اندر مزایای سلبریتی بودن یا چگونه یک سلبریتی باشیم(2) ؟

           

قسمت دوم هالیوود :

 

کریس دی برگ آواز خوان و شاعر افسانه ای من(که به نظر خیلی ها آدم ضایعیست !) شعری دارد به نام “دیوار سکوت“(Wall of Silence) که در آن به سراب شهرت و توهم هالیوود می پردازد. هر چند با زدن این حرفها ممکنه تصور – خود “حسن عباسی” بینی – به من دست بده اما اعتقادم اینه و نمیتونم کتمان کنم.

اینکه یک نفر با بازی در یک فیلم انقدر پول بگیرد که با آن جزیره ای در دریای کاراییب بخرد یا گرانترین و مجللترین زندگی را در بورلی هیلز داشته باشد به قدر کافی جذاب و خیره کننده هست که هنرپیشه شدن  آرزوی بیشتر جوانانی باشد که در زندگی عادی خود مجبورند دستفروشی یا روزنامه فروشی را به عنوان ممر درآمد خود در نظر بگیرند. همین که دختر زیبایی از اروپای شرقی باشی و عاشق فیگورهای های کسانی مثل پاریس هیلتون و بریتنی اسپیرز یا لیندزی لوهان(از قصد این سه تا رو گفتم ها) باشی کافیست که به هر دری بزنی تا راهی به هالیوود پیدا کنی و کسی چه میداند شاید روزی سرنوشتی مثل اینگرید برگمن پیدا کردی و چه کسی از همنشینی با هفری بوگارت و گری کوپر بدش میاید !

به هر حال همین تصور رسیدن به همه چیز از هیچ چیز گرفتاری های بعدی را هم به همراه می آورد و در پایان میبینی که حداکثر موفقیتت خدمات در کلابهای پایین شهر لس آنجلس شد ! نه اینکه همه باید رویای هالیوودی شدن را به گور ببرند ! ولی به راحتی میتوان فهمید اکثر ستاره های امروز سینما و موسیقی آمریکایی از کودکی سودای بزرگی در سر داشته اند و برای آن تلاش کرده اند و راه درست را رفته اند. چه “بریتنی اسپیرز” و چه “میلی سایروس” که از کودکی با فعالیت در دنیای دیزنی وارد کارهای هنری شدند و اتودهای بازیگری خود را از 9 سالگی شروع کردند و چه آنجلینا جولی که از 12 سالگی ستاره سالنهای مد از لندن و پاریس تا نیویورک و لس آنجلس بوده است.

حالا این توهم پیش می آید که چرا این حرفها را میزنم و مگه در خوانندگان من کسی هست که رویای مدل شدن یا ستاره شدن را در سر بپروراند !!؟ تجربه کوتاهم به من میگوید 90 درصد از دختران امروزی اطرافم حداقل یک بار در ذهنشان مرور کرده اند که چه میشد اگر میشد که من جای او بودم ! همین کافیست که عمیقتر مرور کنیم که آیا ما برای کاری که آرزویش را داریم ساخته شده ایم و یا باید به قول غول هنرهای تصویری چارلز چاپلین بزرگ : “به جای آنکه سعی کنیم جای کسی باشیم بگردیم تا جای خود را پیدا کنیم چون در دنیا به اندازه کافی برای همه جا هست !”. با تمام این ناباوری که به حرفهایم برایتان پیش آمده باید بگویم سالانه هزاران دختر بچه تازه بالغ با این رویا از آمریکال لاتین و اروپای شرقی به نیت رسیدن به سودای هالیوود قدم در راهی میگذارند که به خیابانهای پاریس و “محله های نور قرمز” نیویورک ختم می شود و این تمام ماجرا نیست. بدتر آن است که میلیونهای دیگر با این آرزو هر شب به خواب می روند !

هنرپیشه شدن بد نیست. شهرت بد نیست. مدل شدن بد نیست. خیلی هم زیبا و هنریست. خیلی هم کار پر زحمت و مهمی ست.اشتباه برداشت نشه که من با اینها مخالفم نه. توهم چیز بدیست. چیزی که ما همه به آن گرفتاریم.

          

(این هم به نوعی شهرت است.شهرتی در عین فقر و فلاکت ولی عکست روی جلد خیلی مجله هاست)

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

3 دیدگاه برای “اندر مزایای سلبریتی بودن یا چگونه یک سلبریتی باشیم(2) ؟”

  1. بهار می‌گه:

    از تو چه پنهون منم يه روز دوست داشتم بازيگر بشم. هاليوود كه چه عرض كنم با همين ايرانم راضي ميشدم! ولي هيج تلاشي نكردم كه … الانم ناراضي نيستم. فكر كنم اين چيزا مقطعيه. البته موردي كه اشاره كردي درسته اما درباره يه تعداد معدود. اين قضيه فقط درمورد بازيگري نيست مثلا من كسي رو ميشناسم كه تمام عمرش رو صرف پيداكردن گنج كرده… فكر كن! رويايي بودن بد درديه…


    اتفاقا در ایران این حس توهم بیشتر به صورت رفتن دنبال گنج یا شرکت در مسابقات مختلف لاتاری مثل بخت آزمایی و جوایز بانکها خودش رو نشون میده.باورت میشه من در مناطق مختلف ایران که کار کردم از ایلام و کرمانشاه بگیر تا آذربایجان تا مازندران و گلستان تا مناطق مرکزی ایران همه و همه دنبال گنج میگشتن ! باورت میشه !؟
    حالا خوبه صرب المثل داریم نابرده رنج گنج میسر نمیشود ! خیلی هام یه چیزایی پیدا میکنن ها. این همون حس کشنده برای جلوگیری از تلاش روزمره آدمهاست و دقیقا مشابه همون حس کودکان برزیلی و بچه های هندیه. توهم !

  2. حمید می‌گه:

    بابا تو خودت یه پا سلبریتی هست داش احسان


    مهندس جون چوبکاری میکنی ما رو ! هوای سید-نی چطوره ؟ دستت به ضریحش رسیده یا نه ؟

  3. جاناتان می‌گه:

    میگم با این تعریف دوستت حمید میخوای یه عکست رو واسه من بفرست توی اون مسابقه هم شرکتت میدم.
    راستی این عکس ها رو چطوری میذاری؟


    عکسمو که گذاشتم جاناتان ! منتها با عینک دودی گذاشتم شناسایی نشه ;) به همراه عیال ! توی پست یکشنبه نوشت ! توی بلاگ خودت توضیح دادم. باشد که مفید باشد !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!