لولیتا ، انحراف ، خیانت و روابط بعد از ازدواج

اول ) لولیتا
:
  اگر کتاب لولیتا اثر ولادیمیر ناباکف اشراف زاده فراری روس (میبینی
چجوری طرف را تحقیر کردم !) را نخوانده اید حتما فیلم استنلی کوبریک به همین نام
را دیده اید.مگر کوبریک چند تا فیلم دارد که آدم یکی اش را از دست بدهد ؟ اگر آن
را هم ندیده اید من واقعا برایتان متاسفم. اصلا آدمهای بی فرهنگی مثل شما چه دلیلی
دارد بلاگ من را بخوانند. البته باید اعتراف کنم خودم هم نه کتابش را خوانده ام و
نه فیلم کوبریک را دیده ام !
 


                


اما اولین بار با اسم لولیتا
نه در شعر آقای فرامرز آصف (آنجا که می فرماید : لولیتای من نیست !) بلکه در یک
سایت غیر اخلاقی محتوی عکسهایی منافی عفت از کودکان زیر سن قانونی آشنا شدم.البته
زمانی که خودم کودکی زیر سن قانونی بودم و اینترنت ایران هنوز فیلل.تر نبود. اصلا
اینها را ولش کنید برویم سراغ بحث فرامرز آصف.ما نفهمیدیم این بابا مهندس است یا
رکوردار پرش ایران و آسیا یا خواننده. آخه با این سن خدا رو خوش میاد از این شعرها
میخونی پدر من ! پدر من که گفتم تنم یه جوری شد ! فرض کن بابای آدم فرامرز آصف باشه
!

حداقل به جای این کارها
بروید و فیلم آدریان لین را ببینید که در سال 1997 یا همان حوالی ساخته است و شما
را به دیدن یک لولیتای جدید مهمان میکند(این یکی را دیده ام !).اما هر چه باشد
همان است که از اول بود.نه یک شاهکار ادبی و نه یک اتفاق در دنیای سینما. بلکه
برداشتن پرده بین اراده و عمل در مورد تعداد بیشماری از مردان.اینست که آدم زورش
میاید. اینکه حقیقت را یکی تف کند توی صورتت.یه تف خون آلود !

فقط اگر حال دیدن آن را هم
ندارید لازم است که بگویم لولیتا ماجرای عشق پروفسوری میان سال به دختر بچه ای
نوجوان به نام لولیتا است که از قضا ناپدریش هم میشود (یعنی با مادر دختر ازدواج
میکند) و مادر در شرایط مشکوکی می میرد یعنی کشته میشود و پروفسور میماند و لولیتا
و بقیه ماجراها.

 

دوم ) انحراف : از کجا به
بعد میشود انحراف ! این را یکی به من بگوید و خیال ما را راحت کند.یعنی صرف اینکه
پروفسور از دیدن لولی جان یه جوریش میشود یعنی ایشان منحرف هستند یا اینکه چون این
تفکرات را در ذهنش پرورش داده منحرف است یا اگر پرورش هم نمیداد باز منحرف بود ؟
یا اگر پرورش هم میداد ولی رابطه فیزیکی اش را به وجود نمی آورد یک آدم معمولی بود
مثل 90 درصد مردان اطرافمان که در چهل سالگی به فکر تیک زدن با دختر های بیست ساله
اند. یا اصلا کجا این بابا منحرف است ؟ روایت داریم ازحضرت علی یا پیامبر که شرم
بر آن پدری که فرزند دخترش برای بار اول در خانه اش (و نه خانه شوهر) قاعده
شود.یعنی احتیاط مستحب این است که دختر را قبل از بلوغ یعنی قبل از 9 سالگی به
خانه شوهر بفرستیم و اگر پیرو پیامبر اکرم باشیم هم که باید سنت رسول را زودتر از
اینها به جا آوریم.مگر ام المومنین عایشه (ع) در 6 سالگی به خانه شوهر نرفت. حالا
ما اگر یک مسلمان دو آتشه در ماه مبارک باشیم که آتشمان هم بالا زده با دیدن دختر
معصوم همسایه که 12 سالش است تکلیف شرعی مان چیست ؟

سوم ) خیانت
:  
قبل از ازدواج یک دوجین دوست اینترنتی داشتم.از قضای روزگار هم همه
دختر.نه اینکه آدم عقده ای و مریضی باشم.خوب هر وقت در آن قدیمها مینوشتیم ( ای /
اس / ال) ؟ یعنی(سن / جنسیت / مکان) ؟  یا اگر برایمان مینوشتند همین را
اگر دو جنس نر به هم میخوردند اصلا دیگر جواب هم را هم نمیدادند مگر اینکه موضوع
خاصی(در مورد تمایلات خاص) در میان باشد ! آن زمانها که “صورت کتاب” (یا
همان ف.یس بو.ک) و این حرفها نبود بابا جان ! یک چت یاهو بود با هزار دردسر بعد از
5 دقیقه التماس و جان کندن می آمد بالا.تازه قبل ترش همان هم نبود و فقط چت رومهای
ندا نت و از این چیزها بود در محبط ام اس داس و هنوز ویندوز 95 تازه پا به عرصه
وجود گذاشته بود. بگذریم. منظور اینکه روابط مجازی آدمها بیشتر میچسبید.گاهی میتینگ
میگذاشتند در رستورانی جایی و آدمها برای بار اول با هم آشنا میشدند و چه روابط
عارفانه – عاشقانه ای که این وسط به وجود نیامد.نسل اول ازدواجهای اینترنتی ! یادش
به خیر ! خلاصه اینکه ما از داشتن این همه دوست مجازی که با گذشت پنج شش سال تبدیل
به دوست حقیقی شده بودند ابایی نداشتیم و قصدی هم نداشتیم.که زد و این سیب سرنوشت
چرخید و ما ازدواج کردیم.البته با یک آدم حقیقی در یک رابطه حقیقی.حالا به نظر شما
تکلیف  این دوجین آدمی که بعد از چند سال به هم اعتماد دارید و لحظه های
ناب بسیاری را  از ازدواج و طلاق تا فرار از خانه و مزه مزه کردن الفبای
سرکشی با هم  تجربه کرده اید و در احساسات همدیگر شریک و شاهد بوده اید
چیست ؟
 

آیا این رابطه های به ظاهر
سالم تهدیدی برای آشیانه عشق دو نفره ماست ؟ آیا عشق آن معنی کلاسیک سابق را ندارد
؟ آیا میشود هم زمان چند نفر را واقعا دوست داشت ؟ آیا داشتن یک احساس عاطفی عمیق
نسبت به جنس مخالف در حالی که در یک رابطه دو نفره با تعریف ازدواج(اعم از قانونی
یا به صورت مدرن آن) قرار داریم  معادل مفهوم خیانت است ؟ آیا اگر آنرا
مخفی کنیم خیانت است یا اگر این رابطه دوستی به همراه تمایلات فیزیکی توام شود
تبدیل به خیانت میشود ؟ دامنه جوابها به این سوالات انقدر وسیع است
که  در یک پست و دو پست نمی گنجد و نیازمند تحقیقات وسیع روانشناسی و
جامعه شناسی است.

چهارم ) روابط بعد از ازدواج
:
چی ؟؟؟ روابط بعد از ازدواج ؟!

 یک
جک در زمان جنگ سرد زبان به زبان میگشت که می گفت : از سه نفر پرسیدند نظر شما
درباره ارجحیت آزادی بر رفاه اجتماعی یا بالعکس چیست ؟ نفر اول که از شوروی بود در
جواب پاسخ داد : چی ؟؟؟ آزادی ؟! نفر دوم که از آمریکا بود جواب داد : چی ؟؟؟ رفاه
اجتماعی ؟! و نفر سوم که از ایران بود در جواب گفت : چی ؟؟؟ نظر ؟!

قضیه همان است که گفتم.یک
جای کار می لنگد ! فقط مشکل اینست که نمیدانم کجا !

توضیح
: قضیه شخصی نیست.یک مبحث کلی در مورد همه است.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

22 دیدگاه برای “لولیتا ، انحراف ، خیانت و روابط بعد از ازدواج”

  1. نرگس می‌گه:

    سلام دوستي جونم

    اگه وقت داشتي يه سرم به وب من بزن و اگر اومدي لطفا تا آخرشو بخون چون خيلي جالبه.
    راستي نظر نشه فراموش لامپ اظافي خاموش
    اگه نظر ندي دعا مي کنم کچل بشي ن
    پشيمون نميشيد منتظر حضور گرمتون هستم


    کچل هستم.خبر نداری !

  2. نرگس می‌گه:

    بی ادب این چه طرز حرف زدنه


    به نظرم سریعا” خودتو به روانشناس نشون بده دخترم.

  3. raha mishavam می‌گه:

    ببین من واقعا اعتقاد دارم ادمها بعد ازدواج باید زندگی شخصیشونم داشته باشن ولی به نظرم وقتی با کسی از جتس مخالف از قبل دوستی و الان رابطه رو داری ولی پنهان میکنی،یه جای کار می لنگه! اگه طرف جوریه که برا هر روز دیدنش یا هرشب چت کردنش دلت تاپ تاپ میکنه،کار مشکل داره،اگه یه نفریه که همه برنامه های خاصت با اونه،مشکلی هست…اگه چیزهایی در مورد رابطه ات به اون گفته میشه ولی به پارتنرت نه،مشکل داره..خلاصه یه نظز من ادامه دوستی های معمولی کاملا اوکیه به شرط اینکه این شرط ها باشه!یعنی زندگی ما اینجوری برا جفتمون خوب بوده و هرجا حسمون بد شده بهم منتقل کردیم…


    اگه رابطتون شرایط بالا(شرایط بده) رو ندا شته باشه ولی پارتنرت حساس بشه چی ؟ بازم بگم اینا شخصی نیستا سو تفتهم نشه !

  4. عمو سجاد می‌گه:

    No Comment


    نو کامنت خوب یا نو کامنت بد !؟

  5. بهار می‌گه:

    به نظر من مهم ترين چيز تو زندگي بايد براي ما شريك زندگيمون باشه. اگه از اون مهمتر برامون پيدا شد بهتره رابطه قبليمون رو تموم كنيم. طرف مقابل هم بايد اينو بدونه. اگه از اين مطمئن باشه هيچ وقت به دوستيهاي عادي حساس نمي شه. تنها چيزي كه بايد يه ازدواج رو نگه داره عشق و اعتماده. اگه هر كدوم بره ديگه بقيه دلايل براي حفظ ازدواج دلايل خوبي نيستن. اگه آدم با همسرش روراست باشه و به هم قول داده باشه كه اگه كسي تو دلشون بود به هم بگن و رابطه رو تموم كنن ديگه حساسيتي باقي نمي مونه. البته به نظرم يه سري كارهاست كه باعث حساسيت مي شه و بهتره اگه آدم كسي رو دوست داره از اين كارا نكنه.


    قطعا همینطوره که میگی.اما معمولا زن ها اعتقاد دارن به شوهرشون اعتماد دارن اما به اون نفر سوم اعتماد ندارن.فکر میکنن اون نفر سوم یا نفرات سوم ممکنه سو استفاده کنن.ممکنه تو دلشون به خانومه بخندن. البته در مورد ما(زندگی شخصی خودم) اینطور نیست و قطعا هیچ دروغی بین من و همسرم نیست مگر آنجایی که (به قول برنامه پا.را.زیت) موقتا مجبور به دروغ گفتن شویم تا شرایط را ردیف کنیم(در مورد مثلا فوت یه آدم و اینا که باید به طرف یواش یواش گفت منظورمه بابا) !

  6. اورایاد می‌گه:

    نظر شخصی خودمو بگم اگر مخفی کنم از ترسه اینکه خانومم راضی نباشه به نظرم خیانته ولی اگر پارتنرم بدونه نه
    من اینو خودم تجربه کردم دوران مجردی با همسر یکی دوستان نزدیکم که حداقل 5 شش سال همدیگرو میشناخاتیم همکار بودم (سابقه دوستی از دوران دانشجویی) اصلا کارمنو ایشون جورکرد اونجاخوب به دلیل اشنایی که از قبل حتی قبل از ازدواج دوستم داشتیم رفتارم با ایشون دوستانه بود یعنی همون رفتاری که پیش شوهرشون داشتم
    ولی در دوران نامزدیم یه حسی اجازه نمی داد که این رابطه رو ادامه بدم تا روزی که قضیه نامزدی و اشناییم رو با همسرم به دوستم و همسرشون گفتم
    جالبه تو یه جمع دوستانه که خانومم هم بود یه هو همکار خانوم بهش گفت اورایاد دوران اشناییتون خیلی سرسنگین شده بود (حزب الههی)خدا رو شکر الان خانومم هرجا میره از این رفتار من به عنوان یه رفتار جنتل منانه یاد میکنه و میگه وقتی همسر ازنوع رابطه مطلع باشه هیچ مشکلی نیست الان هم با دوستم هم با خانومش رفتار دوستانه رو داریم با این فرق که خانومم این رو میدونه و اون هم روی اونها به عنوان یه دوست حساب باز کرده


    ببین در مورد تو خطر خیلی کمتر بوده چون طرف متاهل و اونم همسر دوست خودت بوده. البته من اون سرسنگینی رو میذارم به حساب شوک حاصل از نامزدی !!!
    ولی این حرفهای همسر محترمتون رو هم میذارم به حساب تلاش برای آروم جلوه دادن شرایط ! اگه واقعا میخوای احساسشو در این مورد بدونی یه دوست دوران تجرد که خانم هم هست و مجرد رو با هماهنگیش دعوت کن منزل شام ! فردا شبش به من زنگ بزن هتل آشنا سراغ دارم داداش !

  7. جاناتان می‌گه:

    به نظر من تمام اینها که گفتی کلمات به خودی خود بی مصداق هستند. بسته به تعاریف ما میشه براشون مصداق پیدا کرد. خیانت و انحراف تعریف مشخصی ندارند. انحراف میتونه در علوم مختلف تعریف بشه مثلا در روانشناسی؛ جامعه شناسی و یا اخلاق و سیاست. و شاید علم پزشکی هم. خب اونها هر کدوم تعریفی براش دارن و بنابراون میشه مصادیقی رو پیدا کرد. خیلی ساده هست. پس همونطوری که میبینی مثلا در اسلام فکر کردن به رابطه جنسی با یک دختر ۷ ساله انحراف محسوب نمیشه اما داشتن اون گناه پس فرد تشویق میشه برای دوری از گناه با دختربجه ازدواج بکنه. روانشناسی به تو میگه که هرکس میتونه فانتزی ای داشته باشه حتی رابطه جنسی با بچه ها. و این تا زمانی که اندازه اش بیش از حد معمول جامعه نشده و در زندگی روزانه فرد خلل ایجاد نکرده و باعث رفتار بزهکارانه نشده اشکالی نداره و اختلال روانی یا به قول تو انحراف جنسی محسوب نمیشه.
    در مورد خیانت. جدای از علم اخلاق که برای خودش تعاریفی داره به نظر من مفهوم خیانت همیشه قراردادی هست. یعنی هر دو فردی که هر رابطه ای رو تشکیل میدن باید قرارداشون رو با هم روشن کنن. خیلی از افراد در این جامعه هستن که داشتن رابطه جنسی با فرد دیگه رو خیانت به ازدواجشون نمیدونن. در حالی که در خیلی از قراردادها افراد رابطه جنسی رو تنها معیار خیانت میدونن. خب هم یک معیارها اجتماعی وجود داره و هم اینکه افراد میتونن معیارهای شخصی داشته باشن و به نظر من یک قانون جهانی یا فطری و طبیعی انسانی وجود نداره. حتی گاهی معیار فرد میتونه اونقدر شخصی باشه که فرد دیگه رو هم در ذیل خودش نیاره مثلا کسی بگه به نظر من این غیر اخلاقی نیست که من چیزهایی رو از همسرم پنهان کنم. خب این هم یک نظر و من نمیتونم در موردش چیزی بگم. ممکنه که باعث به هم خوردن یک رابطه بشه اما به هر حال یک تصمیم فردی هست.


    کامنت جدا گذاشتم.

  8. آرجان می‌گه:

    احسان بزار زندگیمون رو بکنیم.نکشون ما رو به چالش! ما همین طوری مادر زادی تو چالش! (چالش با کسره با فتحه!) به دنیا اومدیم.روزی هم نیست که با یکی دست به یقه نشیم اللخصوص اون که بش می گن آفریننده!
    اما چون اگه نظر ندم فکر می کنی لالم! در مورد اول بگم کلا این آدرین لین تو کار پیشنهاد های بی شرمانست.و تنها چیزی که می تونم اضافه کنم یه سئواله دیگست.سئوالی که من می خوام به n تا سوال تو اضافه کنم اینه که شما (جامعه مخاطب این وبلاگ)در مقابل پیشنهاد بی شرمانه آدریان لین چه عکس العملی نشون می دید؟!


    اتفاقا میخواستم راجع به همون در بند چهارم بنویسم ولی گرفتاری اجازه نداد و حتما متوجه شدی که بند چهارم رو ماستمالی کردم.اما در مورد پیشنهاد بیشرمانه من اگه همسرم دمی مور بود عمرا قبول نمیکردم (اگه عیال اینجا رو بخونه که میخونه خودم باید برم هتل فردا شب !) ولی از شوخی گذشته به نظرم اون جریان از اول اشتباه بود.کلا من آدم معتقد به قمار نیستم.از هر نوعش. چون قمار یه بازیه باخت – باخته.
    شامل : دنبال گنج گشتن ، باز کردن حساب تو بانک برای بردن بنز شیش در ! ، ثبت نام برای برگه های ارمغان بهزیستی ، شرکت در برنامه های لاتاری و بازی کردن در کازینو (که شناخته شده ترین نوعه قماره). حتی اگه رو یه سنت شرط ببندی کار اشتباهیه چه برسه به شریک زندگیت. این از نظر ما !

  9. از نظریات کارشناسیتون سپاسگذارم دکتر. ولی پس جلوگیری از عمل مجرمانه کجای تعریف شماست.چون اگر در چهارچوب اصول اخلاق فرد رو از داشتن مثلا فانتزی غیر معمول برحذر داریم درصد انجام بزه کمتر خواهد شد.البته نظرت رو دوست داشتم.خیلی باز بود.ولی در تعارض با اخلاق فقهی بود.اصولا مرزهای انحراف جنسی هم در تاریخ جا به جا شده اند.مثلا همجنسگرایی که یه زمانی انحراف تعریف میشد و الان یه حقه شناخته شدست.
    در مورد خیانت هم حرفت درسته.این مساله ممکنه نسبی باشه ولی از نظر ما آدمهای مدرن و شما یک زن مدرن تحصیل کرده و با کمالات با تجربه بیشتر از ما از روابط زناشویی نظرت چیه درباره مرز خیانت ؟ خدایی تیریپ روشنفکری ور نداری نظر واقعیت رو بگو !

  10. عمو سجاد می‌گه:

    احسان جان

    no comment خوب بود. و معنیشم این بود که داداش من یکی جرات نظر دادن در این مورد رو هم ندارم. فردا شر میشه بیا و درستش کن.


    آها از اون لحاظ ! شر نمیشه بابا ! زعفرونی باش مرد ! نظر بده ! خودتو بریز بیرون !

  11. جاناتان می‌گه:

    واقعا میخوای نظر واقعی من رو بدونی؟ خب بفرمایید
    من اعتقاد دارم که مهم ترین چیز در یک رابطه کیفیت اون رابطه هست. هیچ چیز دیگه ای برای من مهم نیست. اگر یک رابطه برای من کیفی باشه و من رو ارضا کنه از جهت مختلفی که انتظار دارم دیگه برای من هیچ اهمیتی نداره که فردی که باهاش رابطه دارم خارج از حوزه حضور من کجا میره و چه کاری میکنه. مثلا با فرد دیگه ای سک.س داره یا اینکه اصلا یک رابطه کیفی با فرد دیگه ای هم داره.
    از اون طرف مثلا کسی که بیشتر وقتش رو با مادرش میگذرونه یا خواهرش (چیزی که از نظر عموم هیچ اشکال شرعی و عرفی و اخلاقی نداره) و به همسرش یا شریک زندگیش بی توجه میشه داره به اون رابطه خیانت میکنه. خیانت از نظر من دایره گسترده ای. در واقع باید یک پست در این مورد بنویسم شاید هم قبلا نوشته باشم! چون خیلی روش فکر کردم.
    مثلا دیگه وقتی که دو نفر به هر دلیل به هم علاقه ای ندارن ولی باز هم رابطه شون رو با هم ادامه میدن بدون اینکه هیچ تلاشی هم در ترمیمش بکنن اونها هم هر دو دارن به خودشون و دیگری خیانت میکنن.
    پس دیگه خیلی مفصلش نمیکنم. و این تنها نظر شخصی من هست. هرجا که کیفیت رو فدای چیزهای دیگه ای کردیم خیانت کاریم


    کیفیت رو خوب اومدی دکی. ولی در عمل بعید میدونم کمیت هم واست مهم نباشه.یعنی اون جمله اول رو که گفتی واسم مهم نیست و اینا رو خیلی آرمانگرایانه گفتی.باور نمیکنم.ولی این که دو نفری که سعی در بهبود رابطه … رو خیلی دوس داشتم.

  12. lithium می‌گه:

    حالا هی تو بیا و فلسفه گویی کن و منطقی باش.
    مردم این زمان هرکاری که بخوان میکنن. هرکاری که ارضاشون کنه. به هر روشی. تو هر کاری الان لذت از همه مهم تر شده. واسه این لذت مردم حوصله شنیدن حرف منطقی ندارن. کار خودشون رو میکنن.
    ولی کاری به اینش هم ندارم.
    یه جای کار میلنگه !


    از کدوم لحاظ منظورته که میلنگه ؟ کار من یا کار زمونه ؟
    پیدات نیست بچه !

  13. lithium می‌گه:

    کار آدما!
    حالا که اومدم.


    خوش اومدی !

  14. raha mishavam می‌گه:

    این به خاطر اینه که اون پارتنرتو داری کم ساپورت عاطفی میکنی…یا داری خیر سرت ساپ.رت میکنی ولی به سبک خودت نه اون چیزی که اون میخواد ..یعتی اون حس اطمینان واقعی و قلبی که تو همه جا هم نشون داده میشه(این نشون داده شدنه مهمه به نطرم) که این ادم تنها نفر زندگی منه..اگه با وجود اینها طرف حساس بود جرو اون 5درصد کمیه که بیماری حساسی و شکاکی دارن…ولی به نظرم طرز برخورد برا 2طرف یاد گرفتنیه..اگه همه چیو کامل رعایت کردی باز اون الکی حالش بد بود باید از مشاور آگاه کمک گرفت به نظرم ولی سزکویش نکرد..پیگیریش کرد!


    دلیل چی اینه رها ؟ من نفهمیدم ! اینکه یه جای کار میلنگه ؟
    ساپورت عاطفی میکنم به خدا. البته اصولا این مساله همیشه بین زنها و مردها بوده.استثنا هم نداره. زن فکر میکنه ساپورت عاطفی نمیشه.مرد هم فکر میکنه همین که هستش کافیه. البته حرفهای من شخصی نبود. من خوشبختانه از این نظر مشکل غیرقابل حلی ندارم ولی مشکل خیلی زوجها هست.

  15. raha mishavam می‌گه:

    یعتی کلا نفهمیدی چی گفتم؟:)))))))))):((((((((((((!
    ببین من نمی دونم کجاشو توضیح بدم!:D ببین فقط میدونم تو این فرهنگ،آدمها که ازدواج می کنن فک می کنن تمتم 100درصده طرفشون مال اونها شده ولی اون طرف یه عالمه بعد داره(فرزند،مادر-پدر،دوست،کارمند و ..) که فقط یکیش(همسر) مال طرف مقابله…قرار نیس تمام ابعاد اون ادمو مال خودمون کنیم….به خاطر همین بعضی وقتها اون گیر دادنه حتی ممکنه اشنباه باشه….معیار درستو نداریم…اوم وقت اونی که داره ناراحت میشه باید خودشو جمع کنه چون خاسته ی الکی وزیادی داره(با فرض اینکه رابطه هه تمام اون شرط ها رو رعایت کنه ها!) ولی برای من شخصا الان معیارم اینه که ایا واقعی الان این رایطه رو دارم،عین اینو پارتنرم داشته باشه حالم چه جوریه…با خودم زیاد می سنجم و فک می کنم جواب میده…


    آها ! تازه فهمیدم. موافقم.

  16. پری کاتب می‌گه:

    دوس داشتم


    قابل نداش !

  17. ماندگار می‌گه:

    در مورد تعاریف مختلفی که از خیانت وجود داره و هر تعریفی تعیین کننده ی کمیت و کیفیت حساسیتها در ارتباط میشه با جاناتان موافقم! قوانین زندگی قراردادی هستند و حتی قوانین رو هم نمیشه مبنا قرار داد برای مثال:در جاهایی مثل تبت، یک زن می‌تونه با پنج مرد ازدواج کنه و اون پنج مرد حتی می‌تونند برادر یکدیگر باشند!
    به ناچار بهتره هر کسی دیدگاه خودش و همسرش رو بررسی کنه تا میزان حساسیتها وتعاریفشون مشخص بشه! به اضافه ی اینکه خودم شخصا حفظ سلامت ارتباط رو مبنا قرار میدم و رعایت بایدها و نبایدها رو بر اساس اخلاقیات در نظر میگیرم منظورم اخلاق فقهی نیست، رعایت حقوق انسانی و فردیه!
    اینکه بعضیها مدام نگران نفر سوم هستند ممکنه ناشی از کافی نبودن کیفیت اعتماد و تعهدی که از همسرشون انتظار دارن نشات بگیره!درواقع اگر مطمئن باشند که طرف مقابل ازون بیدها نیست که با هر بادی بلرزه دیگه نفر سوم خودشو هم بکشه نمیتونه تاثیر مخربی بر روی ارتباط بذاره! حالا مساله دیگه ” بید ” هست که تکلیف خودشو با خودش روشن کنه که با زندگیش و ارتباطش چند چنده؟! و حتی اگر در آزادی مطلق و بدون منع همسرش هم قرار بگیره واقعا توان کنترل و مراقبت از افکار و نوع نگرشش رو نسبت به موقعیتهای ارتباط های چندگانه داره یا نه! و در واقع میتونه در عین بسیط بودن محدوده ارتباطات دوستانه و اجتماعی خودش، احساس و توجه و رفتارهاشو با کیفیتی که باید باشه حفظ کنه؟!
    اینکه میگی مردها ساپورت عاطفی رو از دید خودشون کافی میدونن و زنها طور دیگه فکر میکنن چارش فقط یه چیزه! اینکه بدونین نیاز هر کدوم چیه؟ چه میزانه؟ به چه شکلی رضایتش جلب میشه! و اینم با حدس و گمان های شخصی جواب نمیده خیلی راحت اون قفل زبون رو آدم باید واکنه و نظرات خودش و همسرش رو در مورد تک تک موارد از خود شخص جویا بشه!
    واسه حسن ختام هم بگم که جامعمون هر روز یه چیزی رو رد یا تایید میکنه!حتی ممکنه چیزی رو به تصویب برسونه که درست سلامت خانواده رو نشونه گرفته مثلا :
    به تصویب رسیدن قانون ازدواج با فرزند خوانده! حالا بیا و درستش کن تا خودتو همسرت و اون فرزند خوانده از آسیب های خانوادگی و اجتماعی و روانی و غیره در امان بمونین!احسان جون خیلی جاها میلنگه فقط یه جا نیست!این مثال آخرو ازین جهت آوردمش توی حسن ختام!

    • Ehsan می‌گه:

      اول اینکه خیلی حال میکنم پستهای قدیمی رو داری میخونی. دوم اینکه من هنوز با این معیار مطلق یا نسبی بودن اخلاق نتونستم کنار بیام. یعنی عوض شدن چهارچوبهای اخلاقی در گذر زمان در عین حال که یه واقعیته تو کتم نمیره. این چالش رو نه از الان که از سال اول دبیرستان با خودم داشتم. در مورد نفر سوم من میتونم بگم نود و نه درصد آدمها این مساله براشون تبدیل به یه مساله خواهد شد هر چقدر هم که به هم اطمینان و اعتماد داشته باشن. اصلا شروع فلسفه خلقت بشر بر مبنای عهد شکنی و وسوسه بوده. نه اینکه موضوع جدیدی باشد. منظورم آدم و حوا نیستها ! منظورم شروع تمدن در گذار از عصر طلایی بشر سمت به زندگی امروزی ست. در مورد قانون مصوب جدید هر چند حرف و حدیثها زیاده اما به نظر من وقتی از نظر فقهی این مساله ایردی نداشته قانون شدن یا نشدنش خیلی مهم نیس. همینکه باعث شده این حرفها تو جامعه راه بیفته خودش خوبه. همین الان تو خیلی مناطق همین ایران خودمون بچه نه ساله رو شوهر میدن. کسی هم نمیتونه بگه چرا. هر چند قانونی برای جلوگیری از این امر وجود داره اما تا وقتی با مسایل فقهی در تضاده مورد اجرا قرار نمیگیره.

  18. ماندگار می‌گه:

    اول اینکه ما بیشتر با نوشته های شما حال میکنیم!

    دوم اینکه فکر میکنم شما منظورمو اشتباه متوجه شدی!من راجع به نسبی بودن اخلاق حرف نزدم.صحبتم سر نسبی بودن قوانین بود!و البته همیشه قوانین از اخلاق نشات نگرفته اند و خیلی وقتها از روی سیاستهای حکومت وقت هست و یا تدابیری که به شکل قانون وضع میشن اما به هیچ وجه اخلاقی نیستند و ریشه در مذهب یا فرهنگ جوامع یا موارد دیگه دارند!اتفاقا من فکر میکنم اخلاق ریشه در انسانیت و حقوق انسانی داره و این حقوق انسانی در تموم جوامع بشری باید یکسان باشه چون در ذات هممون در درجه اول” انسانیم” واین تنها وجه اشتراکمونه !سوای مذهب و قومیت و نژاد و سایر تفاوتها…!
    مثلا وقتی صحبت از “احترام متقابل ” در یک ارتباط میشه از نظر اخلاقی و رعایت ارزشهای انسانی در همه جا همون” احترام متقابل” محسوب میشه اما گاهی دیدگاه آدمها نسبت به کمیت و کیفیت رعایت اخلاقیات(احترام گذاشتن) متفاوته!یعنی ممکنه بنا به درک خودشون از مساله یه سری مسائل رو نادیده بگیرن و در عین حال بگن ما رفتار غیر اخلاقی نداشتیم!خیلی پیچیدست به همین خاطر میگم اگر انگیزه رو سلامت ارتباط قرار بدیم باید دیدگاه همون دونفری که در رابطه نقش دارن رو نسبت به چنین مسائلی بررسی کنیم چون هر کسی از دید خودش به مساله نگاه میکنه!و این نسبی بودن ناشی از تفاوت نگرشهاست وگرنه اخلاقیات مطلقه!چه بپذیریمش و خوشمون بیاد چه ردش کنیم و به هر دلیل و توجیهی نادیده بگیریم!

    سوم اینکه حساسیتها همیشه وجود دارند خفیف بودن یا شدید بودنشه که متفاوته.به قول خودت از زمان خلقت بشری این حساسیتها بوده چون “حس مالکیت” در همه انسانها وجود داره که بازم بسته به نگرش و فرهنگ و سایر موارد دیگه تاثیر گذاری این حس مالکیت بر روی روابط افراد ممکن کمتر یا بیشتر باشه و قوت و ضعف این مساله رو در واکنشهای افراد میشه دید!
    اما اعتماد به همدیگه تضمین کننده ی سلامت فکر و آرامش دو هر طرفه و چون ناگزیر از داشتن ارتباطات اجتماعی هستیم (چون در عصر غار نشینی زندگی نمیکنیم و نمیتونیم ادعا کنیم با هیچ انسان دیگه ای در مکانها و موقعیتهای مختلف روبرو نخواهیم شد)به جای محدودیت در وسعت ارتباط باید روی نگرشها و تلاشمون برای حفظ آرامش طرفین متمرکز بشیم.
    چهارم اینکه مشکل من با قانون جدید ایراد فقهی نیست یعنی ازینجهت برام مهم نیست و دقیقا برعکس قانونی شدن این مساله ایجاد مشکل میکنه و برام اهمیت داره! چرا که جامعه ی ما به خاطر محدودیتهای جنسی مختلفی که داره و اونهم ناشی از قوانین حاکم بر زندگیمونه، تبدیل شده به یک جامعه بیمار که در ظاهر فساد و فحشا رو مختص به جوامع غربی میدونه و منکر این قضیه در ایران میشه اما در لایه های پنهان این اجتماع بیمار، افکار بیمارگونه ی بسیاری تقویت شده که اگر در خفا نبود و با وجود همون آزادیهای غربی در معرض دید قرار میگرفت خیلی بهتر قابل تشخیص و درمان بود!و حالا با وجود چنین مغزهای بیماری که تشنه ی سکس هستند و با تصویب چنین قوانینی دیگه انگیزه ها برای سرپرستی از کودکانی که در آرزوی داشتن خانواده و حمایت پدرو مادر هستند تبدیل به تشویش خاطر و فروپاشی نهاد خانواده میشه!
    دیگه احساس مادر و پدر توی این خانواده نقش میبازه!مادر احساس مادری نداره و به چشم رقیب به فرزندش نگاه میکنه و پدر احساس پدری نداره و به چشم یه هلوی ترو تازه و قابل دسترس ،منتظر روز موعوده!
    عدم امنیت احساسی بوجود میاد!هم برای فرزند خوانده هم برای والدین !هر دو طرف به این مساله فکر میکنند که در آینده دور یا نزدیک ارتباطات ما به کدام سمت و سو میره؟! چون حق تغییر نقش پدر به شوهر رو به تصویب رسوندیم!
    چهارم اینکه آغا شرمنده که نظرات ما کش دار میشه…

    • Ehsan می‌گه:

      درباره اینکه بحث اداپت کردن بچه دچار چالش میشه با این قانون باهات موافقم. اما تو این مملکتی که پدر به دخترش تجاوز میکنه و برادر به خواهرش رحم نمیکنه. تو این مملکت به نظرم این نگرانی ها یه ذره سانتی مانتالیزم توشه دکتر ! نیست ؟

  19. ماندگار می‌گه:

    دکتر؟! چرا فحش میدی قربان قلم زرینت بشم من!
    بله ازین جهت به قضیه نگاه کنی چندان فرقی نمیکنه اما گاهی وقتی یه موضوعی مشروعیت قانونی پیدا کنه خیلی پر رنگ تر میشه ازین جهت که دیگه ترس و ابایی از عواقب اون رفتار و عملکرد برای شخص وجود نداره و حق به جانب ترم میشه!

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!