باران گرم

باغ وحش سیدنی در باران – عکس از خودم – به گوشه سمت چپ هم توجه کنید ! کلی خلاقیت زدم هیچکی تو اینستاگرام لایگم نکرد ! سلیقه ندارین که !

چند وقته همش بارونه. نه اینکه بارون بد باشه و نه اینکه من از بارون بدم بیاد. اصلا ناف ما رو تو بارون بریدن ! حالا مهم نیست که وسط مرداد بوده وقتی ما دنیا اومدیم. یادمه بچه که بودم عاشق حموم بودم. یعنی حالاشم هستم. نه بابا فکر بد نکنین. بچه که بودم میرفتم زیر دوش و آب رو یه جوری تنظیم میکردم که هم گرم باشه هم سرد. چی میگین شما به فارسی ؟ ولرم ! آها ! آفرین ! خلاصه اینکه وا میستادم زیر دوش و مثلا تصور میکردم که من یه دریا نوردم که زیر بارون روی عرشه وایستادم و با این شیر حموم مسیر کشتی رو تعیین میکردم ! یعنی ما از یه همچه کودکی با تصوراتی میایم ! حالا تا حالا اینا رو واسه هیچکی نگفته بودم ! مدیون پنش تنین اگه بخندین. خلاصه اینکه من عاشق بارون و خیسی و این حرفها بودم و هستم. اصلا صبح که پا میشم میبینم بارون میاد انگار یه انرژی مضاعف میگیرم.

ولی آخه خوب  بارونم حدی داره. نمیشه که بیست و چهار ساعت یه بند بارون بیاد. پس لباس کجا پهن کنیم ! کفشام هم که نم کشیدن ! کجا خشکشون کنم ؟! ها ؟

اصلا از وقتی دارم کار میکنم این احساسم به بارون کم شده. یعنی هنوز یه رابطه عاطفی خفیفی هست اما تا چشمم به چشش میفته سرم رو بر میگردونم. چرا ؟ واسه اینکه تو بارون کار ما تعطیل میشه. حالا چیش بده ؟ هیچی ! خیلی هم خوبه. هیچ دشواری هم نداره. یعنی نداشت ! وقتی ایران بودیم ، یعنی خارج بودیم (نسبت به اینجا ! حالا هر جا !) زیاد مهم نبود. هر وقت بارون بود تعطیل میکردیم و لنگا رو میدادیم هوا و میگفتیم به ما چه ! هوا بارونه ! یا حتی وقتی ماموریت بودیم این ور اون ور روزایی که بارون میومد حتی از خونه یا هتل بیرون نمیومدیم. همینجوری میخوابیدیم تا ظهر ! حالا بعضی وقتها که حس میکردیم ممکنه خدا نکرده بارون بیاد هم میموندیم خونه و یهویی میدیدی قدرتیه خدا کلا یه قطره هم بارون نمیومد ! ولی مهم نبود که ! اصلا کی تو اون مملکتها که ما بودیم کار میکرد که ما دومیش باشیم !

اما اینجا داستان فرق داره جانم. اینجا بارون که ماله صبحانشه. اگه خرس قطبی هم از آسمون بباره کار تعطیل نمیشه ! حالا شما تصور کن کلی نقشه و جدول رو زیر بارون باید ورق بزنی ، همه پاره پوره ، خیس ! بعد باید یه سری عدد هم بنویسی تو این بند و بساط .جوهره با آب قاطی شده گند زده به همه کاغذات ، اون وسط باید هزار تا کار دیگه هم بکنی !

خلاصه که بارون خوبه واسه همسایه ! البته اون مرگ بود. نه ؟ حالا به هر حال فرق نمیکنه. یادمه بچه که بودم یه شعر گفته بودم که کلا از اول تا آخرش تعریف بارون و قشنگیا و طراوتش بود بعد دو بیت آخر نوشته بودم همه اینا خوبه اما به شرطی که سقفی بالای سر داشته باشی ! یعنی از عنفوان کودکی چه فیلسوفی بودم من ! به قرعان !

حالم خوب نیست. ممنون که پرسیدین. میدونم همه مشغول عید دیدنی و آجیل عید و اینا بودین و هستین و خواهین بودو وقت خوندن ما رو نداشتین . آجیلای ما که همیشه تا شب چله سال بعد دووم میاورد ! یعنی مامانم هی جاشونو عوض میکرد ما هی پیدا میکردیم و این تعقیب و گریز تا شب یلدا ادامه داشت ! خلاصه اینکه حالم خوب نیست. شاید یه داستان شروع کردم به نوشتن. فعلا دو ماه وقت دارم که به خودم بپردازم و بعدش باز هم امتحان بعدی.

فعلا تا بعد.

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

6 دیدگاه برای “باران گرم”

  1. محمد گفت:

    اگه نگفته بودی هم اون پل زیبا رو اون گوشه می دیدم. من لایکت کردم. راستی چند وقته دو تا از همکارات دو یکی از جاده ای شهر صنعتی رشت دارن با توتال کار می کنن. نمی دونم واسه چی و کی، هر وقت می بینمشون یاد تو میوفتم. یکی دو روز پیش تو هوای سرد و باد شدید داشتن کار می کردن. می دونی خودم چند هفته ای پام رو کردم تو کفش تو و همکارات. اون موقع تو یه سایت مربوط به تجهیزات نقشه برداری شماره موبایلم رو داده بودم.هر هفته حداقل یه SMS می دن که مدل های جدید تجهیزات نقشه برداری و قیمت هاش رو می ده. می خوایی واست فورواد کنم؟
    خلاصه خواست حس نوستالژی وجودت رو بیدار کنم. 😀 موفق باشی.

    • Ehsan گفت:

      ببین چه زحمتی میکشن همکارای ما ! حالا شما فکر کردی خودت کار میکنی ؟ نه داداش ! این بنده خدا ها تو برف و سرما و آفتاب و گرما باید تو این شرایط کار کنن. قیمت چی داری حالا ؟

  2. یه یارو گفت:

    آقا به قرعان این بارون بلای جون من و همکارام هم شده!
    اگه بدونی چقدر سخته یه شماره کوچیکو روی ساختمون به اون عظمت زیر بارون پیدا کنی!
    هی فلک!

  3. بهار گفت:

    همکار این شرکت ما کویته. بارون که میاد میرن تو ماشین میشینن تا تموم شه!

    • Ehsan گفت:

      همکار این شرکتتون از کارمنداش معلومه کویته ! شوخی کردم ! ولی خوب جاییه ! سفت بچسبین ! دم جاسلین گرم خدایی !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!