روزهای ترانه و اندوه (1)

25242272992145995788.jpg (580×498)

 (عکس تزئینی است به خدا !!!)

اول اینکه نوشتن برای من مثل نفس کشیدنه. پس فکر نکنید اگر
نمینویسم دغدغه هایم کمتر شده و حس و حال نوشتن ندارم. نخیر. انقدر غرق مسایل
مزخرف روزمره شده ام که خودم هم حالم به هم میخورد از اینکه فرصت نوشتن و حرف زدن
با دوستانم را با دست خودم از خودم میگیرم. گاهی فکر میکنم حتما اشکال از من است.
نه اصلا صد در صد اشکال از من است. اینکه حتی اینجا که همه فکر میکنند بهشت روی
زمین است خوشحال نیستم و یک گم کرده بزرگ دارم. بعضی وقتها فکر میکنم مثل ناصر
خسرو باید در چهل سالگی بزنم زیر همه چی و بروم  خودم را گم و گور کنم ! البته
خوشبختانه هنوز ده سالی وقت دارم ! به هر حال حال این روزهای من چندان خوب نیست.
ربطی هم به محیط بیرون یا آدمهای اطراف ندارد. صرفا یک احمقیه درونیست که از کودکی
در من وجود داشته و هر از گاهی چند بروز میکند.

هفته گذشته ما یک تعطیلات 3 روزه داشتیم. یعنی به قول این
خارجکی ها لانگ ویکند.جدای از اینکه ما هر روزش را یا مهمان بودیم یا مهمان داشتیم
، نکته خوب ماجرا اینجا بود که فرصت رفتن به کنسرت فرامرز اصلانی را پیدا کردیم.از
نوشتن جزئیات ماجرا چشمپوشی میکنم اما واقعا دلم برای هنرمندان واقعی سرزمینم
میگیرد که انقدر از طرف هم میهنانشان مورد بی مهری قرار میگیرند.من مطمئنم اگر
امثال فرامرز اصلانی در ایران فرصت برگزاری کنسرت داشتند با همه محدودیتها و کمبود
امکانات در ایران محیط به مراتب محترمانه تری در انتظارشان است. در این به اصلاح
کنسرت که بیشتر شبیه کاباره های قدیم بود هر کس به کار خودش مشغول بود و فرامرز
بیچاره هم آن بالا برای خودش میخواند. بچه های دو سه ساله دنبال هم میدویدند و
بازی میکردیند و جیغ و هوار. مردها با هم عرقی میخوردند و خاطرات جوانی را عربده
میزدند و جوانترها با پر و پاچه دخترها مناجات میکردند و من درمانده بودم که چه
اصراری به انجام این همه کار مختلف در یک چنین کنسرتی بود. یعنی حضور فرامرز
بیچاره آن بالا فقط بهانه ای بود برای دور هم جمع شدن ایرانیهای عزیز از هر قشر و
طبقه ! بگذریم.

در پست قبلی دوستی کامنتی گذاشته بود در مورد نایت لایف در
استرالیا. من هم البته از منظر خودم جواب ایشان را دادم و دلیل اینکه در این پست
میخواهم راجع به آن بنویسم نه آن است که این موضوع برایم خیلی مهم بوده بلکه به
این خاطر است که این موضوع برای 99 درصد هم میهنان عزیزم بسیار مهم بوده است و
خواهد بود. از این 99 درصد ، 9 درصد مثل این دوست عزیز کامنت گذار ما هستند که با
تهور راجع به اشتهای بی بدیلشان در مورد تفریحات جنسی حرف میزنند و 90 درصد ادعا
میکنند که این موضوع برایشان اهمیتی ندارد.90 درصدی که دلایل مختلفی دارند و خودم
هم جزو آنها هستم. در این بحث کوتاه به نگاه مردان به این موضوع خواهم پرداخت و
خوشحال میشوم اگر دوستان دیگری باب همین گفتگو را بدون تعصب در دنیای زنانه باز
کنند.اگر جسارتش را دارند.

مردان چند دسته اند :

درباره داشتن دغدغه های جنسی مردان کلا یک دسته اند ! اما
درباره نگاهشان به این موضوع میشود جمعیت را به دودسته با ایمان و بی ایمان تفکیک
کرد.یک دسته از مردان با ایمان کسانی هستند که به خداوند و دین و قید و بندهایی از
این دست ایمان دارند اما با همان قید و بندها کلاهایی مثل صیغه و این خزئبلات درست
میکنند و به ارضای دغدغه خویش می پردازند.مردانی از جنس قهرمان فیلم زندگی
خصوصی(که البته من از فیلم به دلیل جهتداری سیاسی ابلهانه ای که داشت خوشم نیامد) .دسته
دیگر ایمان به خدا و قید و بندهایی از این دست دارند و از ترس همانها و روز قیامت
و مرغ آتشخوار جهنم و این حرفها تا آخر عمر یا مثل راهبان و کشیش های کاتولیک
باکره میمانند یا مثل اکثر مردان خوب صبحها میروند سر کار و شبها بر میگردند در
آغوش خانواده و زن و فرزند !

دسته دیگر اما کسانی هستند که به قدرتهای ماورایی ایمان
ندارند و نه از ترس بلکه از روی باور به چهارچوبهای اخلاقی و ارزشهای دنیوی از بی
بند و باری جنسی اجتناب میکنند.این دسته از مردان احتمال سقوط یا لغزششان از دسته
های بالا کمتر است اما با عوض شدن چهارچوبهای اخلاقی و زندگی در جوامع گوناگون و عوض
شدن مفهوم ها و چهارچوبها نوع نگاهشان هم عوض میشود.

اما دسته دیگر دسته بی ایمانان هستند که کلا به هیچ قید و
بندی تعلق خاطر ندارند و درباره مسایل جنسی ولع پایان ناپذیری دارند. اگر نگوییم
مردان ایرانی خیل عظیمی از این جمعیت را تشکیل میدهند اما باید گفت در نوع نگاهشان
به این مساله در دنیا بی نظیرند.از تعداد کثیر توریستهای جنسی ایرانی در کشورهایی
مثل تایلند و اروپای شرقی میتوان به حمیت این عزیزان پرکار ایرانی پی برد. من در
دو سالی که در قزاقستان زندگی کردم با دیدن مردانی پیر و جوان که با دخترهای زیبا
رو و کم سن و سال روس نشست و برخواست داشتند فهمیدم برای بسیاری از این مردان
سرزمینم حداکثر معنایی ندارد و بعد از دو سال زندگی در هند با دیدن همان قماش آدم
که خیل دخترکان سیاه و پابرهنه و روستایی هندی به دنبالشان میدویدند  فهمیدم برای آنها حداقل هم معنایی ندارد. ارضای
غریزه برای مردان ایرانی بر خلاف مردان بسیاری ملل نه یک امر طبیعی یا جسمی بلکه
یک حس فرافیزیکی و روانیست. اینکه بسیاری ازمردان  ایرانی به محض پیاده شدن از هواپیما از باکو تا
واشینگتن دی سی به دنبال نایت لایف و … میگردند یک دلیل تاریخی دارد. نه اینکه
فقط سی سال محدودیت باعث این فوران آتشفشانی شده باشد بلکه 3000 سال زندگی در یک
فرهنگ شرقی که این مسایل در آن تابوی بزرگی بوده به عقیده من در ژن ما ایرانی ها
جهش های قابل توجهی را باعث شده !

(قبلا در این باره در این پست نوشته بودم.اگر کسی موافق یا
مخالف حرف منه بگه تا ادامه بدم در غیر این صورت برم سر یه حرف دیگه !)

 

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

26 دیدگاه برای “روزهای ترانه و اندوه (1)”

  1. روشنک می‌گه:

    من الان تو دوران ناصر خسرویی ام و از بالا به دغدغه های نایت لایفی ها نگاه می کنم. دلم براشون نمی سوزه زار میزنه. نمیدونم چه نیازی به 46 کروموزوم داشتن اموراتشون با هر تعدادی از کروموزوم راحت تر می گذشت.


    پس خوش به حالت. یه کم از این دوران واسه ما تعریف کن ببینیم چه جوریه !

  2. اقا حبیب می‌گه:

    با سلام،قبل از هر چیز باید بگم خوشحالم که از نوشتارم ناراحت نشدی.
    خوب بریم سر اصل مطلب،اولا باید تکلیف خودمون رو با این بحث روشن کنیم،اول باید شفاف سازی بشه که منظور من از نایت لایف چی بوده،من احساس میکنم که شما برداشت من رو از نایت لایف خرید س*ک*س (با عرض معذرت) قلمداد کردید،که البته اشتباهه این فرضتون.منظور من از نایت لایف همون تور کردن و مخ زدن یک دختر برای رابطه کوتاه مدت یا حتی بلند مدت هست.پس چه ایران چه استرالیا این هیچ هزینه ای نداره(جز هزینه یه نایت کلاب یا یه گیلاس مشروب تو غرب و توی ایران هزینه کافی شاپ و هزینه بنزین ماشینتون)پس میبینیم که به این نمیشه گفت خرید س*ک*س یا به قول شما خرید آش و بنده مطمءن هستم که دختر های استرالیایی که هیچی دختر های عرب و مالزیایی هم از دختر ایرانی توی این مورد سهل الوصول ترن.چرا؟دلیل بیارم؟باشه
    اولا دختر ایرانی که شما نمیتونی تو خیابون باهاش صحبت کنی(با جمله اقا مزاحم نشو مواجه میشی)
    حالا اگه بخوای با این جمله مواجه نشی باید چه کنی؟جواب : یه ماشین تپل،مثل حداقلللل یه 206 و بهتره که پرشیا(25 میلیونه) به بالا باشه.اگر این حداقلارو نداشتی توی ایران باید بری بمیری.
    در ضمن،از اونجایی که توی ایران پسرا واقعا رو دادن به خانوم ها،برای ایجاد رابطه جنسی با دوست دختر حتما اون خانوم باید عاشقتون بشه که این اتفاق دست کم 40 روز طول میکشه(حداقلشو گفتمااا)
    بنده اطمینان دارم که توی استرالیا اینطور نیست،اگر هست لطفا روشنم کنین شما.
    اما خرید یه رابطه جنسی رو که همه جای دنیا اسونه و احتیاجی به این کارا نیست. فقط پول میخواد که البته توی ایرانم هزینش کم نیست. حرفا زیاده ولی متاسفانه میترسم شما از خوندنشون حوصلتون سر بره.زیاد پر حرفی کردم.فقط میخواستم به این نتیجه برسیم اگر شما اونجا دختر بازی نمیکنی دلیل بر سختیش نیست،تور کردن و نگه داری دختر ایرانی سخت تره،اگر نظر شما چیزی غیر از اینه خوشحال میشم بشنوم


    جوابت رو در کامنت جداگانه گذاشتم.

  3. رومینا می‌گه:

    من که خیلی موافقم ادامه بدید
    البته معتقدم که شرقی بودن یک مرد ایرانی دلیل کافی نیست تمام اسیای ها شرقی هستند ولی تفاوت عمده ای بیین مردهای ایرانی و بقیه ی شرقی ها مثلا چینی ها وجود داره یه موقعی فکر میکردم که مرد عرب تنها به نیازش فکر میکنه ولی بارها در کشورهای عربی دیدم که عربها حتی به زنهای نیمه برهنه نگاه هم نمیکنن در عوض ایرانی ها تابلو هستند کافی یه سر بزنید به سواحل دبی.
    بارها در دبی وقتی که دیدم مردی نگاهش متفاوت از دیگرانه حدس زدم یا ایرانیه یا پاکستانی یا افغانستانی که البته به وضوح میشه تشخیص داد که کجاییه متاسفانه این فقط فقر فرهنگی این ملته که مردها حتی در کنار زنهاشون نمیتونن از نگاه کردن به زنهای دیگران خودداری کنن حالا دنبال نایت کلاب و …. که جای خود دارد.
    به قول فیلم مارمولک اینقدر تو بهشت حلشون میدن که از اونطرف جهنم میزنن بیرون
    از ترس خدا و پیغمبرو بهشت و جهنم به گونه ای در محرومیت از شناخت جنس مخالف بودیم که با نگاهی دلمون پس می افته و حتی یکی از بزرگترین دلایل ازدواج ها در سنین پایین همین عشق و عاشقی های ثانیه اییه که به دلیل نداشتن ارتباط صحیح بین دختر و پسر از سنین کوچکی و دور نگاه داشتنشون از یکدیگر به شکل عشق بروز میکنه و چند ماه بعد هم منجر به طلاق میشه
    این مشکل در جامعه ما ریشه دار تر از فقط شرقی بودنمونه در نادانی ما نهفته است و بس


    ببین نادان بودن هم از فرهنگ میاد دیگه ! آدم دنیا میاد که به قول شما نادان نیست. در ضمن من اون نظرت رو در مورد عربها قبول ندارم. ایشالا که گذرت به برخی عزیزان عرب نیفته. به هر حال اینکه وضعیت ایران اینجوریه یه دلیلی داره ! به خاطر جنس خاک که نیست فدات شم !

  4. احسان(در جواب حبیب) می‌گه:

    یه سوال رو به من جواب بده. چرا باید یه خانومی بدون اینکه عاشقت بشه (که به قول شما 40 روز حداقل وقت میبره !) با شخص شما رابطه برقرار کنه ! جز اینکه لنگ یه چیزی باشه که ممکنه پول باشه یا یه لیوان آبجو. مطمئن باش لنگ خوابیدن با تو نیست. اصولا طبیعت زنها با مردا متفاوته. کسی که در ذهن تو هست ، طبیعی نیست. مریضی روحی داره یا س.ک.س ادیکته. به دست آوردن یه آدم مریض خیلی مردونگی نمیخواد داداش. یه سوال داشتم اگه دوس نداشتی جواب نده. چند سالته شما ؟

  5. علیرضا می‌گه:

    حکایت گذشته ما، حکایت “برتری طلبی” بوده و این در طول تاریخ ما مثل پاندول ساعت به دقت تکرار شده و تکرار …
    چند وقتی هست دارم موشکافانه تاریخ معاصر رو ورق میزنم و بطور خاص رفتم سراغ عهد قاجار، … شما قصه این ملت رو که میخونی میبینی، دائم میخواسته اند به خودشون و تمام دنیا بگن که ما از همه سر تر هستیم … نمونه کوچک این موضوع، حفظ حجاب، پرهیز از کوچک ترین روابط (هر نوع رابطه ای) با جنس مخالف (حتی فامیل و نزدیکان)، یا الله گفتن های بلند، چادرهای مشکی، اندرونی و بیرونی داشتن منازل و از این دست مسائل … اما همه اینها بصورت یک نمایش لازم الاجرا دنبال میشده. از آنجا که بسیاری از این نگاه های متحجرانه به اجتماع با “طبیعت” انسان سازگاری نداشته و ندارد، آنوقت بود که مایی که ادعای با اخلاق ترین و پاکترین مردم دنیا را یدک میکشیم، رفتیم سراغ کلاه شرعی، یعنی هرکسی به وسع خود، از “باغهای سرسره” ناصرالدین شاه گرفته تا صیغه کردن دخترکی که درمانده و “بیچاره” بی پناه هست.
    علت مشخص هست، افراط در “خوب بودن” به زعم خودمان …
    من هم معتقدم انسانها فطرتاً با حیوانات متفاوت هستند برای همین لباس میپوشند و روابط جنسی قاعده مندی دارند. اینطور نیست که مثل “آقای گاو” در فصل جفتگیری با اولین “خانم” گاوی که مورد علاقه اش قرار گرفت، بله، … بعداً خبر بیارن که مادر گرامی خودت بوده!
    بله ما آفا و خانم گاو نیستیم، اما این “مو” … بله این مو چه لعبت شیرین عسلی است که اگر مردی موی زن “مسلمانی” را ببیند بلکه از آقای گاو هم ممکن است عصیان زده تر شود؟ ولی اگر موی غیر مسلمان را ببیند عصیان و طغیانی در کار نخواهد بود؟
    ما یادگرفته ایم و همچنان یاد میدهیم که ظاهر ماجرا رو حفظ کن و “چون به خلوت میروی آن کار دیگر بکن!”
    ——> ادامه در ذیل

  6. علیرضا می‌گه:

    <——- ادامه از بالا
    هنوز هم نگاه خیلی از حتی جوانهای این خاک به “زن”، نگاهی است مصرفیست، هر نوع مصرفی … اگر به زبان هم حرف نویی بگویند در دل گمان ندارند که “زنی” بتواند کارگاهی را بچرخاند، دانش جویی را درس دهد، بزرگراهی را بسازد، قطعاتی را در ایستگاه فضایی بین المللی جابجا کند و یا خشابهای مسلسل روی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن رو عوض کنه … همه این ژانرها قبل از اینکه ما رو وادار به تفکر در ارتباط با تغییر در افکار پوسیده مردسالار این جامعه بندازه … باعث میشه آب از لب و لوچمون راه بیفته وقتی داریم به پر و پاچه یک افسر نظامی آمریکایی که داره از تو یخچال ویسکی در میاره، …
    دخترها و پسرها در مهدکودک، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و اخیراً دانشگاه از هم جدا میشوند. محل غذاخوری خانم ها و آقایان در سلف شرکتها جداست. در کوچه و خیابان همه خانم ها باید موی خود را مخفی کنند، لباس سیاه بلند بپوشند و لبخند نزنند، صحبت با مرد و زنی غریبه، نوعی پرده دری محسوب میشود. احسان جان همه این موارد سنگ را هم در برابر غول آن خط و خطوط و آن نور و سایه ها و آن به قول دوست عزیز جوانمان “آش” های رشته و شعله قلمکار رنگارنگ و لذیذ، دیوانه میکند …
    در پس هر سد بزرگ و بدون آبریزی، سیلی مخوف پنهان شده است …
    فیلم شکلات نمونه ای از همین مبحث ماست … جایی که نه مسلمان و نه ایران بلکه اروپا و مسیحیت رو از این دیدگاه نقد میکنه …
    تعصب، زیاده روی و افراط، ویروسی است که هر بدنی رو به تخت بیماری کشونده و میکشونه …


    علیرضا جان حرفهات کاملن و من هیچی برای اضافه کردن بهش ندارم. منم عامل مسلمانی رو در این مساله چندان دخیل نمیدانم هر چند در اسلام مکانیسمهای جنسی زیادی تعبیه شده اما به خودی خود موثر نیست.

  7. بهار می‌گه:

    همكار جان شما بيا ايشالا وقتي قدرت مملكت رو دست گرفتي و قدرتمند شدي، واسه امتحان مثلا باقالي رو ممنوع كن بعد هر روز هم راجع بهش تو رسانه هاي مختلف هي حرف بزن… بعد بگو باقالي بايد جمع بشه چون اگه باشه مردا نمي تونن نخورن و مقصر هم باقاليه مردا گناهي ندارن… بعد مي بيني كه مردم همه جا رو ميگردن كه باقالي پيدا كنن!
    از نظر من اين غير طبيعي بودن مسئله نايت لايف واسه مردم ما به خاطر همينه كه هم اعتماد به نفس رو از مردا گرفتن هم يه مسئله خيلي عادي رو بزرگ كردن! يعني زن رو از يه انسان تبديل كردن به يه وسيله. نمونش هم همين رفتاراي نژادپرستانه و زشتيه كه با خود ما تو ايران ميشه. وقتي ميگن زن بايد خودش رو بپوشونه تا مرد گناه نكنه، مرد به خودش اجازه مي ده اگه زني پوشيده نبود گناه كنه چون تقصيراون نيست. اگر جايي هم وجود داره كه قانون ممنوعيتي قرار نداده پس ديگه هيچ اشكالي نداره. مشكل ما اينه كه انقدر قوانين مسخره و دست و پاگير و خصوصي واسمون قرار دادن كه اگه اونا رو يه روز تعطيل كنن اخلاقي تو اون زمينه از خودمون برامون باقي نمونده. يعني به مردم اجازه نداديم خودشون براي خودشون فكر كنن. حتي اگه به كسي متعهد باشيم حالا كه قانوني وجود نداره حتما ممنوعيتي هم وجود نداره ديگه!


    ببین همکار جان ، این مساله ممنوع شدن صرف نیست که باعث به وجود آمدن اشتیاق مضاعف میشه. هر چند یه عامل مهم هست اما اینکه سوژه مورد نظر باقالی باشه یا مهمترین غریزه بشر که از زمان هابیل و قابیل سرش آدم میکشتن یه حساسیت های مضاعفی ایجاد میکنه.من در مقوله نگاه به نامحرم خاطرات جالبی دارم. یادم باشه در پست بعدی مبسوط شرح بدم.

  8. علي می‌گه:

    مي دوني احسان، خيلي دسته بندي هات كلي هستن. منم به اين موضوع فكر كردم قبلا و نمي دونم واقعا چرا اينطوريه. دسته بندي هات تا حدي درستن. مخصوصا اون گروه كه گفتي كه به خاطر قيدو بندهاي اخلاقي سراغ اين كار نمي رن و بعدا عوض مي شن. نمي دونم چطور اين قدر مطمئن مي گي كه عوض مي شن حتما. من خودم نيازهاي غريزي دارم و يه مردم. ولي واقعا هم اينطوري نيست كه آدم فكر و ذكرش صرفا در جهت روابط جنسيش باشه. من نه مذهبي هستم و نه از زنم مي ترسم و نه به قدرت ماورايي ايمان دارم. اعتقاد دارم آدم هر كاري كه داره مي كنه، بايد ببينه كه اگر شريكش هم اون كارو بكنه دلش راضيه يا نه؟ اعتقاد دارم براي آدمي كه يه هدف و انگيزه اي تو زندگيش داره، كار مي كنه و در تلاشه كه زندگي بهتري داشته باشه، غرايزش خود به خود به حاشيه رونده مي شه. اينقدر چيزهاي مهمتري رو مي بينه و بهشون احساس نياز مي كنه كه نياز هاي اين چنيني خيلي محدود مي شه. ولي كماكان اين نيازها مهمه. اينكه ما خيلي چيزا رو نديديم اينجا، باعث مي شه كه تو محيط هاي باز، توجهمون بيشتر جلب بشه و فقط مخصوص آقايون هم نيست. ولي به نظرم با گذشت زمان بهتر ميشه. تو دوره اي كه آتاتورك در تركيه حجاب رو ممنوع كرد، توي اون جامعه خيلي چيزها مثل الان ايران ما اتفاق افتاد. ولي گذشت و فرآيند مدرن شدن و متمدن شدن طي شد. منم توي موقعيت هاي اينچنيني از هموطنانم پرهيز مي كنم. دليلش اين نيست كه ذاتا بد هستند، دليلش اينه كه ميانگين ما از ميانگين استاندارد پايينتره و اين پختگي زمان بره.


    قبول دارم که دسته بندی ها کلی هستن.من خیلی راجع بهش فکر نکردم همینجوری از ذهنم گذشت. اما فرض بر اینکه اگه تو کاری میکنی و راضی هستی که شریکت هم مشابه همون کار رو بکنه به نظرم کافی نیست. ممکنه شریکت اصلا راضی به کار تو نباشه. اون موقع بحث تعهدهای قراردادی جامعه میاد وسط. حالا بگذریم اما واقعیت اینه که با مدرن شدن جامعه این مساله حل نمیشه.یعنی همین امروز هم مساله فحشا در ترکیه بسیار وجود داره.کما اینکه مردان ایرانی در زمان شاه با وجود آزادیهای اجتماعی چشم پاک تر از الان نبودند. من دنبال یه ریشه عمیق میگردم که روح این جامعه رو داره میخوره.

  9. علي می‌گه:

    منظورم از اينكه گفتم كه آدم ببينه حاضره شريكش هم اون كارو بكنه، آزادي هر عملي نيست. آدم خواه ناخواه معياري براي انتخاب شريكش داره و در چارچوب اون معيارها يه تلورانسي بوجود مياد. آدم خودش مي فهمه كه كجا داره پاشو از حريمش بيرون مي ذاره. حتي همون آدم معتقدي كه سعي مي كنه با صيغه وجدانش رو سبك كنه هم باز احساس گناه مي كنه. قبول دارم كه در تركيه هنوز فحشا هست. ولي مي دونم كه از ايران خيلي جلوتره. يعني به واسطه شكسته شدن خيلي از تابو ها در گذشته، جامعه تجربه هاي مختلفي داشته و از ما پيش افتاده. نمي گم قابل مقايسه با اروپاست، ولي قابل مقايسه با ايران و عربستان سعودي هم نيست. چشم پاكي هم يه جور تعريفه ديگه. قبول نداري؟ نمي شه اثباتش كرد و چارچوب خاصي واسش در نظر گرفت. خيلي ها تو غرب هم به چشم خريدار به زن نگاه مي كنن. فكر كنم همه جا هست. حالا بعضي جاها پياز داغش زياد مي شه.


    ببین من منظورتو متوجه شدم از همون اول اما میخوام بگم در ترکیه هم مثلا ظاهر مساله عوض شده. اما در باطن آدمها همونند.مثلا در ترکیه فحشا به صورت نیمه قانونی وجود داره و مثلا آمار تجاوز و قتل کمتره به همین دلیل اما من نمیخوام ذهنتون به سمت آدمهای بیمار و جانی بره. من میگم خودمون. خد خودمون. آدمهایی مثل ما. یکی مثل همین دوست کامنت گذارمون که بلاگ هم میخونه مثلا. 90 درصد دور و بریهای خود من در راهنمایی و دبیرستان. اکثرا همین گهیم دیگه. بلانسبت شما. حالا شاید در ذهن خودمون واسه خودمون موانع مصنوعی درست کنیم ولی در کل … بذار بقیشو میخوام در پست بعدی بگم.

  10. بهار می‌گه:

    نمي شه كلي صحبت كرد. مثلا اينكه اين مهم ترين غريزه بشره يا مردا همه اينطورين… آدما با هم تفاوت دارن. ولي در كل اگه كسي تعهدي به كس ديگه اي نداره به نظرم چه مرد چه زن مي تونه آزادانه با هر كي كه مي خواد رابطه داشته باشه. خيلي سادس. تازه تعهد اخلاقي رو كه مي شه فسخش كرد ديگه!


    همکار ! من سه سال داشتم به شادی صدر فحش میدادم که گفت همه مردا مثل همند ! بعد تو میای منو به همون جریان متهم میکنی ! من که همیشه در انتخاب کلمات دقت میکنم ! من در بدترین حالت گفتم اکثرا !
    در ضمن من با اون حرفت مشکل دارم. درسته که آدم آزاده با هر کی میخواد رابطه داشته باشه ولی آیا وجود این حق به اون جنبه عادی بودن هم میبخشه ؟ به نظر من نه. از موضوع حرفم منحرف نشو. من نمیگم آدم تعهد داره یا نداره یا حق داره یا نداره. من میگم در هر حالتی این حس در مردان وجود داره و اون تعهد و دین و این چیزا موانع مصنوعیه که آدم خودش تو ذهنش میذاره. حالا این موضوع ادامه دارد.

  11. علی شهنازی می‌گه:

    احسان جان سلام
    موضوع جالبی رو شروع کردی که امیدوارم فرصت کنی ادامه اش بدی. صحبتهای خودت و دوستان رو خوندم و منم خیلی به ریشه ای که تو دنبالش می گردی فکر می کنم.
    اکثر مثالهای دوستان علیرغم درست بودن باز به محدوده مذهبی این 30 سال اخیر بر می گرده . همونطور که شما گفتی مشکل حتما حتما فراتر از این سالهاست و نمونه اش هم ترکیه و کشورهای دور و اطراف ایرانه.
    یه مشکلی هم من با گفتگوهای این شکلی وبلاگی دارم. شما یا هر وبلاگنویسی که با اسم و رسم واقعی اش می نویسه در مقابل یه آدمی قرار می گیره که معلوم نیست کیه. البته اینجا باعث خیر شده این دوست عزیز ولی اصولا پوست موزند و باید مراقبشون بود


    علی جان ممنونم از نظرت. من الان اگه برم 350 یا 209 اوین حالم از اینی که الان هست بهتر میشه به خدا ! همه آدم حسابی ها جمعند اونجا ! در هر صورت ممنونم و امیدوارم یه وقت بدی ببینیمت !

  12. محمد می‌گه:

    مطلب اول اینکه دسته بندی هات یه خورده کلی اند. یعنی می شه چندتا گروه و زیر گروه دیگه ازشون درآورد. چون هستند افرادی که مذهبی از نوع رایج اون (یعنی اعتقاد به یک دین یا مذهب خاص) نیستند، به خدا اعتقاد دارند و یا خالقی یکتا و یا هرچیزی که اسمش رو بزاری، اما به دلیل ترس از اون خدا نیست که از انجام برخی کارها خودداری می کنند، بلکه به خاطر چارچوب های اخلاقی و منطقی ای هستش که در زندگیشون دارن و سعی می کنن از اون تخطی نکنن و از خط قرمزهای خودشون رد نشن.
    نکته دیگه اینکه مسئله ای که در مورد مردای ایرانی گفتی مثل خیلی از مشکلات و مسائل ما ریشه در صدها سال و حتی چندهزار سال داره و متاسفانه اعتقاد من اینه که مشکلات فرهنگی ما هرگز حل نخواهد شد، زیرا اکثریت ایرانیان به برتری بر تمامی دنیا اعتقاد دارن و این یعنی نیازی به تغییر و اصلاح در خودشون نمی بینن. این مشکل هم شبیه به مشکلات دیگه ایرانی هاست و عده کمی هستند که تلاش می کنن از اکثریت خودشون رو جدا کنن و شبیه به اکثریت جامعه نباشن. افرادی که گاهی بهشون می گن سنت شکن، دگر اندیش، کافر و خیلی برچسب های دیگه.


    ببین اون که تو میگی رو من تو دسته بندی هام آوردم هر چند قبول دارم که کامل نیست و خیلی کلیه. به هر حال. اما در مورد اینکه ایرانی ها هیچوقت درست نمیشن ما داریم اینجا بحث میکنیم که درست شیم دیگه. من که گفتم خودم بدتر از همه ام فدات شم ! از خودمون شروع کنیم. راجع بهش حرف بزنیم. حرفهای شما خدایی رو من تاثیر داره.

  13. مریم می‌گه:

    من خودم همیشه فکر میکنم محدودیتهای زیاد باعث این مسئله شده.نمیدونم درسته یا نه ولی خیلی دوست دارم ادامه حرفات رو هم بشنوم.جالب بود.


    باشه حتما زود مینویسم. هوپفولی آخر این هفته !

  14. محمد می‌گه:

    خوبه که به این فکر کنیم که این مشکل رو بشه حل کرد، اما اینی که من می گم هیچوقت درست نمی شه، (با وجودیکه من آدم مثبتی هستم، در بعضی موارد مثل این منفی ام.) به این دلیل هستش که طی سال های گذشته سعی کردم خیلی چیزا رو عوض کنم یا فرهنگش رو تو دور و برم ایجاد کنم، از آشغال نریختن تو خیابون، پشت چراغ قرمز موندن و … گرفته تا مشکلاتی مثل ارتباطات بعد از ازدواج. با خیلی ها هم سر این قضیه بحث کردم، اما می بینم اکثریت افراد جامعه متاسفانه نمی خوان یا نمی تونن راهشون رو عوض کنن. با نظر علی هم تا حدودی موافقم. ترکیه اگرچه قابل مقایسه با یه کشور اروپایی نیست و به نظرم اصلاً شرایط عضویت تو اتحادیه اروپا رو نداره، اما تو سال های گذشته پیشرفت بسیار خوبی داشته و فاصله اش رو با ایران و بعضی کشورهای دیگه افزایش داده.


    ببین بحث ترکیه یا مثلا هند بحث وجود قوانین مترقیه کهبه مرور زمان عرف رو به نحو مطلوی تغییر میده اما وضع موجود در بطن جامعه خیلی تفاوت عمده ای نداره.

  15. دامون می‌گه:

    احسان جان با خیلی از حرفهات موافقم ولی با اینکه دسته بندی ایرانی ، غیر ایرانی داشته باشی یه مقدار مشکل دارم . حتما تو همون قزاقستان یا هند هم مردایی از همه کشورها توی بازار س.ک.س حضور فعال داشته اند که ممکنه به چشمت نیومده باشن . توی سفرهایی که دور و بر آسیا داشتم مردایی از همه قماش ( و اکثرا غربی ) رو دیدم که مشتریان این بازار بودند . شک ندارم ارتباط ضعیف با جنس مخالف با عث شده که در طی تاریخ نگاه ما ایرونیها کنجکاوانه تر باشه به جنس مخالف ، اما خوب به نظرم کار اشتباهیه که جمع بندی کنیم یا حتی از لفظ “اکثرا” استفاده کنیم . من با توجه به رفتارهایی که حتی اینجا از مردان و زنان اوزی دیدم که یک درصد محدودیتهای ماها رو در گذشتشون نداشتند ، میتونم بگم که کنجکاوی و عکس العمل به جنس مخالف طبیعت همه آدمهاست (مخصوصا مردان) اما هر انسانی با توجه به قدرت اراده و اولویت بندیهاش برای خودش میتونه چارچوبهای خاص خودش رو داشته باشه .
    در مورد این دوستی که سوال پرسید، تا حالا شاید بالای ده تا از این کامنتها داشتم که هیچکدوم رو پابلیش نکردم . به قول علی ،سخته بدون اینکه طرفت رو بشناسی باهاش بحث کنی و من ترجیح میدم از روی نوشته اون آدم قضاوت کنم که سطح فکریش در حدی که وقتم رو برای جواب دادن بهش بزارم هست یا نه . آدمهای زیادی دور و برمون هست که دلیل نداره همشون طرف صخبتمون باشن . یادمه پارسال واسه یه دوست اوزی که تا حالا تایلند نرفته بود از سفرم با پوکت تعریف میکردم و خیابون بنگلا که اونم دقیقا یه سوالی تو مایه های همین دوستمون پرسید و البته برخلاف ایشون اصراری هم به فلسفی کردن ارضا غریزش نداشت . میدونی که تو فرهنگ غربی one night stand سالهاست که جا افتاده .
    در مورد شرایط ایران ، اونکه از برادر کوچیکه خودم و الی میشنوم ، این دوستمون مشکل برقراری ارتباط با جنس مخالف دارند که براشون سخته تو ایران به هدفشون برسن . اوضاع خیلی خیلی خراب تر از استرالیاس و بنیان خانواده بسیار سست تر ( باور کن بدون اغراق میگم)
    خوش باشی به لیلا هم سلام برسون ( ببینم این پستهات رو میخونه یا فیلتر کردی بلاگت رو تو خونه ؟)


    جواب در کامنت جداگانه. شما هم به نی نی و منزل سلام برسون.

  16. احسان(در جواب دامون) می‌گه:

    هدفم کشوندن این بحث به مرد ایرانی نیست. به قول آقامون احمدی نژاد آدم که رو شاخه نمیشینه شاخه رو ببره !!! قطعا مرد غربی و شرقی هم این مسایل رو دارن. در مورد کامنت این رفیقمون باید بگم من اتفاقا همینجوری چون این موضوع تو ذهنم وجود داشت بهش پرداختم.

  17. الهام می‌گه:

    ادامه بده احسان جان
    ولي من يه نگاه ديگه دارم کلا دلم به حال مردان ايراني ميسوزه….
    اينکه قوي ترين حسشون تو طول تاريخ سرکوب شده و نتيجه اش شده ايني که حالا شما توي کنسرت اصلاني ديديد…
    ولي به طور کلي وقتي به يه نيازي بيشتر از حد پرداخته بشه خوب نيست حتي اگه اون نياز پرستش باشه…
    يه نفرين مامان بزرگي هم بکنم ؟؟؟؟
    اي کارد بخوره تو دم و دستگاههاي هر چي مرده


    مامان بزرگ بی خیال !!! این همه مرد دور و برته بابا !

  18. زویا می‌گه:

    باید دید چه هدفی دنبال می شه از پایبندی به این رویکرد؛ اثبات برتری، تملک، قدرت، دیده شدن، پرستش شدن، …

    به نظرم ادامه بده، اول باید ببینم چی می خوای بگی :دی نمی توونم همین جوری لو بدم خودمو!


    تو دهنتو باز نکرده من ته مغزتو میخونم ! حالا لو نده ببینیم چی میشه !
    هدفم پلید نیس ! حالا میفهمی آخرش ! مرده اون اصطلاحات فنی – ادبیتم !

  19. lili می‌گه:

    salam damoon, umadam begam lili hameye comment a o neveshtehaye ehsan o mikhune.

    eli o un ghand asal o az taraf e man bebooooooooos

  20. ساناز می‌گه:

    بحث جالبیه…
    خوشحال میشم ادامه بدین


    چشم حتما آخر این هفته ایشالا. هفته خارجی البته ها !

  21. نقشه برداری دیگر در اوزستان می‌گه:

    بعضی دوستان با دسته بندیت از نظر رفتار مردان مخالفت کردن، بعضی ها از تقسیم بندی به شرق و غرب راضی نبودن و بعضی ها هم از نظر ایرانی و غیر ایرانی بودن. من میخوام از نظر دسته بندی، یه جور دیگه مخالفت کنم و اون هم دسته بندی از حیث مرد و زن بودنه. شاید در این مقال شما هدفت فقط کنکاش رفتار مردان بوده ولی به نظر من اخلاق نه فقط برای مردان که برای زنان هم داره یه واژه تزئینی میشه. کلا من در نظریه باقالی با بهار خانم هم عقیده ام. وقتی که زنان و مردان رو در یک جامعه (تقریبا بطور کامل، صرفنظر از قانون گریزیها که معلول ایزولاسیونه) از هم جدا کنی، نتیجه اش فقط تغییر دید زنان و مردان نسبت به همه. در هر موقعیت مناسبی، نمیگم سعی میکنن ولی بدشون نمیاد به قصد لذت جویی حداقل با هم حرف بزنن (یعنی همچین مملکت اخلاق مداری داریم ما)
    این اخلاق زیر پوست این کشور وجود داره ولی اکثرا کتمان یا حتی تکذیب میکنن. به آقا حبیب بابت جسارت و صداقتشون تبریک میگم
    بیشتر نمیخوام در مورد خانمها صحبت کنم. میترسم سوء تفاهمی پیش بیاد ولی متاسفانه واقعیت جامعه امروز ما اینه که اخلاق در هر دو سو داره مضمحل میشه
    دوستی دارم آخر اینکاراست. میگه چند وقت اخیر از بعضی از خانمها که شماره میگیرم بهم میگه: “ساعت 3 به بعد نباید زنگ بزنی! میدونی که…!!!”


    همکار جان. من شخصا در این رابطه فکر میکنم از لحاظ بار مسوولیت فرقی بین زن و مرد نیست. یعنی حالا بینی بین الله صفحه ترازوی عدالتت در مورد بی اخلاقی به کدوم ور سنگینه ؟ خوب مردها نقش بیشتری دارن دیگه ! حالا یه درصدی از زنان متاهل هم که این روزها تعدادشون زیاد شده رفتن تو دسته مردا !

  22. مارتین می‌گه:

    آقا ما مشکل جنسی داریم و متاسفانه به زن اصولا نگاه غلطی داریم
    خوب سطح فرهنگی ما مگه چقدره؟ یه مشت آدم بی فرهنگ جمع شدیم دور هم (بلا نسبت شما و دوستای دیگه)
    کی و کجا به ما آموزش دادند که خانمها هم انسانند با اونها مثل سایر انسانها رفتار کنید…
    رضا خان در تاریخ معاصر ایران کسی بود که میخواست به زن شخصیت بده (خدا رحمت کنه)
    مگه زیر بنای توسعه فرهنگی کشور ترکیه زنها نبودند؟
    بله به اعتقاد من زیربنای توسعه پایدار فرهنگی خانمها هستند (خدا رحمت کنه رضا خان رو)

    ریشه مشکل به نظر میرسه تعصب است (نظر من)
    بحث رو ادامه بده نظرات دوستان خیلی جالبه


    بحث رو ادامه میدم حتما. در ضمن خدا رحمت کنه رضا شاه رو . خدا اموات شما رو هم بیامرزه.

  23. امیرحسین می‌گه:

    به نظر من تمام رفتار یک مرد بر میگرده به اینکه فکر کنه چی رو از دست میده تا چی رو بدست بیاره . مقایسه و سبک و سنگین کردن این دوتا کار هر مردی هم نیستا .
    آقا ادامه بده ما هستیم .


    بله متوجه ام. چیز زیادی به دست نمیاره ولی ! از ما گفتم بود !!!

  24. حسين 1 می‌گه:

    سلام اجازه بديد من هم تجارب خودم رو بگم.
    من ماهشهر كار ميكردم و از دوستايي كه عسلويه كار كرده بودند نقل مي كردند كه كره اي ها دسك تاپ رايانه شون عكس سوپر بوده و عكس سوپر روي در و ديوار مي چسبوندن. توي شركت خودمون هم يه آلماني بود توي اتاق كارش عكس تبليغاتي يه خانم كه اون موقع ها در انتخابات شوراها نامزد شده بود رو چسبونده بود، راستش من نظر دامون برام قابل قبول تره و به نظرم يه ايراني كه در محدوديت بوده بعد از مدتي نه چندان طولاني زندگي در غرب، مسايل براش عادي تر ميشه.
    شايد هم سخنان شما ظرافتي داره كه من از دركش عاجزم.


    نه عزیزه من سخنان من هیچ ظرافتی نداره. عکس سوپر چی هست حالا ؟ یعنی از سوپر مارکت عکس میگیرن میذارن تو دسک تاپشون ؟ ما ندیدیم والا تا به حال ! به قرعان ! همین روزاست که در این بلاگ رو تخته کنن ! میگی نه نیگا کن !

  25. نقشه برداری دیگر در اوزستان می‌گه:

    اول اینکه مساله زنان و مردان در عرض هم نیستن و در طول همند. باید همزمان بررسی بشن. کاملا بهم وابسته اند و دلایل و انگیزه ها تا حدود زیادی مشترکند. اگه نخوای به یکیش حتی فکر هم بکنی امکان نداره مساله اون یکی رو بتونی حلش کنی یا حتی موشکافی کنی
    دوم اینکه کمتر و بیشتر نداره. کاریه که انجام میشه. به بد و خوبش کاری ندارم. استثنا وقتی معنی میده که مثلا یک در صدهزار باشه
    سوم: کم بودن این مساله در قشر خانمها دلیل بر سلامت اخلاقی نداره. خیلی از دلایل دیگه وجود داره که مانع بروز این رفتار میشه. مثلا فرهنگ، خانواده، ترس از آبرو و….
    به هر حال طلاق عاطفی (بی علاقگی ذهنی زوجین نسبت به هم یا علاقه به شخص سوم در عین وجود خانواده) پدیده ایه که روز به روز در بین زوجهای ایرانی داره بیشتر میشه. اینو من نمیگم. کارشناساش میگن


    همکار جان یک بار راجع به خیانت نوشتم. اگه موافق باشی میتونیم یه بار دیگه این بحث شیرین رو باز کنیم و با جزئیات بهش بپردازیم اما باز هم به نظر من با تعریف من از خیانت درصد مردهایی که خیانت میکنند آشکارا و پنهان صد برابر زنهاست.

  26. ..کامران می‌گه:

    سلام…اقا منظور از عکس سوپر …یعنی سوپر عکس..خوی…یعنی سوپرش ….یعنی یک عکس سوپر فهمیدند همه

    یعنی منظورشون عکس … دیگه…. ببخشید…گفتم بگم


    شفاف سازی کردی الان ! یعنی ما رو چی فرض کردی !؟

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!