باز هم این مثنوی تاخیر شد

(مرد محبوب این روزهای ایران محمد بنا)

باور کنید یا نه چند بار نوشتم و بستم و دوباره هفته را از سر گرفتم و باز در فرصتی نوشتم و بستم و با خودم عهد کردم تا با نهایت اشتیاق تصمیم به نوشتن نداشتم ننویسم. امروز یکشنبه است و مثلا روز تعطیل. من ساعت 6:13 صبح بلند شدم و انگار یک نیروی درونی من رو هل میده که باید بنویسم.حالا انقدر مسایل و موضوعات مختلف در این مدت اتفاق افتاده که نمیدونم از کجا باید شروع کنم.

1 – تولد :

سی ساله شدم.

به همین سادگی.گاهی به شوخی  به دوستان میگفتم آدم که به سی سال میرسد باید هر از گاهی یک نیم نگاهی به اون دنیا داشته باشه.هر چند که من تمام عمرم را با نیم نگاه به اون دنیا سپری کردم. یعنی این امید به زندگی در من بیداد میکنه به خدا ! خلاصه اینکه در حالی از سی سالگی رد شدم و پا به دهه چهارم زندگی گذاشتم که هیچ تصویر شفاف و روشنی از آینده ندارم و واقعا به ده درصد از ثباتی که در هجده سالگی فکر میکردم که در سی سالگی خواهم داشت ندارم و صد البته مهاجرت در این بی ثباتی یک نقش اساسی ایفا میکنه.

فکر میکردم تولد سی سالگی باید اتفاق خاصی باشد. باید یک اتفاق مهم باشد.هر چند همسر مهربون و دوستانی بهتر از آب روان که سعی در سورپرایز کردن من داشتند تقریبا این تولد حالت به یاد ماندنی تری پیدا کرد اما شاید این اتفاق خاص در درون من نیفتاد و همچنان منتظرم یک حادثه مهم رخ دهد. شاید در چهل سالگی. مثل ناصر خسرو.شاید بهترین حادثه این روزها وجود همان دوستان خوب و تقریبا جدید باشد.

مهاجرت برای ما هیچ نداشته باشد دوستان خوب و جدیدی داشت که به داشتنشان افتخار میکنم.

2 – شغل و کار :

از خدا که پنهون نیست از شما که محرم اسرار ما بودین همیشه چه پنهون که میخوام یه چیزی بگم روم نمیشه.

یعنی هی میخوام یه جوری بگم این قلم نمی چرخه.

خواهر عزیزتر از جانم که الان در وطن عزیز به سر میبره برام یه پیغام خصوصی گذاشته و درد این روزهای وطن را زار زده و در آخر به شوخی نوشته راستی کارت رو عوض نکردی ؟

در این جا جا داره که بگم چرا اتفاقا کارم رو عوض کردم و از این هفته دارم میرم سر کار جدید. بدون یک روز بیکار بودن. یعنی امروز از جای فعلی خدافظی کردم فردا باید برم جای جدید !

این جور آدمهای کار پیدا کنی هستیم ما ! کار جدید بسیار موقعیت بهتریه و البته با مسوولیت بیشتر و سختیهای بیشتر.

حالا به موقع از تجربیات کار جدید براتون مینویسم. فقط به عنوان مقدمه بگم رییس جدید یه دوست ایرانی داره به اسم آقای همایون وصال که من تا به حال ایشون رو پیدا نکردم. اما هر کی هست شیر مادرش حلالش که باعث شد دیدگاه یک اوزی به ایرانی ها اینچنین مثبت باشه.

مسوولیت سنگینیه عزیزان من ! هر برخوردی که از جانب ما صورت بگیره در دنیای اطرافمان تاثیر باورنکردنی در سرنوشت اطرافیانمان داره. الان معنی اون نقل قول معروف فیلم اثر پروانه ای (باتر فلای افکت) رو که میگفت “بال زدن یک پروانه در آفریقا ممکنه باعث بروز یک طوفان در آسیا بشه” میفهمم.

3 – المپیک و ما :

چند وقت پیش دوست عزیزی(محمد فکر کنم) به نقل از دوستی گفت که آدم واقعا نمیدونه از بردن تیم کشورش در مسابقات جهانی خوشحال باشه یا ناراحت.دیروز صحنه ای از تلویزیون ایران (یعنی در یوتیوب) دیدم که آقای مجری میگفت که این پیروزی را به فلانی و فلانی (آدمهای بی ربط) تبریک میگم و این سکوی قهرمانی سکوی ورزشی نیست و یک سکوی سیاسی است و این بدین معنی است که کسی که آن بالا ایستاده مذهبش و دیدنش و جهانبینیش و رهبری معظمش مدال طلا گرفته و از همه برتر است ! یعنی رسما کم مونده بود بگه نژادش هم از همه برتره ! من مطمئنم این بابا مجریه اگه زمان مرحوم هیتلر دنیا اومده بود میتونست مدارج عالی رو در اس اس و گشتاپو و سازمان جوانان نازی در عرض سه سوت طی کنه. من نمیفهمم اینا تو مغزشون چی هست غیر از پهن. باید این جور آدمها رو همون مسوولین ورزش مملکت از جاهای ناجور دار بزنن ! یعنی زبان قاصره از ابرازه خشم من به این موضوع.

 

حضور سوسن خانم در رشته تکواندو در این مسابقات برای شخص من از گرفتن چهار مدال طلا مهمتر بود و فکر میکنم این شاید برای اون یک حضور کوتاه بود اما برای زنان این سرزمین جهشی بزرگ و ماندگار بود.(این شبیه جمله نیل ارمسترانگ شد موقع قدم گذاشتن به ماه ! خودم میدونم !) از انصاف هم نگذریم خوب جنگید. اون حریف استرالیاییش هم که بچه محل ما بود عددی نبود.شانس آورد.

دلم برای اون کشتی گیره عبدولی هم خیلی سوخت.من کاری ندارم که طرف کاهو فروشه یا فلافل میفروشه یا فقیره یا غنی.

نه  از داوری زیاد چیزی میفهمم و نه از کشتی. فقط میدونم در مسابقاتی به بزرگیه المپیک رابطه ها نقش بزرگی ایفا مبکنه و اگه یک ورزشکار قربانیه روابط پشت پرده میشه نشانه بی عرضگی تیم هدایت کننده اون روابط پشت پرده است (که اونا قطعا فراتر از مربی و کادر فنی هستن) حتی اگه یک داور ناخودآگاه اشتباه میکنه باید انقدر ورزش این مملکت اعتبار داشته باشه که مثل خیلی از تیمها بتونه نتایج رو عوض کنه و در موضع قدرت باشه. گرفتن مدال در المپیک شاید مهمترین آرزوی هر ورزشکار یا هر آدم در دنیا باشه و خیلی آدمها در کشورهای پیشرفته از خردسالی برای گرفتن مدال برنامه ریزی میکنن. اونوقت ما ورزشکارایی داریم که فقط با تکیه به همت خودشون آمدن و مدال گرفتن و بعد اینجوری …

 

مهمترین اخبار روز استرالیا در هفته گذشته بحث المپیک بود و استرالیا که امسال با گرفتن تعداد خیلی (16 تا) مدال نقره در رده بندی کشورها از قزاقستان پایینتر ایستاده بود خیلی براش زور داشت. جمله ” بازم یه مدال نقره !” تبدیل شده بود به یه ضرب المثل کنایه آمیز برای اوزی ها ! خلاصه اینکه بعد از چند روز این ها هم آمدن بالا و با جلو زدن از نیوزلند که براشون جنبه حیثیتی داشت یه کم از بی آبروییشون کاسته شد !

نکته جالب برای من این بود که در بین همکارها من هر وقت میگفتم مثلا ما دیروز یه مدال طلا گرفتیم فکر میکردند منظورم استرالیاست ! یک بار هم قبلا این را گفته بودم.این اشتباه اونها به آدم احساس خوبی میده !

3 – زلزله :

امروز صبح با دیدن این خبر بد از خواب بلند شدم. زلزله ای دیگر این بار در آذربایجان. نمیدانم این قهر طبیعت تا کی قصد کرده قربانی های از قبل قربانی شده بگیرد ! حالا باید صبر کنیم و ببینیم کجای آذربایجان ممه ای لرزیده ! شاید هم این زلزله واکنش الهی به کمپین نه به حججاب اجبارری باشد ! باید صبر کنیم تا جمعه و ببینیم آیا زلزله هم مثل گرانی ها و بقیه مسایل مشیت الهی بوده یا از آثار یوروویژن بوده که در باکو برگزار شد !

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

22 دیدگاه برای “باز هم این مثنوی تاخیر شد”

  1. آرش می‌گه:

    برادر نای حرف زدن ندارم وفقط میگم همه اینایی که گفتی همش رو قبلا در موردش فکر کرده بودم غیر از آخریش .زلزله و یوروویژن. باور کن میگن اگه ندیدی.


    حالا چرا نای حرف زدن نداری ! چی شده باز ! حالا اگه یوروویژن رو هم گفتن شماها یادتون باشه کپی رایتش ماله خودمه !

  2. آرش می‌گه:

    راستی احسان جان .یادم رفت تولدت رو تبریک بگم . ثبات هم چیز خوبی نیست . ابن جوری بیشتر جنب و جوش داری. به هر حال تولدت مبارک دوست عزیز.


    ممنونم لطف داری. ایشالا شما هم طوفانی میشی به زودی.

  3. احمد می‌گه:

    سلام احسان جان زادروزت خجسته.
    من خیلی به این امیدوارم که این مدالای المپیک تا حدودی از فشارهای خارجی روی ایران کم کنه.به نظر من وقتی یک کشوری به بدی سر زبون ها میفته یه اتفاق ساده مثل همین مدالهای المپیک و رتبه خوب ایران میتونه تا حدود زیادی خیلی اتفاقات ناگوار رو به تعویق بندازه….نمیدونم شاید هم بر عکس باشه.


    والا من بعید میدونم که مسایل ورزشی بتونه فشار در مورد مسایل سیاسی رو کم کنه. برای ما ملت جهان سوم ورزش صرفا ابزار پوپولیسمه. اینه که حکومتها هم بهش بها میدن.به نظر من مقام اول المپیک رو هم بیاریم هر اتفاقی که بخواد بیفته میفته.به هر حال بلا از ایران دور باد.

  4. مارتین می‌گه:

    سلام
    تولدت مبارک
    دو خط آخر خیلی جالب بود


    ممنونم. چشاتون جالب میبینه.

  5. علي شهنازي می‌گه:

    سلام احسان جان
    تولدت مبارک. کار جديد مبارک. شايد ماشين جديد هم مبارک(?)
    در ضمن ناپيدايي


    علی جون ما خیلی دوس داریم پیدا باشیم. واسه اثبات ارادت هم شده دوس داریم ببینیمت. اما مشکلات زیاده و وقت آزاد کمه. ما هم که رومون نمیشه بگیم آقا ما پا شیم بیایم هرنزبی. عیال هم داره خودشو میکشه با درس. خلاصه که جمعه عصری دارم میام هرنزبی یه سر ولی نمیدونم که تو برنامه ات چیه. من تا 8:30 کامیونیتی کالج گیرم بعدش هر جا بگی در خدمتم !

  6. محمد می‌گه:

    1- اول از همه تولدت مبارک. اگرچه تو FB هم بهت تبریک گفتم.

    2- امیدوارم همینطوری پشت سر هم فرصت کاری خوب واست پیش بیاد و هر کاری بهتر از قبل باشه.

    3- در مورد پاراگراف اول چیزی نمی تونم اینجا بگم. در مورد سوسن حاجی پور یه نکته دیگه این بود که به یه حریف استرالیایی باخت. کلاً اینجوری شده که استرالیا مدال میاورد خوشم میومد. بهرحال هموطنام هستن دیگه. مگه نه؟
    در مورد عبدولی یه خورده قضیه رو بزرگش کردند. امتیازاتی که ازش کسر شد طبق نظر مفسر تو استودیو، اعتصامی(برخلاف عامل که احساسیه، منطقی صحبت می کنه) باید کسر می شد، چون خطا کرده بود اما گفتش که داور انگاری خیلی روش زوم کرده. کلاً ما هر وقت ببازیم عادت داریم بریم سراع نظریه توطئه. یه نکته دیگه اینکه تو وزن 60 کیلو کشتی آزاد، یه کشتی گیر استرالیایی بود به اسم فرزاد ترش که متولد تهران بود که تو کشتی اول از کره شمالی باخت و حذف شد.

    3- امیدوارم دیگه زلزله ای تو هیچ جای دنیا نیاد و کلاً هیچ حادثه ناگواری واسه هیج آدمی تو دنیا پیش نیاد. اگرچه آرزوی دست نیافتنی ای هستش.


    ممنون بابت تبریک. در مورد کشتی من راستش خیلی تخصص ندارم اما از چند نفر شنیدم که داور رو توبیخ کردن و این حرفها. من بیشتر به نوع روابط درون ورزش اعتراض دارم وگرنه اشتباهات داوری همیشه هست اگر به فرض اشتباه هم کرده باشه داور.

  7. اورایاد می‌گه:

    سلام آقا اینقدر با دقت کامل مینویسی که بعضی وقتها مثلا میگم حالا من چه بنویسم برای احسان
    اول از همه تولدت مبارک 30 سالگی یه سنی هستش که یه الارم واسه ادم من خودم حسه خوبی نداشتم و سایر دوستان وبلاگی هم مطالبی در موردش نوشتن کلا بعد 30 سالگی ادم گذران عمر رو واقعا احساس میکنه
    دوم کار جدید هم مبارک
    سوم المپیک خوبی بود ولی تیم کشتی ازاد گند زد کلا کشتی ورزشی هستش که خیلی توش پارتی بازی دخیله و نتیجه این همه گزینش کردن در تیم ملی این بود که کشتی ازاد طلا نگرفت
    اقا دیگه با هر چی نوشتی کاملا موافقم خصوصا اون تبریکها
    خوش باشین


    خواهش میکنم نظر لطفته. بله سی سالگی قراره که سن خاصی باشه ولی من اصلا احساس خاصی ندارم !!! شایدم اشکال از منه.
    بله کشتی آزاد من هم شنیدم که گند زد. دوران طلایی کشتی آزاد هم مثکه به سر اومده ! یه زمان میخواستن کشتی آزاد رو از المپیک وردارن. یادتونه ؟

  8. آرش می‌گه:

    چیزیم نیست فقط وقتی آدم 28 29 ماه منتظر یه زهر ماری باشه دهنش سرویس میشه دیگه .


    بابا بی خیال ! بخند به روی دنیا تا دنیا به روت بخنده !

  9. ..کامران می‌گه:

    سلام..تولدتون مبارک..ایشالله موفقیتاهی بیشتر…اره واقعا اگه تلویزونو میدی اولین مدالو که تقدیم کرد..یا میگفت این شب شب قدر یا مولا… چی بگم والا..چی بگم…

    اقا من تو کشتی تو یکی از وزنها دیدم از کشور استرلیا یک نفر بود فک کنم ایرانمی چون اسمش فرزاد بود و 17 هم شد…نمیدونم اما از اسمش فک کردم که ایرانیه..

    زلزله…باور کنین من که تو ایرانم از طریق شبکه بی بی سی شنیدم…شبش بعد از زلزله ساعت 5 ..من زدم اخبار شبکه تبریز گفتم حالا زنده نشون نده حداقل تصاویرو نشون میده…باورتون نمیشه…نمیدونم شب قدر بود چی بود انگار نه انگار..ملت داشتن گریه میکردن..و داشت زنده یه مراسمی که قران گذاشته بودن رو سرشونو نشون میداد..یا صب روزنامه کیهان بجای زلزله تیتر زده تروریستها در سوریه..یا ابرار….
    چی بگم…چی بگم…ممنون.


    ممنونم از تبریک ! آره راجع به اون فرزاده منم شنیدم. حالا تو چی کار به روزنامه کیهان داری ؟ مگه میخونی کیهان رو ؟!

  10. محمد می‌گه:

    در مورد محرومیت داور ظاهراً شایعه ای بوده که بعضی از روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی گفتن. خود مارتینتی تکذیب کرده. بهرحال من هم تخصصی ندارم. بر اساس تفسیر یکی از کارشناسان این رشته اینو گفتم. بهرحال هیچ داوری اونم در سطح المپیک خودش رو واسه یکی دیگه خراب نمی کنه.


    نه میدونم که کسی خودش رو خراب نمیکنه اما باور کن روابط پشت پرده توی ورزش حرفه ای خیلی جدیه.

  11. الهام می‌گه:

    تولدتون مبارک منم چند روز ديگه سي ساله ميشم و دقيقا همون حس شما رو دارم….(بين خودمون بمونه اين مسئله براي خانومها حيثيته)
    به نظرم منم قطعا زلزله هم مثل گراني ها مشيت الهيست …ولي بايد تا جمعه صبر کرد


    خانومها معمولا لو نمیدن ! ولی اصل ماجرا یکیه ! داریم ژیر میشیم. من اتفاقا از ژیر شدن ناراحت نیستم ! نمیدونم خانمها چرا حساسن به این موضوع !

  12. دامون می‌گه:

    بابا مردادماهی ،بابا خفن .. ماه تولدت تو حلقم … تولدت مجددا مبارک
    قدیما یه کلاسی داشت این مردادماهی بودن ، الان همه دور وبریهامون شدن مردادماهی . شاید بشه اینجوری گفت که ، “مهاجرت جسارتی میخواد که فقط از یه مردادماهی برمیاد .” ( بابا خود تحویل).
    آقا ما چشممون به مسج دونی خشک شد که شما مارو دعوت کنی به یه رستوران غیر هندی ، نیومد این مسیج لعنتی که نیومد .
    نوشته هات هم یه جوریه من یکی کامنتم نمی آد ، از دل مینویسی و به دل میشینه و نظر جدیدی نمیمونه اینه که فقط محض یادآوری این که ما هم هستیم و میخونیمت میام خوش مزه بازی در میارم و میرم ، شما به دل نگیر .


    دامون ! بروووو ! ما رو فیلم نکن ! مردادی ! بابا مردادی ! ما که باید از منشیت وقت بگیریم یه چایی باهات بخوریم ! تازه با این وصعی گه تو داری میری جلو یه دو سال دیگه باید از دربون دم ساختمان وقت بگیریم که با منشیه رییس دفترت حرف بزنیم !!!
    اینکه میای و میخونی باعث افتخاره ! این که مینویسی اینجا باعث میشه من که همیشه میخونمت و گاهی کامنت نمیذارم عذاب وجدان بگیرم و بیام کامنت بذارم !!!

  13. بهار می‌گه:

    تولدت مبارك همكار. اميدوارم امسال اتفاقاي خيلي خوبي برات بيفته كه سي سالگيت واقعا خاص بشه


    مرسی ایشالا که برای شما هم به زودی اتفاقی که خیلی انتظارشو داری بیفته ! حالا نمیگم چی !

  14. الهام می‌گه:

    تولدتون مبارک


    ممنونم !

  15. الهام می‌گه:

    خطاب به آقا دامون:
    اينايي که گفتيد در مورد مرداد ماهي ها راست بود؟؟؟!!!
    يعني اعتماد به سقفم زياد شده بدجور


    آره بابا مرداد ماهیا کلا یه چیز دیگه ای هستن !

  16. shayesteh-bh می‌گه:

    آقا بذار منم تبریک بگم هم بابت 30 سالگیت و هم بابت کار جدیدت. امیدوارم در دهه 30 سالگیت به اون ثباتی که دنبالش هستی برسی. راستش من هم فکر می کردم 30 سالگی یه خبرایی باید بشه ولی 2 سال هم از روش گذشت و دریغ از کمی ثبات و این حرفا. خلاصه متنت رو دوست داشتم و یه جاش برام جالب بود اونهم اشتباه اوزیها سر “ما” گفتن تو بود “ما مدال بردیم”. خب این نشون میده که اونها ما رو هم از خودشون می دونند و فکر می کنند الان کشور ما و اونها یکی هست. اینه که توقع دارند وقتی میگیم “کشور ما” یعنی استرالیا. خبر ندارن ما چه ناسیونالیسمایی هستیم و هیچ موقع با اونها “ما” نمی شیم


    ممنونم از تبريك. نه بابا من خودم که سعی کردم همیشه اصلا ناسیونالیست نباشم. یعنی خداییش هم فکر کنه آدم ، ناسیونالیسم تفکر عقب مونده ایه !
    امیدوارم که زودتر از اونچه که فکر میکنم به ثبات برسم ! آدم به خودش میاد میبینه سی سال گذشت !

  17. دامون می‌گه:

    به الهام :

    اتفاقا تو مناطق زلزله خیز، اعتماد به سقف خیلی مهمه . احسان دانشکدشون به دانشکده عمران نزدیک بوده دقیقا میتونه توضیح بده براتون


    بله بله ! آدم باید به سقف اعتماد کنه ! ما البته دانشکده مون دور بود از عمران !
    حالا دامون مردمو مسخره میکنی تو ؟

  18. عارف می‌گه:

    سلام حاجی
    تولدت مبارک.
    میگم مرداد ماهی یه چیزیه مثل ارّه ماهی؟


    :) )))
    آره دیگه سفره ماهی ! گربه ماهی ! اره ماهی !

  19. دامون می‌گه:

    مهندس، مسخره چیه ؟ شوخی کردم با خواننده بلاگت چرا غیرتی میشی حالا
    مخلصیم .
    آقا راستی ، گل پسر امروز پا به عرصه گیتی گذاشت . به عنوان یه پدر باید بیشتر بهم احترم بزاری از این بعد . حواست رو جمع و جور کن .
    سلام برسون


    ایشالا قدمش به خیر و سلامتی و برکت ! ما که همیشه مراتب احترام رو به جا آوردیم برادر ! شما باید به عنوان پدر از این به بعد الگوی ما جوونا باشی ! :) ))

  20. ایرانی می‌گه:

    خاک تو سر تو و همه وطن فروش ها و اون حیوانات انسان نمای اطرافتون بی غیرت های خود فروش


    خنده فراوان. خاك تو سر خودت !

  21. امیرحسین می‌گه:

    آقا زادروزت خجسته باد . امیدوارم روزی زادروز 90 سالگیت رو تبریک بگم .


    چاكريم مهندس جان ايشالا دور هم جشن بگيريم.

  22. حسن آذری می‌گه:

    مبارکه تولدتون!


    ممنونم برادر. آمدن شما به اینجا به همان سپیده دم قسم برای من افتخار بزرگیست.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!