لطفت.آقای … کاش فقط راجع به ممه صحبت میکرد.ایشون مدیریت جا به جایی ممه و جهان رو همزمان انجام میدن.ولی وضع اخلاقی فوتبال ما خیلی بدتر از اونیه که یه قسمتشو تو تلویزیون دیدیم.

  6. اورایاد می‌گه:

    سلام منم که قبلا گفتم کلی با تاییید کردم موافقم
    چند تا توضیح اول درمورد کامنت جاناتان:
    من کلا دوست دارم که ملت ازاد باشه ولی ببینید بعضی از شوخی ها جا داره و مکان فکر میکنم مردم عادی (جدا از افرادی مثله کفن پوشان که کلهم مثله گوسفندان قلعه حیوانات کارشون وامصیبتا و واسفاها ها هستند ) هم اگر ناراحت شدند به این دلیل بوده قشر ورزش کارهم به غیر علی کریمی و چندتا دیگه به نظرم قشری هستند که تو مملکت ما لز عرت و احترام برخوردار بودند درصورتی که بقیه ملت در عین شایستگی مورد تبعیض هستند و این تبعیض قابل لمس هستش همین دیروز نیروی انتظامی ریخته بود تو خونه مستاجر بابام دره خونشو شکسته بود و جلو چشم پدرم بهش دستبند زدند که چرا مهریه زنشو دو ماهه نداده وقتی پدرم اعتراض کرد بابا این یارو فوق لیسانسه مملکته (حسابداری دانشگاه تهران)و کارمند دولت زشته اینجوری دارین میبرنش به بابام گفتند شما خودتون مجرمید چون به مجرد خونه دادید اونم یه مردی که زنشو طلاق داده!!!
    دوم درمورد کامنت قبلی خودم و توضیحات احسان و تاییدات جناب علیرضا:
    اقایون کل علاقه مندی بنده به این بحث همین ادعای فرهنگ ناب حضراته و کارهای مسخره اقایون که بدون فکر دارن شخصیت ملتو لگد مال میکنن یکی از همین کارها منشور اخلاقیه فدراسیونه که یه اخوند گذاشتن راس امور و هی فوتبالیستها رو گزینش و تایید میکنه همین برادر عزیم شیث یه ساله که منشوریه !
    سوم نیروی انتظامی که اصلا مثله شتر نجاست خوار میممونه
    همیشه ضد حال سیزده بدرهای ما و چهارشنبه سوریهای ما بوده و هست خدا ازشون نگذره


    به شتر چی کار داری ! میان از انجمن حمایت از حقوق حیوانات میبرنت ها !
    منظورت از عزت و احترام فکر کنم عزت از طرف آقایون از ما بهتراون باشه نه ؟ ون کریمی به نظرم پیش مردم عادی محبوب ترین ورزشکاره ایرانه.
    در مورد اون مستاجرتون به نظرم هر کس باید تاوان اشتباهشو بده.درسته که اون شایسته این رفتار نیست و قطعا سیبیل اون حمله کنندگان هم چرب بوده چون دنبال دزد اینا نمیرن چه برسه به یه مهریه اما اشتباه اون آقای تحصیلکرده از اول انتخاب چنین همسری بوده.جریان منشور و برادر روحانی و این حرفهام که ناصرالدبن شاه یه جمله خوبی داره که میگه ما همه چیزمان مثل همه چیزمان است و هیچ چیزمان هم به درد نمیخورد !

  7. دیادیا بوریا می‌گه:

    دوست عزیز سلام
    واقعا خیای خوشحالم که با شما و در واقع وبلاگ تون اشنا شدم
    قلم جذابتون باعث شد تمام پست های این صفحه رو بخونم و اقعا ” لذت ببرم از نوع نگاه تون به مسائل اطراف و درون…
    امیدوارم همیشه همینطور قوی و زیبا بنویسید


    دکتر جان ! خوش آمدی به خلوت ما. من مدتهاست که دنبالت میکنم ولی کمتر کامنت میزارم. امیدوارم زیمای سختی پیش رو نداشته باشید و ممنونم از اینکه به ما سر زدی.
    تی فدا.

  8. آرجان می‌گه:

    سلام داداش،
    بسی از این مطلب خوشمان آمد.
    کاری که اینا کردن چندان هم جدا از جامعه ما نبود و البته خیلی زشت بود که باید تنبیه شن اما نه دیگه اعدام! هر وقت گندای سیاسی و اقتصادی و اخلاقی دستگاه ها و شخصیت های مختلف توی این مملکت دچار مجازات درخور شد بعدا میشه در مورد اعدام این دو نفر فکر کرد! می خوان ذهن رو منحرف کنن از مسائل مهم تر.
    ارادت


    من فکر کردم با توجه به حرفهایی که تو این مدت زده شده و انتقاداتی که به نحوه مطرح شدن این مساله در جامعه از طرف خود آقایون وارد شده دیگه گند این موضوع رو زیاد در نیارن.دیشب در کمال ناباوری دیدم باز این ورزش از نگاه دو داره راجع به این مساله حرف میزنه. شاخ بر سرم سبز شد برادر ! هیات رییسه مجلس بعد از اثبات 1000 میلیارد تومن اختلاس جلوی ادامه تفحص از تامین اجتماعی (شستا) رو گرفته و فقط یه روز یه چیزی ازش شنیدیم و بعد نخواستن گند ماجرا در بیاد.اون وقت این موضوع بعد از یه هفته هنوز نقل محافله ! یعنی در چنین جامعه ای زندگی میکنیم ما !

  9. جاناتان می‌گه:

    میگم من فی البداهه یه سوالی برام ایجاد شد. از روی اون دو سه تا شورت رو و زیر و توی اون معرکه بگیر و بالا بنداز چطوری انگشت طرف تونست سوراخ مورد نظر رو اینقدر به سرعت پیدا کنه و اونجا فرو بره. با توجه به اینکه ابعاد سوراخ مورد نظر اونقدرها هم امادگی پذیرش سریع هر جسم خارجی رو نداره. مخصوصا که هیجان فرد مورد نظر این آمادگی رو سلب کرده. به هر حال یهو این سوال ایجاد شد گفتم بدانم و بمیرم بهتر است تا نادانسته و جاهل در گذرم. اگر جواب رو میدونستی بگو.
    شایسته است اضافه کنم که چون رابطه در این سیستم به خصوص اصلا در تخصص من نیست هیچ نوع اطلاعاتی در موردش ندارم. اما شنیده ها حاکی از این هست که حتی برای فرو کردن یک انگشت مقادیر زیادی تسهیل کننده نیاز است.


    دکتر جان در ابن مورد همان ندانسته بمیری بهتر است !!!
    ولی باید از برادران توبیخ کننده این آقایان پرسید که از کجا دخول را اثبات کردند و با توجه به اینکه میزان دخول باید با مجازات تناسب داشته باشد به نظر میرسد که حداقل دخول مورد نیاز انجام شده ! البته این آقایان تصمیم گیرنده حتما تجربیات گرانقدری در زمینه دخول دارند !
    دکی دهن منو وا نکن ! خودت سر شوخی رو وا کردیا !
    یه چی میپره از دهنم بیرونا ! آقا یکی منو بیگیره !

  10. جاناتان می‌گه:

    خداییش از کامنت آخر خودم کلی خنده از خودم در کردم!


    اول نوشتی بعد خندیدی یا اول خندیدی بعد نوشتی ؟؟

  11. جاناتان می‌گه:

    ای بابا نمیدونم چرا اینقدر خلاقیت یهویی داره فوران میکنه.
    یه چیز دیگه یادم اومد. این عکس که اون پایین گذاشتی عجب حس نوستالژیکی داره ها. مثل اون وقت ها که توی دبیرستان همه مون با هم یه شیطونی میکردیم و بعد ناظم دور هم جمع مون می کرد و میخواست تذکر اخلاقی بده و از این چیزها. سرمون رو مثل شرم سارها پایین مینداختیم و هی توی دلمون بهش فحش ناموس میدادیم. چه خفتی داشت به خدا. حالا ادم این رو که میبینه دلش واسه این بدبخت ها کباب میشه. هر روزشون خفت کشی هست. اون هم از این جماعت بلاهت در حماقت قاطی!

    اگر چیز دیگه ای به ذهنم رسید سریع اضافه می کنم!


    چی شد پس ؟ منتظرم اضافه کنی ها ! مگه شما هم شیطونی میکردی در نوجوانی !؟ تو که گفتی من تجربه ای در این زمینه ها ندارم که ! چی شد پ ؟
    کلا زندگی در ایران خفت کشیه خواهر من ! کلا وضعیت هممون همینه !

  12. جاناتان می‌گه:

    گفتم در زمینه اون رفتار بخصوص تجربه ندارم نه اینکه به عمرم شیطونی نکردم. دهن من رو باز نکن ها! من شیطونی در انواع مختلفی که فکرش رو بکنی توی پرونده ام هست. اما این یک رفتار رو اصلا ایده اش به من حال نمیده. گفتم دیگه این یکی رو بی خیال شم گیو ایت ا میس! ایده اش اگر حال میداد مشکلی نبود ها.
    حالا تو هم ول کن جنبه نداشتی ها. همه جزئیات و ریز و پیزش رو نمیخواد توصیف کنی!
    میگم این دکی رو از کجات میاری. عه عه. اروپایی شو دیگه. مدرن شو. کسی واسه دکی و مکی که تره خورد نمیکنه اینجا!


    ما یه بار سوم دبیرستان بودیم از مدرسه داشتیم با یه عده رفقا میومدیم بیرون یه اکیپ از دخترهای مدرسه کوچه بالایی از کنار ما رد شدند و همان حرکت نصرتی را بر سر یکی از دوستان ما در آوردند ! یعنی فکر کن دختره اومده با پسره شوخی دستی کرده و خندیده و رد شده رفته ! اینجوریه که تو این مملکت حقوق مردا رعایت نمیشه ! یعنی مام از این تجربه ها داشتیم خواهر من !

    در مورد دکی و اینا من چون نمیخوام اسم واقعیت رو خطاب قرار بدم اینو میگم.با اسم مستعار هم زیاد راحت نیستم کلا ! دیگه اینم از اخلاقای بد ماست.اگه ناراحت میشی دیگه نگم.ولی من کسی ندیدم از این واژه ناراحت شه چون یه کم جدی و یه کم طنز آمیزه !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!