بگو بین بد و بدتر چه حق انتخابی هست

انتخابات استرالیا تمام شد و حزب حاکممون با اکثریت پیروز شد. حالا نمیخوام پروسه انتخابات رو براتون شرح بدم یا اینکه دولت چجوری تشکیل میشه و اینها. اما مساله اینه که حزب پیروز که الان هم قدرت رو به دست داره از سه سال پیش یعنی حزب لیبرال جناح راست محسوب میشه.

جناح راست (یا همون رایت واینگ) در هر جامعه ای معنی خاص خودش رو داره اما جنرالی اسپیکینگ یعنی طرفدار پنجاه درصد پولدارتر جامعه. هر چند نود درصد ثروت جامعه دست ده درصد افراد جامعه است اما هنوز طبقه متوسطی هستن که سعی میکنن با خزیدن و جون کندن بین این دهک های چموش و سرکش رو طی کنن و خودشونو برسونن به اون دهک بالایی !

چجوری ؟ مثلا خونه میخرن ! با ده درصد پیش پرداخت ! بعد خوشحالن که خونه دارن ! یا مثلا ماشین لاکچری میخرن از دم قسط ! بعد خوشحالن که وضعشون خوبه . توهم میزنن که خزیدن تو اون دهک بالاییه !

خیلی ها معتقدن سیاستهای حزب کارگر که رقیب حزب حاکم در انتخابات بود خیلی آب دوغ خیاری و دست کردن توی جیب مردمه. یعنی افزایش مالیات که قراره اونها از قبلش هزینه قولهاشونو بابت دادن کمک به بیمارستانها و مدارس بدن یه روش غلط و دزدیدن از جیب پولدارها و پول مفت دادن به فقراست.

تو ایران وقتی اعلام کردند که قراره یارانه بدن از “آزاده” خاله گوهر اینا که بلد نبود کامپیوتر رو روشن کنه تا “ایرج” عمو ممد اینا که صبح تا شب شهرام همایون نگاه می کرد و به بالا تا پایین حکومت فحش میداد اومدن سراغ من که یاد بگیرن چجوری میشه آنلاین ثبت نام کرد واسه چهل و پنج تومن یارانه ماهیانه ! یه روز “ساحل” هم که عید اومده بود ایران امد گفت شناسنامه کارت ملیم رو بدم واس منم ثبت نام کنی ؟ گفتم تو خرج یه کاپوچینوی کم شکرتم نمیشه این پول تو سیدنی دختر ! چه خبرتونه ؟! چه خبببرتونه ؟! گفت نه بابا میگیریم فوقش میدیم به فقیرا ! نمی دونم داد یا نه ! ولی هر کار کردم بابا راضی نشد واسه خودمونم ثبت نام کنم ! گفت ما از این میمون پول نمیگیریم !

حالا ساحل بعد از گرفتن فوق لیسانس و دکترا چند ساله پاسپورتشو گرفته. آزاده هم شوهر دادن به یه پسره که از بچگی با پدر و مادر پناهجوش استرالیا بوده و بچه دومش که دنیا اومد پاسپورت اوزیشم گرفت. ایرج با قایق خودشو رسوند. شانس آورد قبل از 2012 و شدید شدن قوانین رسید و بعد از چند ماه کلیسا رفتن و صلیب به دیوار خونه زدن اقامت دایمش رو گرفت و الانم به مدد آقا جیسس پاسپورت استرالیایی داره. همشون هفته پیش رای دادن به لیبرال ها.

ساحل میگه من این همه درس خوندم کار کنم مالیات بدم که پول این تنبلایی که میرن سنترلینک رو بدم ؟ گور باباشون. آزاده میگه این حزب کارگریا بیان خونه ارزون میشه ! با هزار بدبختی ما پارسال خونه خریدیم ! به من چه ! می خواستن زودتر خونه بخرن بقیه ! چر ارزون بشه ضررشو من بکنم ؟ ایرج اما معتقده کلسیا شلوغ میشه ! میگه آقا به من دیگه نگو ! من خودم این راهو اومدم. خیلی خطر داره. همون کسی رو را ندن که اینام را نیفتن بیان بهتره.

من نمیدونم راستش کدوم راس میگن. فقط میدونم اون مملکت حالا حالا ها درست نمیشه.

بابا سال بعدش رفت. چند ماه قبل از اینکه بازنشست بشه. الان سه سال میگذره ولی هنوز بعضی روزا یکی شماره حساب میخواد که قرضشو پس بده. کارگرایی که تو همون سالها بیکار شدن.

این گربه اگر فرار کرد و زیر ماشین رفت مقصرش تک تک ماییم. گفته باشم که بعدا نگین نگفتی.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

2 دیدگاه برای “بگو بین بد و بدتر چه حق انتخابی هست”

  1. Heda گفت:

    اون رایت وینگه برادر! وینگ

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!