چمدونمو دارم میبندم با یه طرح ساده از دلخوشیا !

(فرودگاه دبی)

سلام به همه دوستای خوبم.فردا دارم دیگه واقعا میرم.کلی هم اضافه بار دارم که نمیدونم چقدرشو میخواد ازم بگیره.از اینجا به بنگلور و از بنگلور به دبی و از دبی به وطن.

شایدم دوباره باید از همون

جاده ای که تک و تنها اومدم

تک و تنها برم و یادم بره

واسه ی چی دل به این جاده زدم

همش این شعره تو گوشم میخونه هر چند بی ربطه ! مخصوصا اون قسمتش که میگه:

کسی اینجا به تو وابسته نبود

خودتو خسته نکن دیگه برو !

حالا به هر جهتی ما رسیدیم آخر این جاده.یاد دو سال پیش افتادم.دو سال پیش که تو فرودگاه سری لانکا تنها نشسته بودم روبروی باند و فکر میکردم قدم تو چه راهی گذاشتم ! یعنی آخرش به کجا ختم میشه ؟ و خیلی هم خوشحال بودم که تازه 2 هفته است که لاج کردم و دیگه همین روزاست که ویزا باید !
همه اون لحظه های خوب و بد تموم شد.دیگه عادت کردم به تحمل لحظه های بد به امید اینکه زود تموم میشن و یه لحظه مثل همین الان میرسه که باید ازشون خداحافظی کنم. نمیدونم چرا ماها نمیتونیم تو الان زندگی کنیم.همش فکر فرداییم.فکر اینکه فردا چی میشه ؟ کارامون جور میشه یا نمیشه ؟ اومدم اسم بلاگ رو گذاشتم الانگی که به خودم بقبولونم الان از همه لحظه های زندگیت مهمتره. ولی نمیشه ! اخلاق جهان سومی داریم دیگه ! همش دارم فکر میکنم خوب حالا از ایران رفتیم استرالیا کار رو چی کار کنم ؟ خونه رو چی کار کنم ؟ دانشگاه رو چی کار کنم ؟ اگه اونجوری شد چی ؟ اگه اینجوری نشد چی ! خلاصه که اوضاعیه !

به هر حال دارم یه تحقیق جامع راجع به اسکان موقت و دایم در استرالیا و سیدنی میکنم و در اسرع وقت نتایج تحقیقاتم (!) رو بهتون اعلام میکنم.

اگه یه موقع چند روز نیومدم دو حالت بیشتر نداره ! یا لب مرز گرفتنم و بردن کهریزک یا مشغول ماچ و بوسه فامیلام و وقت آنلاین شدن ندارم.البته شما نگران نباشین.

قربون شکل ماه تک تکتون.

پیروز باشید

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

10 دیدگاه برای “چمدونمو دارم میبندم با یه طرح ساده از دلخوشیا !”

  1. علی گفت:

    خوش بگذره وامید وارم تو وطن احساس غریب بودن نکنی.


    ممنونم علی جان.ولی فکر میکنم واقعا غریبه خواهم بود.دغدغه هام با مردم دور و ورم فرق داره.دفعه پیش واقعا” احساسم همین بود ! دوری همینه برادر. مرسی از لطفت.

  2. خواننده گفت:

    من وبلاگ شما رو میخونم اما نظر نمیدادم .فقط اومدم بگم مشخصه که شخصیتا خیلی متواضع و منطقی هستید اگه میشه با یه دید واقع بینانه نه شبه روشنفکر و غربزده ایران رو توصیف کنید. منتظر نوشته های خوبتون هستیم


    هااااا ! چاکرتیم.از من که تعریف میکنید مور مور میشم ! :)))
    حالا خوشم میاد بلافاصله شبه روشنفکر و غرب زده رو آوردی که از میزان مورم کاسته بشه ! (البته ما بیشتر شرق زده ایم !)
    چشم سعی میکنم با یه دید بیطرف توصیف کنم.مرسی که موضوع پیشنهاد دادی.

  3. lithium گفت:

    زود بیای ها!
    پات رسید تو ایران میفتی تو نت!


    ببین من سعی خودمو میکنم ! ولی فکر کنم آدم پرایوسی نداره که با دل خوش بلاگ بنویسه چون همش دو تا سر خر بالا کله آدمند ! حالا در حد اینکه بیام بنویسم : خسته ام !!! میام حتما !

  4. عمو سجاد گفت:

    احسان جان برای اومدنت به ایران و از اونجا که ما هم فعلا ایرانیم بهت خوشآمد میگم بهت.
    امیدوارم روزهای خوشی اینجا داشته باشی. راستی هفته دیگه جمعه گردهمایی داریم اگه ایران بودی و دوست داشتی بیا.


    چاکرتیم. مرسی. راستی شما کی عازمی ؟ من فقط گردهمایی عمرانی ها رو میدونستم بقیه رو خبر ندارم ؟ کی ؟ کجا ؟ حالا خصوصی بگو بهم !

  5. آرجان گفت:

    وطن پرنده پر در خون! هااا چه ربطي داشت!؟ نمي دونم خودش اومد. هان قرار بود اين شعر بياد
    از در درآمدي من از خود به در شدم…گويي كز اين جهان به جهان دگر شدم!
    عجب شعريه اين شعر!
    خوش اومدي رفيق.خوش اومدي ولي بت توصيه مي كنم زياد سعي نكني حتي ايران الان رو با ايران 2 3 سال پيش مقايسه كني.


    چاکرتیم رفیق. چرا ؟ مگه چی شده ؟ نه من تو امسال یه بار اومدم ایران بابا انقدرام پرت نیستم از مرحله ! ولی جدیدا مگه بدتر شده ؟ راستی دارچین هم آوردم آدرس بده بفرستم واست.به جون خودم.

  6. بهار گفت:

    ایشالا که خوش بیای و خوش بری! دیگه کم کم داری وارد لحظاتی می شی که از تو حال زندگی کردن لذت ببری برای اینکه نگرانی فردات کمتر می شه… اندکی صبر…


    امیدوارم همینجوری که تو میگی باشه.آدم یهو با خودش میگه دور از جون شما و همه بچه ها همین الان که نشستم و هواپیما داره تکون تکون میخوره از کجا معلوم که چرخاش موقع نشستن زمین باز بشه ! پس ار این غذایی که دارم میخورم (یا خدایی نکرده نوشیدنی که مینوشم) لذت ببرم ! (این ها رو دارم تو فرودگاه دبی مینویسم واسه همین هواپیمایی شد یه ذره !)

  7. نازنين خانوم گفت:

    منو كه مي شناسي…نازنيني از شيراز واستون انرژي مثبت مي فرستم..كلي خوش بگذره.سي يو سووون


    مرسی نازنین.بالاخره رو نمایاندی ها ! منم انرژی مثبت میفرستم بخوره تو چشت !
    :)))

  8. عارف گفت:

    ویزات اومده یا میخواد بیاد؟


    اومده بابا ! یه ماه پیش اومد !

  9. آرجان گفت:

    من كه شخصن ديگه فرق بين بد و بدتر رو نمي تونم تشخيص بدم!فكر كردم يك سالي هست ايران نيومدي.دمت گرم احسان جان.جدا از بحث جذاب دارچين! دوست دارم اگه فرصت داشتي تا ايران هستي ببينيمت…هر چند مي دونم الان اساسا سرت خيلي شلوغه.


    ممنونم.لطف داری.من هم دوست دارم.تهران اومدی حتما خبر بده همدیگه رو ببینیم دارچینتم بدم ! :)))

  10. اورایاد گفت:

    سلام دوست من
    آقا این روزها طرح امنیت اجتماعی خیلی به مردم گیر میده این چند وقت که ایران نبودی وضع خیلی فرق کرده مواظبه خودت باش بهت گیر ندن میگیرن میبرن ها
    ازماگفتن همین چن روز پیش به تی شرت یکی از بچه های .بلاگ نویس گیر داده بودند


    سلام. مرسی برادر. من شنیده بودم ولی تا الان چیز مشکوکی ندیدم.یعنی واقعا دوس دارم بهم گیر بدن ببرنم ترجیحا اوین ! آخه اونجا پر از آدمای فرهیخته شده. ولی فکر کنم میبرن وزرا و اوین نمیبرن ! تیشرتش مگه چی بوده حالا ! عکس های شیطان پرستی ! یعنی مغز اینا رو یه کاری کردن توش سیفونم نکشیدن نامردا ! به خدا !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!