حال خراب این روزها

قبل از اینکه بخونین اعلام کنم میخوام غر بزنم اگه حس و حال ندارین پیشاپیش میبخشین.

اون زمانی که قزاقستان بودم منظره های خیلی قشنگی میدیدم. واقعا قشنگ.فرض کن یه دشت سبز وسطش چند تا تپه سبز دور یه منطقه رو احاطه کردند و وسط این تپه ها یه دریاچه کوچیکه و دور دریاچه پر از درختهای بلند و سبز و چند تا درخت بید(منظور از بید بود نبید !) و توش چند تا قوی قشنگ یا غاز وحشی شنا میکنن و همه جا تمیزه و هیچ کس هم اونجا نیست که آشغال بریزه یا درختا رو آتیش بزنه. یه بهشت واقعی امااااا ! امان از موجود احمقی به اسم پشه ! یعنی در اون فصلی که این همه زیبایی در طبیعت بود اگه پاتو از ماشین میذاشتی بیرون از روی شلوار جین نیشت میزدن اما نیشت میزدن ! یعنی تا سه روز باد میکرد.پشه نبودن که لامصب ! اف 16 بودن.هیکل اندازه مرحوم گودزیلا. لنگا یکی 30 سانت. حالا من اغراق کردم ولی منو چند بار از رو کفش و از رو شلوار جین زدن واقعا ! یعنی اون همه زیبایی که اونجا بود فقط میتونستی از تو ماشین نگاه کنی ! یعنی همه اینا رو باید دستشویی کنی توش چون به هیچ دردی واسه ما نخوردن. اینم یه نمونه از عکسهاش :

باراوو در تابستان

از همون دشتها که گفتم

  

دخترکان روستایی در حال فروش محصولات ده به مسافران گذری

هند که اومدم احساس کردم بابا عجب مملکت سرسبز و باحالیه ! این انگلیسیهای مادر مرده چرا حاظر شدن اینجا رو ول کنن ! کلام منعقد نشده بود که پام تو یه چیزی فرو رفت و شلپ صدا داد ! تا به خ.دم اومدم دیدم بعله ! اون منطقه به عنوان دستشویی مجازی منظقه استفاده میشه و صدای شلپ مذکور حاصل هم آغوشی ته کفش ما با تاپاله انسانیست ! حالا بردم تو رودخونه هر چی میشورمش مگه بو گندش میره لامصب ! من نمیدونم اینا چی میخورن بی شرفا ! حالا یعنی همون شد که ما دیگه سعی کردیم یا از ماشین پیاده نشیم کلا یا با رعایت نکات ایمنی و پاکسازی منظقه مین گذاری شده اقدام به واکینگ نماییم. بعدها که دوستان ریاضی دان محاسبه کردند با پارامترهایی از قبیل تعداد جمعیت و پراکندگی در متر مربع و میزان دفع هر انسان در شبانه روز متوجه شدیم که در هنگام راه رفتن در طبیعت یا حتی گوشه خیابانهای خارج شهر که مناظر طبیعی دارند ، احتمال اینکه قدم بعدی که شما برمیدارید بر سر تاپاله بیگناهی فرود بیاید بیش از این است که پای مبارک به سلامت به زمین بنشیند !!! و بعدها فهمیدیم اینها قبلا به نتیجه ای که ما در مورد قزاقستان و پشه هایش رسیدیم رسیده اند و دستشویی کرده اند به طبیعت کلا” !!!

حالا الان که اینها رو دارم مینویسم حالم خراب است. خیلی خراب.تب دارم. حالت تهوع.گلاب به روتون ازدیاد دستشویی رفتگی و تن درد و سرد درد عمومی ! نمیدونم این ها ربطی به بهداشت بالای محیط دارد یا نه اما هر چه هست اعصابم رو به هم ریخته و من را برای رفتن از این سرزمین بیش از پیش مصمم کرده. حالا ببینیم سرنوشت ما در هفته های آینده چگونه رقم میخورد. مراتب متعاقبا اعلام میگردد.

برای دوست خوبمون دامون دعا کنید.هر چند من مطمئنم همه چی رله میشه به زودی.

(باراوو نام تفریحگاهی در شمال قزاقستان که نسبتا به محل زندگی ما نزدیک بود)

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

7 دیدگاه برای “حال خراب این روزها”

  1. بهار گفت:

    راستش رو بخواي چند روز پيش بی بی سی داشت مشکل جمعیت و شهرنشینی هند رو بررسی میکرد. خیلی شلوغه ! هر جا هم که انقدر شلوغ باشه به هر حال از کنترل خارج می شه. اتفاقا اون روز یاد تو افتادم می خواستم کامنت بزارم بگم یه خورده از زندگی اونجا بنویسی که نوشتی! حالت هم خوب می شه زود نگران نباش. جاهای زشتش نرو! فقط برو جاهای تمیز و قشنگ…


    اتفاقا دیروز داشتم فکر میکردم چرا جاهای تمیزش انقدر گرونه. من یه دفعه رفته بودم گوا یه هتلی که واقعا خوب و تمیز بود با یه بیچ خیلی خوب عوضش شبی نزدیک 300 مایش بود. یعنی اینا چون جامعه شون طبقاتیه همه چی یا خیلی گرونه یا خیلی ارزون وسط نداره. تازه جدیدا دارن یه کارایی واسه ما وسط مسطا میکنن. پولدار که میگم پولدارها ! تو ایران نمونش نیست پولداره هندی ! فقط همین مثال کافیه که بدونی گرون ترین خونه دنیا توی بمبئی ساخته شده و صاحابشم رییس همین کمپانی کارفرمای ماست. طرف جزو تاپ تن پولدارای دنیاست. دنیا میگم ها ! یعنی همه قصر های اروپا و آمریکا رو بریز دور این خونه هه رو بچسب. البته ما رو را نمیدن ! 😉

  2. آرجان گفت:

    حالا همين هندي آ فكر مي كنن خيلي با حالن.من يه دوست و همكار هندي داشتم هي ما غر مي زديم ايران الست و بلست. بعد يه مدت يه بار تو چشماش زل زدم اونم مثل اسبي كه به نعل بندش نگاه مي كنه گفت چيه؟ گفتم تو خجالت نمي كشي از اين هند در به در يكم بد نمي گي.آخه اونم مملكت شما دارين با اين لهجه زيباتون…
    گفتم منم يه خاطره تعريف كرده باشم


    آرجان حالا اینا میدونی که هزار و یک ملتند. صد متر میری اونورتر اون یکی زبون این یکی رو نمیفهمه. یعنی بارها پیش اومده من به راننده گفتم مثلا فلان آدرس رو بپرس بعد از یه ساعت چونه زدن فهمیدم اینا زبون همدیگه رو نمیفهمن و هندی دست و پا شکسته یا 4 تا کلمه تامیلی خودم منظورمو به یارو فهموندم. یعنی این هندی ها داستانها دارند که من باید بگم حالا حالا ها !
    اینا کلا همه چی براشون خوبه. مثلا اعتصاب میکنن داد و بیداد. یکی میره میگه بدویید برید سر کار. همه میگن “اکی سر !” و دو دقیقه بعد انگار نه انگار. این رفیقت تقصیر نداره.

  3. حمید گفت:

    اقا انشالله رفع کسالت بشه پستهای با نشاط ازت ببینیم


    حمید جان با نشاطاش رو تو باید از کنار هاربر بریج و اپرا هاوس بنویسی قربونت !

  4. بهار گفت:

    احسان خدایی این قزاقستان چقد قشنگ بوده ها!


    به نظر من عالی بود. طبیعت بکر. تمیز. آدمهای خوشگل. فقط امان از پشه !!!

  5. یعنی بنظرت این پمادها یا اسپری های Bifor bit هم جواب نمیده؟
    البته بايد سر تا پا رو اسپري كرد اينجوري كه شما ميگين.


    یه دیالوگی هست تو فیلم 2012 اگه دیده باشین.باباهه با بچش که همه جاشو پشه زده و صورتش باد کرده میره داروخونه به فروشنده میگه کرم صد پشه بدین.طرف میگه :
    Before bit or After bit
    بعدش یه نگاهی به قیافه بجه هه میکنه میگه :
    You got it .here is before and after bit
    حالا ما هم همینجوری هر دوتاش رو باید می داشتیم. ولی پشه هاش این سوسول بازیا سرشون نمیشد.البته بگم فقط یه فصل حدود یک ماه اینجوری بود و همون فصل بهترین و قشنگترین فصلش بود !

  6. raha mishavam گفت:

    چقد نابود بودی تو این پست 😉


    تازه کلی سعی کردم به خودم مسلط باشم وگرنه که همتون نابود میشدین اگه میگفتم حالم چقدر بده ! 😉

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!