امنیت شغلی

امروز روز آنزاک بود و تعطیل رسمی. کسی اگه براش جالبه راجع به روز آنزاک بدونه بره لینک زیر. برام جالبه که این جماعت شکستشون توی یه جنگ با عثمانی رو که توش کلی سرباز اوزی و کیوی (نیوزلندی) مردن رو هر سال جشن میگیرن ! اینم از عجایب این مملکته !

روز آنزاک : http://en.wikipedia.org/wiki/Anzac_Day

 

 

(تیم راس- آقای مجری رادیو –  در کنار تیلور سویفت – به نظر شما تیم به چی نگاه میکنه ؟)

 یکی از ویژگیهای این هموطنان خارجی – استرالیایی اینه که هر کاری بگن میکنن. یعنی هر کاری اراده کنن انجام بدن انجام میدن. مثلا مثل ما نیستن که از مرحله تصمیم گیری تا انجام صد سال طول بکشه. حالا من خودم عمیقا اعتقاد دارم که بشر اگر یک کاری رو بخواد بکنه واقعا میکنه. یعنی به اون جمله کتاب مزخرف کیمیاگر کوئیلو که میگه اگه شما با تمام وجود تصمیم به انجام کاری بگیری تمام کائنات در راستای محقق شدن تصمیم شما قرار میکرند واقعا اعتقاد دارم. اتفاقا یک همچه چیزی هم توی قرعان آمده. حالا اینکه کوئیلو از رو قرعان کپی کرده یا برعکس یا هر دو تا از یه جا رو خواهران و برادران با ایمان باید بیان و توضیح بدن.

حالا من همه اینها رو گفتم که بگم این عزیزان بلاد کفر وقتی میگن فلان کار رو بکینم ؟ و اون یکی هم میگه که باشه بکنیم دیگه معطل نمیکنن. همون لحظه اون کار رو انجام میدن ! مثلا چی ؟ مثلا چند روز پیش توی یه برنامه رادیو آقای مجری یه مهمون داشت که طرف یک خانم مجری یکی از برنامه های معروف تلویزیونی اینجا بود. بعد قرار شد بازی شهامت یا حقیقت انجام بدن (همون بطری بازی خودمون !). البته من شخصا خودم هیچوقت از این بازیا در دوران جوانی انجام ندادم اما مطمئنم که همیشه حقیقت رو انتخاب میکنم ! به هر حال خانم مجری مهمون برنامه هم حقیقت رو انتخاب کرد و طرف ازش پرسید آیا فلان آقای هنر پیشه رو بوسیدی یا نه ؟ حالا رابطه این خانمه با اون آقایی که ازش پرسیدن بوسیدیش یا نه یه مدت بحث روز مجله های زرد اینجا بود و اعلام واقعیت ماجرا برای این خانمه امکان پذیر نبود. پس زد زیرش و رفت سراغ شهامت. بعد این آقای مجری بهش گفت باشه. حساب توییتر خودت رو یه ساعت در اختیار من بذار ! طرف باز طفره میرفت تا به یه توییت راضی شد ! آقای مجری موبایلش رو گرفت و یه توییت از طرفش گذاشت. بعد از این ماجرا ناراحتی و درگیری خانم مجری شروع شد که چرا اینو نوشتی ؟ حالا طرف چی نوشته بود ؟ توییت کرده بود که دارم از برنامه فعلی خداحافظی میکنم و میرم به یه کانال دیگه ! دعوا سر این بود که با این کار وضعیت شغلی من در خطر قرار گرفته ! حالا طرف کیه ؟ یکی که سالی سه بار با نخست وزیر مصاحبه میکنه و تو تمام مهمونی های رسمی دولتی و رویال دعوته. یه همچه آدمی نگران وضعیت شغلیش بود و اینو علنا توی برنامه رادیو اعلام میکرد. توی یک مورد دیگه خانم کریستی سوان که اون هم یه مجری کارکشته و معروف رادیوییه مهمون همین دوستمون بود که قرار شد آقا یه شیرین کاری انجام بده. موضوع برنامه این بود که مثلا تا حالا شده شما یه نفر بهتون زنگ بزنه ولی اون ور خط کسی حرف نزنه. یعنی طرف مثلا دستش خورده به دکمه کال و شماره گرفته شده ولی خودش نمیدونه ، بعد تو این وضعیت آیا شده شما به گفتگوهای طرف مقابل گوش کنین ببینین چی میگن ؟ در حالی که خودشون نمیدونن یه نفر داره بهشون گوش میده ؟ بعدش قرار شد به مدیر همین رادیو که مسافرت بوده زنگ بزنن و بره روی پیغامگیر طرف شروع کنن به با همدیگه حرف زدن که مثلا نمیدونن الان شماره اون رو گرفتن و راجع به آینده شغلیشون توی این ایستگاه رادیویی حرف بزنن و مثلا بگن که نمیخوان بمونن و دنبال کار میگردن و از شرایط این رادیو راضی نیستن و این حرفها و همه این حرفها مثلا نا آگاهانه روی پیغامگیر طرف ضیط بشه ! بعد از اینکه تمام این داستان رو انجام دادن مهمترین نگرانی این خانمه این بود که نکنه با این کار امنیت شغلیش تحت تاثیر قرار بگیره و اگه کارش رو از دست بده با سه تا بچه چی کار کنه ! حالا این داستان ها رو گفتم که بگم من شخصا هیچوقت نگران امنیت شغلیم نبودم. یعنی انقدر به خودم مطمئن بودم که هیچوقت عین خیالم نبود که مثلا از یه جا عذرمو بخوان. واقعا تو اون لحظه اخراج شدن به خودم گفتم شما شانس بودن من رو از خودتون گرفتین ! حالا این اعتماد به سقف من به کنار اما واقعیت اینه که امنیت شغلی برای مردم اینجا (وشاید همه جا به جز ایران) یه مساله مهمه. خوب که نگاه کنیم خیلی از کارها که ما میکنیم برای حفظ شغلمونه. خیلی تصمیم هایی که میگیریم و نمیگیریم. تصمیمهایی که ممکنه زندگیمون رو عوض کنه اما ما این تغییرات رو با حفظ وضع موجود عوض میکنیم ! من فکر میکنیم نسلی از ما که مهاجرت کرده بزرگترین تغییر رو در زندگیش ایجاد کرده پس چرا از این تغییرات بعد از مهاجرت میترسه ؟ شاید هم یکی از دلایل این نترس بودن ما همین تصمیم های بزرگ گذشته بوده ! شما چطور ؟ شما چقدر حاضر به مخاطره انداختن امنیت شغلی خودتون برای انجام کاری که واقعا دوست دارین انجامش بدین هستین ؟

پسنوشت : دوست دارم از این به بعد از بحثهای رادیو هم اینجا بنویسم. واقعا حرفهای جالب و جدیدی توی رادیوهای اینجا زده میشه که برای ما گفتن و شنیدنش تازگی داره.

 

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

27 دیدگاه برای “امنیت شغلی”

  1. ميترا گفت:

    درواقع جشن نميگيرن، دوست اوزي من ميگه اين روز بيشتر بزرگداشت سربازهايي هست كه تو جنگ مردن.

  2. ميترا گفت:

    جالب بود. ما هم دنبال مي كنيم اگر از بحث هاي راديويي بيشتر بنويسيد. 🙂

  3. هومن گفت:

    احسان جان قربون دستت این رادیو رو کلا ترجمه کن بذار اینجا ما دیگه سختی نکشیم هم گوش کنیم هم سعی کنیم بفهمیم، تو که به زبون خارجی بیشتر واردی، به قرعان.
    اعتماد به سقف!!!

    • Ehsan گفت:

      مهندس ما رو رنگ نکن ! تو که خودت تو رادیو گزارش ترافیک و وضع هوا میدی کلک ! الان گذرنامه ات رو بذاری رو سنگ آب میشه نورمن ! دهن منو وا نکن !!!

  4. Joe گفت:

    احسان در مورد اون دختر ۲۷ ساله که بکارتش رو برای فروش گذاشته هم بنویس پس! مصاحبه اش رو شنیدی؟ البته اگه تویی که حتما رفتی تو سایتش بید هم گذاشتی! 🙂

    • Ehsan گفت:

      خیلی بی ادبی مهندس. اون آخه تو آمریکا بود. تو استرالیا بود که خودم حراج رو برده بودم داداش ! خیلی بازتاب نداشت اینجا ولی من یادمه تا 400000 دلار بید گذشاته بودن.

  5. ساناز بنیادی گفت:

    احسان نمونه رزومه داری بفرستی برام. راستی این چیزای جدیدت رو هم خوندم. حالم از این التماست برای جلب توجه بهم می خوره. تو چرا اینقدر تو این نوشته هات می خوای خودت رو پیشرو و همه چیز بلد و عاقل نشون بدی. ها ؟ یا هستی و یا نیستی دیګه ! برای دیګران و خودت چه اهمیتی داره ! چیزای خیلی مهمتری هست که باید بهشون فکر کنی و دربارشون بنویسی. راستی دوست دارم بدونم چند سالته؟ شایدم قبلا ګفتی یادم نیست. الان زیاد حوصله ندارم. رزومه برام بفرست باشه؟ بای بای. ویک اند خوبی داشته باشی. (…)

    • Ehsan گفت:

      از این حال بهم خوردنات خوشم نمیاد. سعی کن خودتو کنترل کنی عزیز من. اینجا یه وبلاگ شخصیه ! توالت نیست که دم به دیقه حالت به هم میخوره. کم بخور خوب !
      من سی و خورده ای. به تو چه ! فضولی ! نمونه رزومه یعنی چی آخه ! کارت چیه خوب ! اگه خواستی میشینیم با هم تنظیمش میکنیم. حالا یکی برات به صورت کلی میفرستم.
      میبخشی که کامنتت رو کامل منتشر نکردم. این اولین سانسور عمرم بود. دلیلشو بعدا بهت میگم.

  6. Navid گفت:

    سلام
    چه مطلب جالبی بود.

    اگه فرصتی پیش اومد در مورد زن ذلیلی دوستان اوزی بنویس.

    • Ehsan گفت:

      بله.خواهش میکنم. زن ذلیلی ؟ یعنی خود استرالیایی ها یا دوستان ایرانی استرالیا نشین ؟ البته من با این اصطلاح زن ذلیل زیاد موافق نیستم اما زن ذلیل تر از برادران هموطن در کل دنیا ندیدم !

  7. Navid گفت:

    منظورم خود استرالیایی ها بود. درسته که ذلیل تر از برادران هموطن در کل دنیا نداریم ولی هنوز مردان بسیار زیادی در ایران با زنان بدرفتاری میکنن.

    زن ذلیلی دوستان استرالیایی یا به طور کلی غربی مثل اینکه مردها کلاهشونو برمیدارن زنا بر نمی دارن- در ماشینو براشون باز میکنن- میگن Lady’s First و…..

    • Ehsan گفت:

      آها منظورن برخوردشون با جنس زن هست من فکر کردم با همسرانشون رو منظورته. آره اتفاقا باید بنویسم راجع بهش به زودی.

  8. Navid گفت:

    راستی این ساناز خانم هم خوشگله هم ساز میرنه.

  9. یه یارو گفت:

    آقا من بخاطر همین امنیت شغلیه که کارم رو عوض نمی کنم به قرعان!

    • Ehsan گفت:

      به قرعان تو همون کار هم از سرت زیاده برادر ! من شک دارم همونم بتونی به نحو احسن به انجام برسونی !

  10. Navid گفت:

    البته شامل همسرانشون هم میشه. مثلا طرف زانو میزنه خواستگاری میکنه و بعد میزاره تو یوتیوب.

    • Ehsan گفت:

      زانو زدن یه جور سنته اینجا. خوب همون که زانو میزنه معمولا چهار روز بعد هم میره دنبال یکی دیگه. اینها همش فیلمه داداش. مثل اینکه مثلا یکی مراسم خواستگاری از ایران ببینه بگه ایرانی ها همشون ننشون براشون زن میگیره ! در حالی که قبل از مراسم خواستگاری ممکنه دختر پسر چند سال هم با ه دوست بوده باشن اما این سنت رو معمولا به جا میارن.

  11. فردین گفت:

    سلام و امیدوارم شاد و سلامت باشید
    راستش وبلاگ شمارو خانومی به اسم الهام حاج بنده به بنده معرفی کرد و گفتن که سوالم رو از شما بپرسم و امیدوارم در این ناامید سرایی که حاصل جست و جو زیاد اما کم ثمرم در این زمینه است شما یاری دهنده ام باشید هرچند اندک.
    من فردین سیفی 27 ساله و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد نقشه برداری از دانشگاه تهران هستم و میتونم از ویزای 476 استرالیا استفاده کنم که یک ویزای 18 ماهه بوده و اگر تو این مدت بتونم 12 ماه کار مرتبط با رشتم رو داشته باشم در نتیجه میتونم واسه PR این کشور اقدام کنم.
    آما دوست گرامی من هیچ شناخت حداقلی از اوضاع و فرصتهای شغلی واسه یه Junior Surveyor یا کسی که یکشال بیشتر سابقه کار مرتبط نداره چطوریه….
    این ویزا به دانشجو فرصت میده تا کمتر از دو سال از قارغ التحصیلیش نگذشته اقدام کنه و عملا دولت استرالیا با این کار به طرف فرصت کار مرتبط با رشته رو تو ایران نمیده. واقعیتش من میتونم مثلا سه سال دیگه صبر کنم و واسه ویزاهای دیگه اقدام کنم اما شرایط زندگیم بگونه ای هستش که باید هرچه سریعتر ایران رو جا بذارم …
    دوست گرامی میخواستم در مورد فرصتهای ضغلی نقشه برداری واسه کسی با سابقه کاری حداقلی بنده اطلاعاتی داشته باشم و اینکه کدوم ایالت استرالیا واسه رفتن بهتر خواهد بود؟ اینرو هم عرض کنم که یه ماه پیش آیلتس 7 گرفتم و فک کنم مشکلی هم از این بابت نباشه …
    واقعا امیدوارم بتونم حداقلی اطلاعات و یا افرادی مرتبط رو از شما بگیرم … امیدوارم واقعا
    با سپاس از توجهتون
    فردین

    • Ehsan گفت:

      دوست عزیز. هر چه سریعتر برای ویزای 476 اقدام کن و زمان رو هدر نده. سابقه کار شما خارج از استرالیا در استرالیا جز پر کردن رزومه کاربرد دیگه ای نداره چون کالچر کاری و نوع کارها در اینجا از زمین تا آسمون با ایران فرق داره. بهترین کار اینه که برای ویزا اقدام کنی. وقتی اینجا اومدی از یک شغل دستیار نقشه برداری(Assistant Surveyor) شروع کنی و چون نوع این کارها کژوال و کم مسوولیته ویزای موقت شما مانع استخدامتون نمیشه. فقط دقت کن که مجبور به اقامت در ایالت خاصی نباشی. چون مثلا کار نقشه برداری در آدلاید نسبت به وسترن استرالیا خیلی کمتره و این شانستو کاهش میده. اگر اطلاعات تخصصی احتیاج داری با ای میل من مکاتبه کن. leon_deburgh@yahoo.com

  12. Navid گفت:

    اوج مریضی و بی عقلیه که تو کشوری آزاد زانو بزنی و به یکی تعهد بدی و چهار روز بد تعهد بشکنی.

  13. Navid گفت:

    اوج مریضی و بی عقلیه که تو کشوری آزاد زانو بزنی و به یکی تعهد بدی و چهار روز بعد تعهد بشکنی

    • Ehsan گفت:

      حالا هست دیگه ! اوج مریضی نیست آدم با خدم و حشم پا شه بره خواستگاری هزار تا سکه مهریه کنه بعد بره با یکی دیگه بریزه رو هم ؟

  14. سوفی گفت:

    سلام 🙂 آدرس این برنامه رادیو ر می دی؟

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!