دگر جنس یا همجنس. مساله این است !

هم جنس گرایی ، هم جنس گرا ستیزی و داستانهای مشابه

(با تشکر از جاناتان عزیزم که همیشه تلنگری بوده بر رویاهای متلاطمم.)

 

اول) قدیمها بهشان همجنس باز میگفتند. یعنی چیزی تو مایه
های سگ باز ، کفتر باز یا نهایتا دختر باز.یعنی شخص مورد نظر، علاقه به
هم جنسش از روی بازی است و جدی نیست. در نهایت هم این مساله بیماری جنسی تلقی
میشد. من خودم شخصا در کتاب ناهنجاری های رفتاری در لیست انحرافات و بیماری های
جنسی ، علاقه به ارتباط با همجنس را با این دو تا چشمان شهلای خودم دیده ام.یعنی
دروغ چرا ! کتاب چاپ  1354 بود ها !

دوم ) یک بار در یک مغازه که رفته بودم از این چیزهای
تزئینی بخرم یک پسر دیدم که حالم را دگرگون کرد.نمیدانم از اشوه هایش بود یا از
آرایش غلیظش یا اینکه شب والنتاین آمده بود یک کادو برای دوستش (که صد درصد پسری
دیگر بود) بخرد که اعصابم را به هم ریخت و کنترلم را از دست دادم و میخواستم بزنم
زیر ما تحتش و از مغازه پرتش کنم بیرون ! یعنی من که ادعای یک آدم روشنفکر و به
روز بودن را دارم چرا یکدفعه اینجور عصبی شدم ؟

سوم ) دوستانی دارم که زمانی دل در گروشان داشتم.الان هر
کدام در یک گوشه دنیا افتاده اند و ادعا میکنند هم جنس گرا هستند.قبلا که اینجا
بودند البته خبری از این حرفهایشان نبود. نمیدانم هوای اروپاست که آدم را حالی به
حالی میکند یا قوانین بشر دوستانه است که استعدادهای نهفته این دوستان عزیز من را
شکوفا کرده.اما هر چه که بوده مرا در یک یاس و شک عمیق فرو برده که نکند من هم
همجنس گرا هستم و خبر ندارم و فقط یک سفر اروپا لازمم تا باور کنم راهم را تا
امروز اشتباه نیامده ام !!! فقط سوالم این است که چرا هر کس را من نظر یا احساس
مهمی در مورد خودش یا شخصیتش داشتم اینجوری شده است. مهشید عزیزم میگفت تو تمایل
به افراد غیر عادی داشتی و این گونه افراد اغلب در نوجوانی غیر عادی اند و این تمایل
تو در حقیقت تمایل به وجه متمایز شخصیت آنها بوده است.احتمالا درست میگفت.

چهارم ) از چند سال پیش تصمیم گرفتم بر این احساس بد (یا
همان هموفوبیا) غلبه کنم و موفق هم شدم.حالا خواننده محبوبم التون جان است و همین
مایه تمسخر اطرافیان.البته مهم نیست.حداقلش دیگر با دیدن صحنه مشابهی در فروشگاه
عنان از کف نمیدهم. اما هنوز یک سوال در ذهن دارم و اینکه اگر روزی فرزند پسر یا دختری
داشتم از شنیدن اینکه آنها همجنسگرا هستند چه احساسی خواهم داشت ؟ آیا من این
مساله را قبول کرده ام یا فقط باورش کرده ام ؟!

پنجم ) حالا شده ام چوب دو سر چیز.از آن طرف می گویند تو
حتما خودت مشکل داری که با همجنسگراها مشکل نداری از آن طرف میگویند به تو چه از
حقوق ما همجنسگراها حمایت کنی ؟ مگر تو میفهمی ما چه مشکلاتی داریم ؟ به این
میگویند هتروفوبیا و به عقیده من بدتر از هموفوبیاست !  مشکلی که برای حمایت از حقوق هر مظلوم واقع شده
ای داریم از حقوق زنان بگیر تا کردها و تا اقلیتهای مذهبی ! اول حمله میکنند که به
تو چه ربطی داره ! مگه تو مثل مایی ؟ و بعد میگویند یا تو مثل مایی یا ضد مایی !

ششم ) یک اعتقادی دارم که هنوز هم بر همان باورم هستم.در
جامعه زنان انگار مد شده ! طرف ادعا میکند فعال حقوق زنان است.حالا برای اینکه
ثابت کند خیلی هم برایش مهم است این حقوق ، ادعا میکند همجنس گراست و کلا هیچ
نیازی به مرد ندارد ولو جنسی و جسمی ! حتما” این بانوان بیش فعال حقوق زنان احتمالا
با خودشان میگویند مرده شور هر چی مرده ببرن ! اصلا همه مردها مرد نمیشوند مگر
اینکه یک آزار جنسی به زنها برسانند بی شعورها ! (گاهی هم در تایید فرمایشات امام
جمعه تهران مقاله و مطلب مینویسند !؟! ). از این دست همجنس گراها هنوز با همه
تلاشی که برای غلبه بر هموفوبیا کرده ام حالم بد میشود.

هفتم ) این ها را نگفتم که بگویم این مساله خیلی عادی
است.بر عکس به اعتقادم خیلی هم غیر عادی است.فقط تعریف ما و شما از چیزهای عادی فرق دارد !  و البته نظریات خودم را هم درباره
تاثیر محیط پیرامون و تربیت اجتماعی بر گرایش جنسی افراد برای خودم محفوظ میدارم و
نمی گویم که به نظر من 10 درصد از مدعیان همجنسگرایی کنونی واقعا بیمار روحی یا
منحرف نیستند و افراد عادی اما متفاوتند.این را هم اعلام نمیکنم که اگر خیلی چیزها
در جامعه عادی شود و قباحتش بریزد و طرفداران با نفوذ و گردن کلفت پیدا کند شاید
دنباله روهای بیشتری از همجنسگرایی پیدا کند.مسایلی از قبیل سوینگ ، پلی گامی و …
اینها را همه اش را برای خودم نگه میدارم و درباره اش حرف نمیزنم. والا ! چرا دشمن
بتراشم واسه خودم !؟

هشتم ) این پست تقدیم به مهشید عزیزم که امروز فهمیدم جایزه حمایت از حقوق همجنسگرایان را برده است.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

13 دیدگاه برای “دگر جنس یا همجنس. مساله این است !”

  1. raha mishavam می‌گه:

    احسان اخرش اونقد به بچه ات و این چیزا فک میکنی خل میشی!::D;)


    آره به خدا ! بچه هه اگه میفهمید من انقدر بهش فکر میکنم شرمنده میشد به خدا !
    راستی قبولیت هم مبارک. چی قبول شدی حالا شریف ؟ واسه ما قیف نیای حالا ها ! کامنتامونو تایید نکنی بگی من شریف دارم فوق میخونم ! من اون شهر دو وجبیه که تو هند بودم 220 تا کالج مهندسی داشت یکیشون که نسبتن بد نبود رفتم تو رنکینگ نگاه کردم دیدم 132 پله بالاتر از شریفه !
    اینا رو گفتم واسه ما کلاس نذاری !

  2. جاناتان می‌گه:

    ها میبینم که اومدی ایده دزدی کردی اسمی هم از من نبردی ها حالا ببینم. من اینهمه ایده دزدی میکنم اول اسم تو رو میبرم حتی اگر ایده های دیگران رو بدزدم دیگه عادت کردم اسم تو رو فقط میبرم. :)

    اگر بخوای بدونی همجنس گرایی شاید سی سال پیش توی کتابچه روانشناسی اروپا آمریکا یک بیماری روانی محسوب میشد. باید ببینی دیدت به قضیه چیطوریه. اگر به این فکر کنی که اون یک نیاز طبیعی بعضی از آدمهاست اون وقت اینهمه به نظرت بد نمیاد. برای من خیلی زمان گذشت تا بتونم این رو بپذیرم که از نظر علمی همجنس گرایی یک تمایل آدم هاست. خب اگر فکر کنی اینها یک مشت آدم بیکار هستن که از سر تفنن دنبال همجنس گرایی رفتن آدم نمیتونه بپذیره. اما با توجه به اینکه سکس یکی از نیازهای قوی آدمی هست دلیلی نمیبینم کسی اگر واقعا به طور طبیعی ازش لذت نبره به سمتش بره.


    جاناتان جان.الان میرم پست رو درستش میکنم هر چند خیلی هم ایده دزدی نکردم.این موضوع مدتهاست تو ذهنمه.نشون به اون نشون که خیلی وقته این پست رو نوشتم و پابلیش نکرده بودم.ولی چون منم خاطرتو میخوام (!) (البته از این لحاظ نه اون لحاظ) منبع رو ذکر میکنم ! دلت خنک شد !
    آخه اگه هرکس از هر چی لذت ببره انجامش بده که خیلی چیزها رو خیلی چیزها بند نمیشه دکی (البته منظورم همجنسگرایی نبود ها.سو تفاهم نشه)

  3. جاناتان می‌گه:

    ها ها بابا شما آقایی من شوخی کردم.
    من راستش به شدت در حال حاضر به اصل لذت معتقدم. یک دونه تبصره هم بیشتر نداره. تا جایی که به دیگران آسیبی نرسه و لذت هاش دامنه فردی داشته باشه به نظر من هیچ مشکلی نیست! البته این آسیب نرسیدن به دیگران گاهی کمی پیچیده میشه…. قبلا هم فکر کنم در موردش صحبت کردیم. مثلا ممکنه همسایه من از اینکه من همجنس گرا هستم به لحاظ روانی عصبی بشه. آیا من دارم به اون آسیب میزنم؟ شاید برعکس عصبی شدن اون داره به من آسیب میزنه. آیا میتونیم بگیم این دو فرد دارن به هم آسیب میزنن؟ به این سادگی هم نیست. اما خب. باز هم من نظرم همونه!


    آره این دامنه فردی خیلی مفهوم وسیعیه.حالا تو مثال عجیبی زدی.ساده ترین و معمول ترین حالتش اینه که تو عاشق یه مرد زن دار بشی یا یه مرد عاشق یه زن شوهر دار. اون وقت فقط بحث لذت هم نیست.بحث روابط عاطفی هم هست که این نقض آزادی خانواده طرفین ماجراست از طرفی با اصول لیبرلیسم هم سازگاره.تناقض های اینجوری زیاد هست.حالا شما هم اگه میخوای پیروانت زیاد بشن و اعلام نبوت کنی به نظر من یه اصلاحاتی در بشارتهات به بندگان بکن اماما !

  4. علی شهنازی می‌گه:

    احسان جان
    هی اون قسمت ذهن رو که آدم ازش فرار می کنه قلقلک نده معصیت داره !
    بند ششم ات کولاک بود. مد شدن …


    علی جان من قلقلک نمیدم به خدا خودش قلقلکش میگیره ! اصلا من مینویسم که بنده پاک و مخلص از معصیت کار از هم تمیز داده بشن ! یه جورایی با شیطون همکاریم ما !
    چاکرتیم.مرسی از لطفت.

  5. بهار می‌گه:

    به نظر من همكار همه چي تو دنيا خيلي ساده تر از اينه كه بخوايم فكرش رو هم بكنيم. البته اگه بخوايم كلي صحبت كنيم خيلي قانون و تبصره مي خوره که اينم به خاطر اينه كه بايد موردي با قضايا برخورد كنيم. به نظر من همجنسگراها دقيقا مثل بقيه مردمن. مخصوصا اونايي عشق رو تو رابطه شون پيدا مي كنن. من كه اصلا باهاشون مشكلي ندارم. حالا به قول خودت اگه تو يه ديني اومده بود يا يه ليدر درست و حسابي داشتن الان هيچ مخالفي هم وجود نداشت دو گزينه هم براي جنس همسر تو فرماي استخدام مي ذاشتن كه در اصل كار ما رو زياد مي كرد…همینجوریشم کلی طولانین!


    همکار ! مرده این تفکراتتم که همه جا میره به جز اونجا که باید بره ! فرم استخدام رو آخه از کجا پیدا کردی ! جنس همسر !!! چقدر بخندم از دست تو !
    اگه واقعا مشکلی نداری با این موضوع که بهت تبریک میگم ولی بد نیست بدونی خیلی ها بعد از نوشتن این پست منو به روشنفکرنمایی متهم کردند و حرفام رو باور نکردن ! باز خوبه شما هم هموفوبیا نداری !

  6. علی می‌گه:

    احسان جان.اینجوری که نوشتی ترس برمون داشت یه وقت دور وبرت خوابمون نبره.
    گذشته از شوخی کاری با طرز فکر دیگران ندارم.ولی هر آدمی باید تو انتخاب مسیر زندگیش آزاد باشه ولی نه مسیری مثل کشتن مردم یا دزدی و…. زندگی وعشق و وابسته شدن به موجودی دیگر رو نمی شه تو چهارچوب چیزی آورد.


    مرسی از نظرت علی جان. حالا من کوئینز اومدم خونتون نمیام ! ولی جدا از شوخی اگه در سرزمین فرزندان ما (به قول خودت) در رابطه با فرزندت به این مساله برخورد کنی واکنشت چی خواهد بود ! اگه آقا پسر کاکل زری در 18 سالگی دست یه پسری رو بگیره بگه بابا این پارتنرمه چه حسی خواهی داشت ؟ نمیخواستم برم رو نرو ولی واقعا تا حالا بهش فکر کردی ؟

  7. raha mishavam می‌گه:

    بابا احسان دانشکاهای ایران رو که هرجوره حساب کنی ول معطللن!:D ماهم همین حوری دورهمی گفتیم تا ویزام بیاد حوصله ام سر نره هی برم چک کنم ویزا کی میاد و دیگه اینکه اونجا دانشگاه گرونه پس همین حا یه مدرک بگیرم! بعدم اینها منو شانسی قبول کردن بابا!ما غلط بکنیم کامنت های شما رو تایید نکینیم!:D رشتم عمرانه!


    به به ! همکار عزیز ! فوق چی قبول شدی حالا ؟
    ولی مطمئن باش حوصلت سر نمیره ! فقط سعی کن اگه به مدرک گرفتن هم نرسیدی تا میتوی پیپر و مقاله بدی که بسی در آینده استرالیایی ات مایه مسرت و صرفه جویی ات خواهد بود !

  8. raha mishavam می‌گه:

    ایده ام اینه که یه سال درس رو اینجا تموم کنم بعد اگه ویزام اومد و شد تز رو اونجا انجام بدم!اگه هم نیومد اینجا تمومش میکنم بعد میرم….مهندسی آب


    منظورت از مهندسی آب همون سازه های هیدرولیکیه ؟ یا مهندسی کشاورزی گرایش آب ! به نظر منم اگه اینجوری بشه اتلیچنا ! (به روسی یعنی عالیه !)

  9. مهشید می‌گه:

    تقصیر من نیست . یه مدت از بس دیر به دیر آپ کردی ، اصلا یادم رفت بهت سر بزنم.
    شرمنده ، و ممنون بابت تبریک.
    و میخواستم بگم که همینه… همین اول و دوم و سوم و چهارمه که به دهم و یازدهم می رسه …
    مهم اینه که قدمها را یکی بعد از دیگری برداریم… راه خودش نشان میدهد که چطور باید رفت. و از هتروفوبیا هم نترس… اون هم چیزی است که باید باهاش مبارزه کنیم .
    انسان هتروفوب از انسان هموفوب چیزی بیشتر نداره. هر دوشون انسان ستیز و انسان گریز هستند.
    :*


    مهشید جان.میبخشی که فیس بووک یه دفعه قطع شد.ایرانه دیگه ! شما که درک نمیکنی ایرانه یعنی چی ! ولی درک میکنی که از قطع تماسم باهات چقدر ناراحت شدم. ممنونم از نظرت و تبریک مجدد و ماچ فراوان.

  10. ماندگار می‌گه:

    راستش در این زمینه اطلاعات تخصصی و مطالعه ندارم (نیست در باقی موارد خیلی تخصصی نظر دادم!!!) ولی نظر شخصی خودم رو میتونم اینطور بگم که:
    من فکر میکنم “علاقه مندیها” در هر دو جنس چه مرد و چه زن باعث میشه که بیشتر جذب همجنس یا جنس مخالف بشن! ( البته بازم به نظر من این نمیتونه به معنای مرد ستیزی یا زن گریزی شخص قلمداد بشه و دلیلش این باشه که نخواد به غیر همجنس رو بیاره!)
    چه بسا کسی نسبت به “هر همجنسی” واکنش و تمایلی نشون نده و میل و کششی رو احساس نکنه اما در عین حال نسبت به رفتارها یا فیزیک و اندام “شخص خاصی” در خودش احساس تمایل و کشش به همجنس رو ببینه!

    از طرفی ممکنه هرچقدر هم که به این مقوله با دید متعارف و مورد پذیرش نگاه کنه ، اما بازم وقتی مث شما در موقعیتی قرار بگیره همون واکنش شما و یا نوعی انزجار از مساله همجنس گرایی رو بروز بده!
    که فکر میکنم اینم باز برمیگرده به گرایش ها و علاقه مندیهایی که در ما نهادینه شده و خلاف اون رو نمیتونیم دوست داشته باشیم!
    مثلا ممکنه آقایی نسبت به یه شخص خاص از نوع همجنس احساس خوشایندی داشته باشه تا حدی که نزدیک شدن به اون رو در حد یک پارتنر بد ندونه اما به محض دیدن مردی با رفتارهای زنانه و صدای زیر، و راه رفتنهای با عشوه و ناز و … حالش بهم بخوره و بخواد فکشو بیاره پایین و یا سریعا ازش فاصله بگیره!

    در کل به نظرم بیماری محسوب نمیشه اما هرچقدرم نسبت به این مقوله دید متعصبانه ای نداشته باشیم بازم ممکنه خودمون علاقه ای به تجربه چنین ارتباطی نداشته باشیم و یا همچنان احساس خوشایندی نسبت به چنین اشخاصی نشون ندیم!

    سوای جذابیتهای رفتاری و جنسی عوامل دیگه ای هم ممکنه باعث بشه دو نفر همجنس ارتباط با همدیگه رو به ارتباط با جنس مخالف ترجیح بدن !
    مثل درک متقابل و شناخت بهتری که به طور غریزی از نیازهای روحی و جسمی همدیگه میتونن داشته باشن… (ولی در غیر همجنس نتونستن به این رضایت دوسویه و شناخت کافی برسن…)

    بیشتر ازین نمیخوام توضیح بدم چون فکر میکنم یه صفحه جداگانه رو مجبور بشم به نظر شخصی و غیر تخصصی خودم اختصاص بدم!
    ( خوب شد تخصصی نداشتمو اینقدر نوشتم…!!) : دی

  11. ماندگار می‌گه:

    https://www.facebook.com/photo.php?fbid=578233342240366&set=a.168720806524957.44194.144705372259834&type=1
    ____________________________________________________________________
    http://goddessofrainbow.blog.com/files/2011/09/Bocklandt_et_al_fa.pdf
    ____________________________________________________________________
    http://www.genetics.ucla.edu/…/hg19/Bocklandt_et_al.pdf

    یه سری به این لینک ها بزن احسان جون.امیدوارم به دردت بخوره

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!