نفوذ عنکبوت

1 –  آب رفته از جوی

چند روزی بود که از در و دیوار ایران خبرهای خجالت آور می بارید. خبرهایی که معمولا ارزش خبری زیادی ندارند اما خوراک برنامه های زرد و عامه پسند میشن و معمولا به خاطر پوشش وسیع این نوع نگاه در جوامع مختلف گاهی تبدیل به بمب خبری میشن و کمپین هایی در کنارشون شکل میگیره که گوینده اولیه اون خبر که ایده اولیه این بلاهت بی مثال رو با ذهن معمولا مریض خودش شکل میده و معمولا آدم کم اهمیت و گمنامیه ، حتی فکرش رو هم نمیکرده !

زمانی که قزااقستان بودم خبر دکترای قلابی مرحوم کردان در مجلس طنین انداز شده بود. شهری که ما در اون زندگی میکردیم یه شهر دور افتاده بود که تنها مطبوعه اش هفته نامه ای بود مملو از تصاویر دلبران نیمه لخت روس و حوادث عجیب و غریب و ترسناک با تصاویری از جمجمه های متلاشی شده و تصادفات خونبار. همیشه هم یک دو صفحه ای بزرگ وسط هفته نامه داشت که یک بانوی باور نکردنی برهنه با یک ابزار خشونت مثل تفنگ های اتوماتیک یا سلاح سرد مانع از نمایش کامل اندامهای جنسی اش می شد ! تازه این هفته نامه با یک هفته تاخیر به شهر ما می رسید !

یک روز دیدم همکار روسمان صفحه وسط هفته نامه را آورده و میخندد و یک چیزهای فحش ناکی به روسی می گوید. من که از دیدن صفحه ای که حدس میزدم چه ممکن است باشد ، جلوی همه همکاران در حال شرمنده شدن بودم با دیدن عکس این هفته خیلی بیشتر از دیدن صحنه ای که انتظارش را داشتم خجالت کشیدم.

به جای فرشتگان ویکتوریا سکرت از نوع روسی و اسلحه به مشت ، تصویر درشت مرحوم کردان نقش بسته بود که یک کاغذ که مثلا مدرک دکترایش بود را در مجلس روی آسمان گرفته بود و با چشمان اشکبار از کارنامه علمی اش دفاع میکرد و یک صفحه کامل از آن هفته نامه فرهنگی – هنری (!)  راجع به مدرک قلابی آقای وزیر گزارش و توصیح و تفصیل !

آخرینش قبل از این طوفانهای خبری اخیر درباره بیانات گهربار صدیقی امام جمعه موقت تهران بود که در مورد رابطه زلزله و بی حجابی سخنرانی کرده بود و چه خنده ها که موجب نشد …

از خبر دستگیری مدلهای ایرانی اینستاگرام و توبه زیر پوستی الهام خانم عرب که بگذریم کشف ماموریت مخفی بانوی مکرمه خانم کیم کارداشیان در زمینه انحراف اذهان جوانان ایرانی از نمونه های ناب ذکاوت برادران گمنام امام بود. البته لازم به ذکره که این موضوع تازه ای نیست و این بانو سالهاست با منحنی های بدنش و فیلمهای خصوصی و عمومی اش که هر از گاهی به طور کاملا خود جوش به بیرون نشت میکنه ، اذهان تمام جوانان این کره خاکی رو منحرف کرده و بعضا رمق جوانان ما رو گرفته ! یا به قول خطیب جمعه تهران تمام عصاره جوونای ما رو کشیده ! (https://www.youtube.com/watch?v=A86-bx_TtFw)
 
یاد حرفهای سیامک پورزند میفتم که میگفت در بازجویی اصرار داشتند که اقرار کند “سینه کلوپ” که اولین کلوپ سینمایی ایران بود که در زمان شاه راه انداخته بود برای این هدف شکل گرفته بود که زنان رو به اونجا بکشونن و سینه هاشون رو دید بزنن ! و بازجو به شوخی یا جدی گفته بود اصلا اسمش روشه !

اما خوب که فکر کنیم خیلی هم بعید نیست. مگر کم آدمهای مهم این مملکت رو با تله های جنسی و فاحشه های حکومتی گیر انداخنتد ؟ چند تا نویسنده و روشنفکر و وابستگان نزدیکشون با این ترفندهای عصر گلادیاتورها لب به اعترافهای ناخواسته باز کرده باشند خوبه ؟

چرا سی آی ای و ام آی سیکس نباید از این ماموریتهای راهگشا و جواب پس داده برای خود ما استفاده کنن ؟ من که فکر میکنم برنامه ریزان مسایل استراتژیک ما انقدرها هم کم هوش و نادان که به نظر می رسند نیستند. یعنی بعضی وقتها یک چیزهای لو میرود که آدم در همه جایش اسفناج سبز میشود ! که مگر میشد ؟ پس اگه این میشد خیلی چیزها ممکن است بشد ! مثل همین لیست افراد دودره باز که با لو رفتن شرکت حقوقی پانامایی موساک فونسکا در دنیا پخش شد ! حالا پوتین و احمدی نژاد و باببی دیوید کمرون یه چیزی ! اما آخه اما واتسون ؟! مالکوم ترنبول آخه تو دیگه چرا ؟

2 –  دستهای پشت پرده

صبح وقت رفتن به سایت همیشه از این رادیوهای زرد گوش میکنم. قبلا هم گفته بودم ، یک دلیلش اینه که نیاز به تمرکز و تفکر واسه گوش کردنش ندارم و دلیل دومش اینه که معمولا خبرهای زرد روز رو پوشش میده و آدم موقع روبرو شده با افراد اینجا پر از ایده های زرد و بی خطر واسه حرف زدنه و مجبور نیست فقط راجع به آب و هوا و اینکه چرا سرد نمیشه و چرا بارون نمیاد زر بزنه !

هر روز هفته یک برنامه مشخص دارن. مثلا سه شنبه ها زنهایی که صدای مردونه دارن و مردایی که صدای زنونه دارن زنگ میزنن و حرف میزنن و مجری باید تشخیص بده که طرف زنه یا مرد ! اگه غلط بگه به طرف یه جایزه ای میدن. اسم برنامه هم هست سوسیس یا تاکو !

روزهای جمعه اما یه برنامه ای دارن که بهش میگن “جمعه های سه طرفه”. داستان هم از این قراره که کسایی که میخوان شرکت کنن مرد یا زن از قبل ثبت نام میکنن و روی آنتن به همسر یا پارتنرشون زنگ میزنن و بدون اینکه طرف بدونه بهش پیشنهاد میکنن که این آخر هفته یه رابطه سه نفره رو امتحان کنن.(برای توضیح بیشتر درباره این موضوع به سایتهای خاک تو سری مراجعه فرمایید !)

واکنش این آدمها و پارتنرهاشون به این پیشنهاد بیشرمانه (!) معمولا بازتاب نوع نگاه این جامعه به مقولاتی از این دسته. مقولاتی که از فرط تابو بودن حتی تصورشون هم واسه بخش وسیعی از جامعه ایران وحشتناک و غیر قابل باوره. اونم جامعه ای که از فرط بی بند باری از خیلی جوامع غربی جلوتر رفته اما هنوز مقولات این شکلی اونم در نهادهای سنتی-مقدس مثل خانواده توش قابل طرح نیست.

هدفم توجیه یا تایید روابطی این چنینی نیست. بدیهیه که در همین جامعه هم چنین چیزی عادی یا مقبول نیست و واکنش آدمها هم به شنیدن این پیشنهاد این حرف رو تایید میکنه. واکنشهایی که معمولا با تعجب ، گریه و فحش همراهه اما مساله در اینجا نگاه به طرح موضوعات این چنینیه !

همین دیروز بود که معظم اله در سخنانی فرمودند بی بند و باری در غرب به حدی رشد کرده که نه تنها “همجنس بازی” امر عادی شده بلکه کسی که با این مساله مخالفت کنه رو به شدت “هو” میکنند !

من برخاسته از جامعه ای که هر روز سر صف صبحگاهی اش  برای دوازده سال تمام برای طول عمر این عزیز دست به آسمان میبردیم ، چطور باور کنم دست سی آی ای در این برنامه های صبحگاهی رادیو دخیل نیست ؟

مگر جز این است که شنیدن این حرفهای مگو و اتفاقات نادر برای من بعد از این سالهای زندگی در غربت عادی و حتی جذاب شده است !

آیا واقعا دستهای کسی در این میان دخیل نیست ؟

اگر هست ، دست چه کسی بیشتر در کار است !؟

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

9 دیدگاه برای “نفوذ عنکبوت”

  1. محمد می‌گه:

    بالاخره دستای پشت پرده هست یا نه? تکلیف ما رو روشن کن. نکنه دست های پشت پرده مانع به تحقق پیوستن برنامه 10 ساله من شده؟ :D

    • Ehsan می‌گه:

      خوب مشکل اینه که تکلیف معلوم نیس ! تو هم همه چیو ربط بده به برنامه ده ساله ! ایشالا برنامه ده ساله دوم به ثمر میرسه !

  2. عزراییل می‌گه:

    خیلی خسته کننده و بی محتوا بود …

    عاکار داری ترقی معکوس میکنی

  3. روباه می‌گه:

    اینارو ولش کن چیکار کردی زبانت انقدر خوب شده من فقط کل ماجرا رو میفهمم و جزییاتشو نه. واسه همین یبار سرکار داشتیم همه گوش میگردیم منم الکی واسه اینکه کم نیارم میخندیدم وقتی همه میخندیدن یکی رفت دستشویی بعد یهو همه از خنده منفجر شدن منکه منفجر نشده بودم و شدت خندم کمتر بود در تیر رس اون از دس به آب اومده بی خبر قرار گرفتم گفت چیشد چی گفت اینا میخندن
    انگار همه دنیا رو سرم خراب شد
    خلاصه راز موفقیت و با مام در میون بزار در کل.

  4. مدیرجوان می‌گه:

    متن رو کامل و یا دقت بدون عجله خوندم… احساس کردم زیاد از این شاخه به اون شاخه توی متن پریدی و این یه حس گنگ به ادم میده…
    یه چیزی رو میخواستی بگی ولی پیچوندی احسان.{حس ن اینه البته…شما جدی نگیر :) }
    راستی احوالاتت چطور هست؟ خوبی ؟ :)

  5. مدیرجوان می‌گه:

    نمیدونم…فکر نمیکردم مشکلی وجود داشته باشه واسه کامنت کذاشتن …شما دوباره تلاش کن :)

برای عزراییل دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!