روزای رفته …

بالاخره روزهای سرد استرالیا داره تموم میشه و کم کم هوای
خوب و گرم از راه میرسه. امروز که از خواب بیدار شدم بعد از مدتها احساس کردم سردم
نیست و این باعث یک حس دلگرمی شد. سخترین کار دنیا همیشه برای من بیدار شدن صبحهای
زمستون از زیر پتوی گرم و نرم و رفتن به مدرسه یا سر کار وقتی که هوا تاریکه بوده
! بعد وقتی که تابستون میشه دلم واسه اون روزهای تاریک سرد تنگ میشه ! نمیدونم این
چه مرضی  که آدم همیشه حسرت چیزهای داشته
رو میخوره ! حتی به اندازه یه پتوی ساده گرم در صبح سرد زمستون.

چند هفته ایست که در کار جدید مشغولم.چند هفته یعنی خیلی !
در مقیاس کار کردن من سه هفته یعنی در حد بازنشستگی ! در جای جدید راحتم و احساس
خوبی دارم. مخصوص وقتی کار فیلد انجام میدم و نمیفهمم زمان چطور میگذره. یک مرض
دیگه ای هم که من دارم اینه که نمیتونم سر جایم بشینم و کاری نکنم حتی برای یک
ساعت ! وقتی در دفتر نشستم و کار مفیدی انجام نمیدم احساس بی مصرفی و عدم امنیت
شغلی میکنم ! اولین بار این احساس موقع کارکردن در استرالیا به من دست داد ! اینکه
وقتی پولی تولید نکنی حقوقی نخواهی گرفت ! این قانون ساده دنیای سرمایه داریه.
هفته پیش که به دعوت معلم سابق کلاس اسکیل مکس برای بچه های دوره جدید صحبت میکردم
یکی از موضوعاتی که درباره اش بحث کردیم همین بود.این که تصور همه ما قبل از وارد
شدن به بازار کار استرالیا این بود که اوزی ها انسانهایی دائم الخمر و خوش گذرون
هستن و ما داریم میایم که کارهای رو زمین مونده رو راس و ریس کنیم در حالی که این
تصویر به طور کلی غلطه و اولین چیزی که اینجا میبینم اینه که اوزی ها خودشون
کارشون رو خوب بلدن و خیلی بهتر از ما از پس کارها بر می آن و ما باید خیلی بهتر و
با تلاش تر از مملکت خودمون کار کنیم تا به درد چرخوندن چرخهای صنعت اینا
بخوریم.کاری که از پس درصد زیادی از مهاجرین بر نمی آد و باعث میشه اونها یا
برگردن یا در کار متفاوت با کار اصلیشون مشغول به کار بشن.

امروز یک جلسه با یه فیلیپینی داشتیم که قراره یه قرارداد
سه ماهه با شرکت ما ببنده و شرکت یه قسمتی از کارهاشو به اصطلاح اوت سورس کنه.من
وقتی دیدم این مدیران استرالیایی من با دهن واز مجذوب شعبده بازیهای تکنولوژیکی
این بابا شده بودند تازه من فهمیدم ما در ایران چقدر از مرحله پرت بودیم و هستیم.

دوستی در پست پیشین پرسیده بود که مدتی در وزارت نفت مشغول
کار بوده چه نامه هایی باید خطاب به چه کسایی ازشون بگیره.من آمدم کامنتش رو جواب
بدم که اشتباهی زدم پاکش کردم. این کامنت هایی که گاهی در پست های نا مرتبط میاد
یه جور حس تناقض دو گانه به آدم میده ! مثلا دیدین آدم وقتی چند تا دوست خارجی توی
فیس بوک داره وقتی یه حادثه ای مثل زلزله میاد وسط همه پستهای غم و غصه که دوستات
شئر کردن یهو یه دوست خارجی عکس یه الاغ در حال بستنی خوردن شئر کرده ! آدم
نمیدونه چی بگه ! به هر حال برای جلوگیری از عذاب وجدان هم شده باید بگم اینکه چه
نامه ای باید بگیری بستگی به رشته ای داره که میخوای باهاش اسسمنت بگیری.اگه
اطلاعات کامل بدی من بهتر میتونم کمک کنم. اگه ای میل بزنین در این مورد من شاید
بتونم بهتر کمک کنم. یه دوست هم داریم که داره وکیل میشه ! وکیل مهاجرت ! قراره
دوکون دستک همه وکلای مهاجرت رو تخته کنه ! اسمش دامونه و همه هم میشناسیدش ! تنها
بلاگی که هنوز هز از گاهی به روز میشه و پرچم بلاگرهای استرالیا نشین رو بالا نگه
داشته ! تازگی ها هم پدر شده ! خلاصه اگه ما ندونستیم از اون میپرسیم بهتون میگیم
که مسئولیتش هم نیفته گردنش !

عزت زیاد

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

12 دیدگاه برای “روزای رفته …”

  1. دامون می‌گه:

    مهندس این حق الزحمه تبلیغ رو میفرستی آدرسم یا اینکه باید بیام تو سایتتون پرداخت آنلاین بکنم ؟
    “دوکون” رو خوب اومدی


    باشه بعدا با هم یه جا حساب میکنیم ! میخوای با ویزا کارت بده فقط 10 درصد جی اس تی هم میخوره بهش ! 20 تا پوینت فلای بای هم به ازای هر پرداخت میدم بهت !!!

  2. مهرنوش می‌گه:

    سلام
    من هم نمیدونم واقعا چرا ما فکر میکردیم اینجا همه چی آرومه و همه ریلکس و بدون استرس هستند. تو شرکتی که من کار میکنم همه از صبح بدون وقفه و به شدددت کار میکنند و تازه استرس دارند مبادا شغلشون رو از دست بدن. اون برداشتی که از مردم استرالیا تو ذهن خیلی ها هست که آدمای خوش و راحتی هستند شاید مربوط به یکی دو دهه پیش باشه ولی الان به نظر من اصلا مصداق نداره. شما سوابق کوتاه کاری توی استرالیا رو که مثلا سه هفته یک ماه یا دو ماه جایی کار کردین رو توی رزومه تون میارید؟ مثلا الان من دو ماه توی این شرکت کار کردم اگر بخوام دنبال کار بگردم دو ماه سابقه کاری مثبت تلقی میشه یا منفی؟ به هر حال تچربه لوکال هست ولی کوتاه بودنش ممکنه پیش فرض منفی در ذهن مخاطب ایجاد کنه که یا شرکت من رو نخواسته یا من انعطاف پذیر نیستم. ممنون میشم که نظرتون رو در این مورد بگید.


    بله با صحبتات کاملا موافقم. من در پوزیشن قبلی که بودم کارم پرمننت نبود و مثلا سیک لیو و پید انوال لیو نداشتم و فکر میکردم خیلی نامردیه و اینا دارن از من به عنوان یه مهاجر سواستفاده میکنن ! بعد از مدتها فهمیدم خیلی از استرالیایی ها هم بعد از سالها حتی در شغلهای سطح بالا قراردادشون همینطوریه !
    در مورد سابقه کار کوتاه باید بگم من در شغل جدید اولین دروغ کاریم رو گفتم و گفتم تا به حال جایی در استرالیا کار نکردم و مطمئنم اگه گفته بودم کار کردم برام بد میشد ! چون در مارکت کاری ما همه همدیگه رو میشناسن ! حتی سوپر رو هم گفتم به هر صندوقی خواستن بریزن با اینکه پنج ماه سوپر پرداخت شده داشتم ! واسه اینکه کسی شک نکنه ! خلاصه اگه مثلا تو اون دو ماه ازت راضی بودن و با رفتنت هم مشکلی ندارن یا قرار دادت کوتاه مدت بوده و تموم میشه بعد از دوماه و شرکت هم بیشتر از اون نیاز نداره اون دو ماه رو تو رزومت بیار و اونا رو هم به عنوان رفرنس معرفی کن و خیلی شانست بالاتر میره اما اگه هر حالتی جز این بوده برات نکته منفی محسوب میشه حتی اگه خودت بخوای از اونجا بیای بیرون مثلا به خاطر حقوق کمشون !

  3. کامران می‌گه:

    سلام.و علکیم برادر احسان از ممالک و بلاد.. ..همینکه خوبین و هستین واسه ماهاتازه در راه مهاجرتّّ قوت قلبه…
    فقط من یک سوال بی ربط شایدم با ربط دارم و فکرم مشغوله اینکه تقریبا درصد زیادی ازوبلاگها برو بچی که رسیدند و بودند تواسترالیا دیگه رسما تعطیل شده یا.خبری ازشون نیست…یعنی چه اتفاقی می افته بعد از یه مدت واسه ملت؟؟؟ژ!!! چرا همه وبلاگشونو رها میکنن…ایا شرایط بعد از مدتی بد میشه…. بهر هر حال ما که اینوریم ممکنه هزار تا خیال بزنه به سرمون…چرا..یعنی پول نت ندارن که این مسخرست حداقل یه استرالیانسلی هست که ادم بتونه وصل شه..یا میخوره توذوقشون که اون چیزی که فک میکردند نبوده.
    ها بد میگم؟؟؟ نه بد میگم خدایی؟!!


    اتفاقا با ربط هم هست خیلی. این برای من هم سواله اما فکر میکنم علتش بیشتر عوض شدن دغدغه های دوستان باشه. یعنی چیزهایی که قبل از آمدن خواب و رویا و آرزو بوده معنی و مفهومش رو از دست میده خیلی ها شرایط بهتری پیدا میکنن و خیلی ها شرایط بدتر و در هر دو صورت آدمها دغدغه هاشون عوض میشه. من هم از این موضوع دلم میگیره اما حقیقته. فعلا که من سعی کردم سنگرو حفظ کنم.
    امیدوارم که منم دلسرد نشم.

  4. الهام می‌گه:

    برادر احسان شما امید ما در زمینه به چالش کشیدن بلاد استرالیا هستی. ظاهرا آب و هوای اون سرزمین بعضی ها رو خیلی زمین گیر کرده. اما شما باش..


    ما هستیم ! ببینیم شما هم بیای همچنان هستی یا نه ! امید من شخصا به شما دبستانی هاست !

  5. منتظران ویزای استرالیا می‌گه:

    احسان خان
    اومدم بگم که میخونیمت ولی اگه کامنت نمیذاریم به دلیل اینه که اصولاَ همه حرفا رو خودت کمال و تمام میگی.
    هم خودت رو دوست داریم هم وبلاگتو


    ما مخلصیم به خدا.

  6. آرش می‌گه:

    با این پست می خوای گولمون برنی؟! اون احسانی که من می شناختم پست می ذاشت در حد نظریات هایزنبرگ! مسئله رو کامل شکاف میداد و دل و رودش رو میریخت کف ویلاگ. فکر کردی ما با این پست ها راضی میشیم!
    مخلصیم برادر.


    برادر آرش ، تو خودت قند و نباتی ! من شرمنده هستم ! صورتم شطرنجیه ! به خدا یه بلاهایی سرم داره میاد این هفته و هفته دیگه که نمیدونی. یه هفته رفتم سر کار رییسمون 2 هفته رفت مرخصی و همه کارهای خودم و اون افتاد گردن من ! یکی نیست بهش بگه کره خر اگه من انقدر توان داشتم که کارهای خودم و تو رو با هم انجام بدم که خودم میشدم رییس دپارتمان نمیومدم زیر دست تو کار کنم ! خلاصه که به قول اوزی ها آ ام فاکد (بچه که نننشسته بود !)

  7. عمو سجاد می‌گه:

    منم اميدوارم زودتر گرم شه بريم بالمورال


    بریم آقا ! بریم. نامرده هر کی نیاد !

  8. ماری می‌گه:

    میشه هر چه سریعتر یک مطلب بنویسید لطفا, اخه من خیلی سایت شما رو دوست دارم و هر روز میام اینجا ولی از چیز جدید خبری نیست, حوصلم سر رفت. مرسی از شما.


    شرمندم از روی شما به خدا ! حالا که اومدی و سر زدی ، یه موضوع بگو که بنویسم راجع بهش. اگه نگی هم خودم مینویسم !

  9. ..کامران می‌گه:

    سلامو علیکم…حاج آقا
    یکم راجب قیمت مرغ و تو صف وایسادن واسه مرغ بگو..


    راجع به مرغ سحر بگم چطوره ؟ میشه کبابش کرد با پلو زد بر بدن !

  10. ماری می‌گه:

    ای لاو یور سنس او هیومور.


    چاکریم ! موضوغ بده خوب !

  11. مریم می‌گه:

    اومدن بهار مبارک


    ممنونم. ایشالا قبل از تابستون اینجا باشین به همراه خواهر محترمه !

  12. محمد می‌گه:

    از تابستون لذت ببر. فصل مورد علاقه من. اونم تو جایی که سواحل قشنگی داره.


    چاکریم ! ایشالا دور هم !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!