پرواز را به خاطر بسپار

پدرم جسم بیمارش را در بامداد پنجشنبه 29 مرداد رها کرد و جاودانه شد …

دل اگر دير زمانيست جدا مانده از اين روح بلند

ريسمان است كه از دست كوته بوده

جان اگر خالى از اين عشق از اين پر باريست

كاسه مهر تو از كنج لبم كم بوده

 

بهتر آن نيست تو بردارى از آن دورقدم

دست بندازى و از دل گرهى بگشايى؟

بهتر آن نيست در اين بى مهرى

تو بجنگى، تو بميرى، تو كرم بگذارى؟

 

وقت بگذشت و در اين شهر بلند

همچنان مانده به اميد تو، دلباخته، افسرده، پريشان، دربند

بهترين داده اين زندگى كوته را

به تو بستم انگار

كه خودم بگزينم

كه خودم بردارم

كه خودم بگذارم

و نپرسيدم از اين خويش، از اين وجدان درآخر روز

من چه كردم كه شعف انگيزم دردل تو؟

من چه كردم امروز؟ من چه كردم امروز؟

(شعر از سایت آیدا شاه قاسمی)

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

57 دیدگاه برای “پرواز را به خاطر بسپار”

  1. مهسا.م می‌گه:

    سلام.
    تسلیت میگم.
    روحشون غرق رحمت و آرامش ان شاء الله.

  2. دنيا می‌گه:

    متاثر شدم…
    وقتي روز پدر امسال بر خلاف هر سال ديگر كه گذشت تبريك روز پدر را به همان روز واگذار كردم در كمال ناباوري پدر من ديگر طلوع هيچ صبحي را نديد ….
    و مرا با زمزمه گاهي چقدر زود دير ميشود براي هميشه سوزاند….

  3. بهار می‌گه:

    سلام. آقا احسان چیزی نمیتونم بگم خدا صبرتون بده. درک میکنم چون منم مادر عزیزم را نزدیک به یک ساله در اثر ابتلا به سرطان از دست دادم و اصلا حال و روز خوشی ندارم. خدا روحشون را قرین رحمت فرماید… متأسفم.

    • Ehsan می‌گه:

      روان مادر مرحومتون در آرامش باشه همیشه. شما حتما میدونین که چقدر رنج آوره این اتفاق و متاسفانه چقدر عادی شده این روزها.

  4. افسانه می‌گه:

    آخ احسان نگاه بابات میره تو ته قلب من زیر و روش میکنه.چقدر شبیه نگاه بابای منه که چند ساله رفته.چقدر شبیه نگاه مامان منه که تو ایران گذاشتمشو اومدم اینجا.آخ چقدر این قسمت مهاجرت سخته.
    متاسفم احسان.تسلیت میگم.روحشون شاد باشه.

  5. Reza می‌گه:

    تسلیت میگم، روحش شاد یادش گرامی برادر…

  6. ايمان می‌گه:

    احسان عزيز براي شما صبر و آرامش آرزو ميكنم و براي اون عزيز از دست رفته روحي قرين شادي بي پايان از خدا ميخام.
    به اميد روزهاي روشن

  7. so می‌گه:

    :(
    روحشون شاد

  8. میترا می‌گه:

    تسلیت می گم ;( روحش شاد

  9. پریا می‌گه:

    تسلیت میگم آقا احسان. غم آخر باشه.

  10. kamran می‌گه:

    آقا احسان خدا رحمتشون کنه…انشالله قرین رحمت الهی بشند و جنت جاشون باشه…..متاسفم…

  11. احمد می‌گه:

    احسان جان تسلیت ما رو هم بپذرید لطفا… واقعا زندگی همون کثافتی هست که عموتون گفت. متاسفم.

  12. بابک می‌گه:

    آقا وبلاگتون رو دوسالی هست دنبال می کنم
    بنده هم پدرم رو تازه یک ماهه از دست دادم
    واقعا سخته به رسم ادب گفتم که منو در غم خودتون شریک بدونبد

  13. امیر می‌گه:

    تسلیت می گم. درد بزرگیه از دست دادن پدر. حتما الان روحش شاد هست و در آرامش قرار گرفته.

  14. سميه می‌گه:

    سلام خيلي تسليت مي گم روحشون قرين شادي و رحمت

  15. الهام می‌گه:

    تسلیت میگم و امیدوارم خدا بهتون صبر بده

  16. ممد می‌گه:

    تسلیت میگم . ناراحت کننده بود.

  17. زری می‌گه:

    سلام. تسلیت میگم. برای ایشون آرامش و برای شما و خانوادتون سلامتی و سربلندی را آرزو میکنم.

  18. محمد می‌گه:

    چی میشه بی تو روزایی که هر لحظش یه دنیا بود

    نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود …

    تسلیت بابت جای خالی ای که هرگز پر نمی شه

  19. داود می‌گه:

    تسليت عرض مي كنم. روحشان شاد انشاالله.

  20. بهار می‌گه:

    تسلیت میگم.روحشون شاد و قرین رحمت.

  21. سلیم می‌گه:

    سلام
    از وقتی پدر گرامیوتون فوت کرد (روحشون شاد) همیشه به این فکر میکردم که یه روزی میام ببینم چی نوشتی. چون بعد از اتفاق مشابهی که برای من افتاد هیچوقت دلم نمیخواست نوشته هاتو بخونوم. دهنت سرویس احسان . امشب خیلی حالم جا نبود اومدم نمیدونم بی اختیار زدم الآنگی..
    الانم حالم گفتنی نیست
    خدا رحمتش کنه
    حالت رو میفهمم
    حالم رو بفهم…

    • Ehsan می‌گه:

      سلیم جان ، حالت رو میفهمم. اتفافا منم همیشه حتی قبل از فوت پدرم فکر میکردم باید بیام و چی بنویسم ؟! آیا اصلا باید این حس و حالها رو توصیف کرد ؟ اصلا واقعا کسی میفهمه ؟
      اما وقتی این چند تا پست رو گذاشتم و حرفهای بچه ها رو خوندم حتی نه به خاطر دلداری دادنهاشون و فقط به خاطر اینکه حسم رو قسمتیش رو ، نوشتم خیلی احساس سبکی کردم. انگار با یه عالمه آدم حرف زدم و سبک شدم ، نمیدونم ولی حس عجیبیه نوشتن درد و رنج. آدم رو آروم میکنه. نمیخواستم ناراحتت کنم. ولی شاید دوای درد تو هم همین باشه. بنویس من همینجا میزارم برات.

      • سلیم می‌گه:

        سلام احسان عزیز

        ممنون بابت اینکه مینویسی و ما رو از نوشته هایت بهره مند میکنی. راستش قلم من اصلا شبیه شما نیست و کلا خوب نمینویسم. اما ممنونم از اینکه لطف کردی و این پیشنهاد رو مطرح کردی. حتما اگر یه روز دست به قلم بشم باعث افتخارمه که میدونم یه جایی هست که میشه منتشرش کرد و بابت این ازت خیلی سپاسگذارم.

        امیدوارم خدا بقیه خانوادتون رو براتون حفظ کنه

  22. آوا می‌گه:

    تسليت مي گم.
    روحشون شاد باشه آقا احسان.

  23. شهرام می‌گه:

    سلام احسان جان، زمان اشنایی من مصادف شده بود با فوت پدر مرحومتون ، شما منو نمیشناختید و همین طور من شما رو ، من نمیدونستم وبلاگی داری و‌دستی بر آتش، نمیدونستم،نمیشناختمت، دوستی به ما گفت که دوستمون از استرالیا اومده به خاطر فوت پدرش، اونقدر متاثر شده بودم‌که فقط میخواستم ببینمنت و تسلیت بگم ، فقط همین،اومدم تو مسجد طبق مراسم، قران نو حه، دیدم داره جا کم میاد، دیدم دور از ادبه بزرگترا بایستند و‌من بشینم حرف صاخب سخن مجلس رو‌ بشنوم، بلند شدم و به سمت در خروحی رفتم ، میخواستم ببینمت ، و فقط تسلیت بگم، از کسایی که دم در ایستاده بودند ، فقط سراغ احسان رو میگرفتم و میگفتم، آقا احسان پسر مرحوم … تشریف دارند، که با علم او اشاره شما رو نشون دادند ، اومدم سلام گفتم ، و اونقدر
    مهر بانانه دستم رو‌فشردی سلامم رو پاسخ گفتی که راستش هول کردم و وقتی خودم رو خواستم معرفی کنم کلمات رو به درستی نتونستم ادا کنم ، فقط خودم رو معرفی کردم و گفتم از کجا اومدم و رفتم یه جوری غلط قولوط، رفتم تو مسیر با خودم میگفتم من اومده بودم ، دلداریش بدم ، حسن برخوردش منو دلداری داد، اونجا بود فهمیدم رو ح بزرگی داری.
    چند روز بعد شنیدم با اون حال و احوال، حدود ۱۰۰ نفری که حالشون خراب بود و خسته مهاجرت و پروسه جدیدی از زندگیشون بودند رو میخوای علمی دلداریشون بدی، تعجب نکردم، شگفت زده شدم، اونجا بود فهمیدم ،اون پسری رو که من دیدم خیلی مرد تر از این حرفاست، طی مدتی که ایران تشریف داشتی هرجا حرفی میزدی دنبال میکردم و حرفات رو رو سبک سنگین میکردم و هر روز با کمال تعجب به یه نکته جدید میرسیدم، احسان جان اعتقاد کامل دارم این بیس و پایه تربیت شما از پدر بزرگوار،مهربان و دلسوزتون بوده ، خدا رحمت کنه مرحوم …، پدر بزرگوارتون رو و خدا روح ایشون رو، حتما با فرزند خوبی که مثل شما تربیت کرده قرین رحمت ،و جزایی بهشتی اعطاء خواهند فرمود، آرزو میکنم ، هیچوقت غم رو تو چهره ات نبینم، و صورت مهربانت رو بالبخند همیشه ببینم.

    • Ehsan می‌گه:

      شهرام جان لطف داری. من لیاقت این همه تعریفهای شما رو ندارم.میدونم که جز لطف و محبت هیچ نیتی پشت حرفهات نیست.امیدوارم لیاقت پیدا کنم که یه روز ازم انقدر تعریف کنن خجالت نکشم.

  24. mrs s می‌گه:

    خيلي دلم سوخت ,خوشحالم که اين روزها کنارش بودى , منم پدرمو از دست دادم و ميدونم چه ميکشي. هميشه از اينکه در مورد خونواده و احساساتت بى رودربايستى مي نويسي خوشم مياد..

  25. مه پاش می‌گه:

    ممنونم بابت مطالب مفیدی که قرار میدید!

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!