غر زنندگی و گردشگری(1)

سلام دوستان.در پست قبلی اونقدر غر زدم که خودم هم شرمنده شدم.ولی اون روز اعصابم در هم بود.خلاصه میبخشید. نکته بعدی اینکه هی میخوام بیام اینجا یه پست جدید بزنم این مدیرعاملمون از ایران اومده حالا ما دم رفتنی مجبوریم بریم از صبح تا شب تو سایت به خودمون خاک و خل و سیمان و قیر بمالیم یعنی که خیلی زحمت میکشیم ! وقت نکردم بایم و یه حرف جدید بزنم (باز داره به غرغر تبدیم میشه !).

خوب در این پست میخوام یه کم از جنوب هند براتون بگم.فقط یه کم چون انقدر جاذبه های توریستی عجیب و پرباری داره اینجا که 10 جلد کتاب هم نمیتونه همه زیباییهاشو بیان کنه.

اصولا ملت که میخوان برن هند میرن آژانس بلیط فروشی سر کوچه و میگن میخوایم بریم هندو ببینیم. یارو هم میگه نفری یک و نیم بریزین به حساب و میبریمتون مثلث طلایی و از این حرفها. حالا این مثلث طلایی که به نظر من نقره ای هم نیست یک صدم زیباییها و عجایب هند رو هم شامل نمیشه و فقط سه منصقه از هند با فرهنگهای مشابه هم یعنی دهلی و آگرا و جیپور رو نشون میده. ولی اگه کسی میخواد هند واقعی رو ببینه باید به جنوب هند سفر کنه. کاری که اکثر ماها انجام نمیدیم.

                 


از کجا میشه جنوب هند :

معمولا از ایالت ماهاریشترا(به مرکزیت بمبیی) در غرب و آندرا پرادش(به مرکزیت حیدر آباد) در مرکز و شرق به پایین جنوب محسوب میشه.یعنی ایالتهای آندرا پرادش ،کارناتاکا ، جنوب ماهاریشترا ، تامیل نادو ، کرالا و مناطق آزاد پوندی چری و گوای شمالی و جنوبی.

1 – آندرا پرادش :

والا تجربه شخصی من از آندرا پرادش به حیدر آباد خلاصه میشه. یعنی با هواپیما بلند میشیم از چنای(مدرس) و در فرودگاه شهید (!) راجیور گاندی فرود میایم. بد نیست بگم این فرودگاه تقریبن با حال ترین فرودگاه هنده و جدید و نوساز و بزرگ و با امکاناته. بر عکس فرودگاههای قدیمی دهلی و مومبای و چنای(بمبیی) این فرودگاه کاملا نوساز و شیکه و به همه جای دنیا پرواز داره.شاید بشه به نوعی حیدر آباد رو پایتخت جنوب هند به حساب آورد چون از لحاظ صنعتی و آموزشی و فرهنگی و توریستی در رده اوله خود شهر هم از نظر کیفیت زندگی و کیفیت آدمهایی که توش زندگی میکنن با دیگر شهرها چند پله فاصله داره.شاید عده ای اعتراض کنن که مثلا بنگلور(مرکز کارناتاکا) از حیدز آباد بهتره. بله ممکنه ظاهر شهر بهتر باشه و آدمهای شیکتری توش باشن و تعداد خارجی های بیشتری در بنگلور باشن اما این فقط ظاهر قضیه است و حجم گردش مالی در حیدر آباد با بنگلور قابل مقایسه نیست. این شهر پر از مراکز خرید(مال) و خیابانهای شلوغه. نکته جالب دیگه اینکه شما بر در و دیوار الفبای فارسی زیاد میبینید و در فرودگاه هم به رسم الخط فارسی(یا عربی) اسم فرودگاه رو نوشته و در تمام تابلو ها به چهار زبان هندی ، تلگو(زبان اصلی آندرا پرادش) ، انگلیسی و همین فارسی که گفتم اسامی رو نوشته. حالا زیاد خوشحال نشین چون این زبان در حقیقت اردو هستش نه فارسی اما اکثر کلمات و رسم الخط و الفباش عین فارسیه و شما مطالب مکتوب رو کاملا متوجه میشین ولی موقع حرف زدن ممکنه یه کم گیج بشین.

از جاذبه های حیدر آباد میشه موارد زیر رو نام برد :

مجموعه پارک و دریاچه حسین ساگار

موزه جنگ حیدر آباد

چهار منار

در زیر یه عکس از مجسمه بودا و دریاچه رو میبینید :

            

 

در مورد حیدر آباد هم باید بگم که کامیونیتی مسلمونها در این شهر خیلی قویه و شاید بشه گفت مرکز مسلمونهای جنوب هند همینجاست. جنجال تخریب مسجد بابری و درگیری های بین هندو ها و مسلمانان در این ایالت همیشه وجود داشته و هزاران نفر تا به حال در این درگیریهای احمقانه کشته شده اند. در مورد مسجد بابری حتما شنیده اید.مسجدی که در عرض 30 دقیقه با دست کاملا ویران شد. تعداد 200000 نفر آدم ظرف 30 دقیقه این مسجد رو که به اعتقادشون در زمینهای متعلق به هندوها ساخته شده بود با خاک یکسان کردند و از اون روز 15 ساله که جنگ و درگیری و دادگاه کشی سر این قضیه در جریانه ولی هنوز کسی حکم جهاد یا حکم حکومتی صادر نکرده (!)

در ضمن تنها کنسولگری ایران در جنوب هند در حیدر آباده و انصافا بچه های باحالی اند.همه کارهای ما رو در کسری از ثانیه از تعویض پاسپورت تا وکالتنامه و همه چی انجام دادند.

در پست بعدی از کارناتاکا و بنگلور خواهم گفت. سبز باشید.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

3 دیدگاه برای “غر زنندگی و گردشگری(1)”

  1. بهار گفت:

    هی همکار عزیز! من خیلی هم خوب کار می کنم. شما هندو میگردی منم وبلاگ شما رو می خونم و از مطالبت استفاده می کنم. هر جا هم سر بزنم نظرمو میذارم. چون خودم می دونم که وقتی ببینی که کسی که خونده نظر داده کلی باعث دلگرمیت می شه. مثلا خود تو خیلی خوشحال می شم وقتی نظر می ذاری. نشون می ده که بازم می تونم بنویسم. پس بازم باید هر جا می ری ببینی که من نظرمو نوشتم. شرمنده! کارم می کنم نظرم می دم وبلاگم می خونم وبلاگم می نویسم استرالیا هم میرم منتها بعد از شما!
    فکر نکنم حالاحالاها بتونم برم هند ولی اگه رفتم دوست دارم بدون تور برم که خودم بگردم. واسه همین مطالبی که نوشتی خیلی برام جالب بود.


    همکار جان ممنونم. منم بیشتر جنبه طنز داشت اون که نوشتم همه جا نظر دادی.اتفاقا این آدمها که یه رد پایی همه جا دارند نشون میده که آدمهای منفعلی نیستن. مرسی

  2. lithium گفت:

    اومدم دعوات کنم!
    ینی چی آپ میکنی نمیگی؟ بزنمت؟
    از کلیات هند که میگفتی بامزه تر بود! مثه بوی گندش و پات میره رو ……!


    من یه روز در میون حتما آپ میکنم شما برنامتو تنظیم کن ! :)))
    نه مامان دفعه آخرم بود نزن تو رو خدا !
    حالا دیگه زدیم تو اطلاع رسانی با ادبی ! حالا اونم میگم در آینده یه چند تا پست تحمل کن معلوماتت زیاد شه فهم و شعورت رشد کنه بعدش راجع به اون موارد گندی و ایناشم که دوس داری میرسیم ! :)))))

  3. lithium گفت:

    بعد اطلاعاتم زیاد شه کجا بریزم این همه فهم و درایت رو؟
    حالا اون تیکه که نوشتی سبز باشید ، خواستی کلی افه مودبانه بیای؟


    هیچی دیگه اطلاعاتت زیاد بشه بری پیش خوانندگان بامزه بلاگت قیف بیای ! آدم مگه فقط با شوهر کردن مستقل میشه ! خدایی رو مغز این رفیقات در راستای حقوق زنان کار کن اگه تاثیر میگیرن ازت !!!
    نه اون تیکه به یاد یه دوستیه که وبلاگ نویسه.ما افه نمیایم واقعا مودبیم. بععله !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!