فیدل و من

این نوشته ادای احترامیست به جسد نیم سوخته فیدل کاسترو روز،  آخرین بازمانده انقلاب های آرمانخواهانه بشر در قرن بیستم

دوران دانشجویی مثل همه همسن هایم فکرهای گنده در سرم داشتم. بابام میگفت ما که همسن شما بودیم میخواستیم دنیا را عوض کنیم. من پیش خودم میخندیدم و می گفتم ولی دنیا عوضی تر از آن بود که بتونید عوضش کنید. اما خودم نا خود آگاه همان راه پدر را رفتم. آن هم به شیوه کج و معوج و نیم پخته خودم. روزها بر ترک موتور سازمانی سید یوسف فرمانده بسیج پایگاه دانشکده فنی مهندسی می نشستم و شب ها برای دوستان انجمن اسلامی راهکارهای چانه زنی از بالا و فشار از پایین تبیین می کردم. توهم اینکه من دانشجو از شیر مرغ تا جون آدمیزاد باید سر در بیاورم و تمام مسایل روزمره بشری را با دو خط شعری که در مجله شش برگی فتوکپی شده دانشکده چاپ شده بود ،  حل و فصل کنم فقط شروع یک مسیر هموار به ته دره بود.

آن روزها وقتی لباس خاکی به تن پشت ترک موتور سید یوسف در خیابانهای دانشگاه چرخ میزدم گاه و بیگاه نگاههای شماطت بار دوستان و گاه فحشهای آبدار آدمهای غریبه را به دوش می کشیدم. برایم مهم نبود که منفور باشم و البته کسی هم جز من نمی دانست که دایی سید یوسف بر خلاف پدر شهیدش چریک فدایی بوده که اعدام شده و من و سید عصرها چایی می ریختیم و دو نخ سیگار بهمن دود می کردیم و داستان های کوههای سیئرا مائسترا و کشتی گرانما را دوره می کردیم و گاهی سر اینکه مارشال  تیتو حق داشت یا استالین دعوایمان بالا می گرفت.

امروز که خبر مرگ فیدل کاسترو همه جا پیچید دلم گرفت. نه به خاطر احترامی که برای دیکتاتور دوست داشتنی کوبا قائل بودم بلکه به خاطر سیل فحش ها و نفرین هایی که در دهکده جهانی به رهبری دونالد ترامپ بر علیه فیدل پیچید.

برای منی که جنگ شکر در کوبا مثل انجیل یوحنا همیشه روی طاقچه خانه کودکی ام بوده  ومجموعه چند جلدی سخنرانی های آتشین فیدل مثل بحارالانوار گوشه کتابخانه خانه مان ، طبیعیست که مردن فیدل کاسترو مثل افتادن یک دندان مهم میماند که هر چند بعد از مدتی به نبودنش عادت میکنی اما تا مدتها جای خالی اش احساس می شود. اما درد فحشهایی که بعد از مرگ فیدل سر داده می شود وقتی بیشتر می شود که با تمام علاقه ات به فرمانده بدانی که فیدل به بیراهه رفته بود.

فیدل به اندازه همرزم دیرینه اش ارنستو چه گوارا خوش شانس یا شاید هم مصمم نبود که در همان سالها دندان لق قدرت را بکند و جان گرانمایه اش را بر سر آرمانش بگذارد تا جسد بی جانش هم به کابوس ابرقدرت زمانه تبدیل شود.

فیدل مثل تمام رهبران انقلابی دنیا دچار پارانویا شد. بدبختانه مسیری که تمام مبارزان انقلابی  به قدرت رسیده  در نیمه دوم قرن بیستم رفتند به طرز رقت انگیزی شبیه هم است. کاسترو نه به اندازه آلنده رستگار شد که کودتا یا تروری علیه اش به نتیجه برسد و نه به اندازه اورتگا الفبای دموکراسی را می شناخت که با همه هزینه هایی که برای آرمانش داده بود تن به رای مردم بدهد.

حالا سید یوسف در یاسوج معلم شده. شاید هم به واسطه خدمات پدر شهیدش مدیر کلی چیزی در اداره آموزش و پرورش یا استانداری شده باشد. من هم که هزاران کیلومتر دورتر فکر بازپرداخت قسطهای خرید ماشین و خانه ام هستم !

اصلا چه اهمیتی دارد که کسی فحش بدهد به کاستروی مرده. من چرا وقتم را تلف تطهیر آقای دیکتاتور کنم !؟ اصلا بگذار همانها که به من نشسته بر موتور سید یوسف فحش میدادند ، سنگ وردارند و بزنند به ته مانده جسد فیدل !

کوبای بدون کاسترو حتما جای بهتری برای زندگی مردمانش خواهد بود اما دنیای بدون کاسترو ، دنیای بدون آرمانخواهی ،  بی شک جای خطرناکی خواهد شد.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

11 دیدگاه برای “فیدل و من”

  1. زری می‌گه:

    ولی من برعکس شما از دنیای پر از آرمانخواهی میترسم…. بنظرم دنیای بدون آرمانخواهی جای امن تری است

    • Ehsan می‌گه:

      حوب دنیای آزاد ویژگیش اینه که هر کس هر جور راحته زندگی میکنه. ولی یک ویژگی دنیای بدون آرمانخواهی هم اینه که شما به هر چی داری داری راضی خواهی بود. من از این قسمتش میترسم !

  2. مدیرجوان می‌گه:

    عجب دانشجویی بودی :)
    الان که ۳۵ الی ۳۷ سال سن داری چند درصد شبیه اون اینده ای هستی که تو سن ۲۲ الی۲۵ سالگی فکر میکردی اونجوری میشی؟

    • Ehsan می‌گه:

      واقعا معتقدم ما همون شکلی میشیم که میخوایم بشیم. چون نا خوذد آگاه به اون سمت قدم بر میداریم. اما داستان اونجا جالب میشه که خیلی وقتها تبعات خواسته هامون رو نمیدونیم و وقتی در آینده باخهاش روبرو میشیم تعجب میکنیم. اینا همش همون شکستهاییه که تو جوونی اسمش رسیدن به هدف بود و تو پیری اسمشو میذاریم تجربه.

  3. عزراییل می‌گه:

    استاد بعد از مدتهای مدیدی یه چیز درخور خوندن نوشتی !!

  4. روباه می‌گه:

    لباس خاکی به تن پشت موتور سید ………
    یکی دیگه از صورتک هاس?

  5. روباه می‌گه:

    بی بلا

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!