بنی آدم اعضای یکدیگر بودند …


قبل از اینکه پست زیر رو بخونین باید بگم چندی پیش دامون
پستی (اینجا)  درباره یک دختر شش ساله نوشته بود که به خاطر بلعیدن باطری مری اش رو از دست
داده و الان جز مایعات چیزی نمیتونه بخوره. دامون به بهانه این موضوع زحمت کشیده و
یه سری راه برای کمک به این بچه به وجود آورده. من خودم شخصا تا این لحظه پولی
براش واریز نکردم اما بعد از آپ کردن این پست میخوام 50 دلار براش حواله کنم.50
دلار هم البته برای من کلی پوله ! دو ماه بیمه ماشینه ! یه ماه پوله موبایله !
الکی نیست که ! حالا طرف باتری خورده که خورده ! به من چه ! میخواست نخوره ! اصلا
من موبایلم قطع بشه شما پول میذارین رو هم پولشو بدین ! نه خدایی یه 20 سنتی به
حسابم میریزین ؟ عمرا”

خدا وکیلی این مطلب رو قبل از خوندن پست آخر دامون نوشتم !
الان که خوندمش دیدم چقدر شبیه شده ! هر گونه شباهت اتفاقیست خدا وکیلی.

در ضمن تا امروز جز سه نفر هیچکس پولی به این حساب واریز
نکرده.حالا من کاری ندارم. هر کس دلایل خودشو داره. من می خوام تو این پست راجع به
همین دلیلها صحبت کنم.

اول :

ما ملت ایران ملت همنوع دوستی هستیم. یعنی تا اونجا که از
فیلما یادم میاد از قدیم الایام گرفتن دست ناتوان و این حرفها جزو ارزشهای اخلاقی
برای پهلوونها و آدمهای با ادعا محسوب میشده. حالا این که این پهلوونها هم خودشون
لات های زمان خودشون بودن یه بحث جداست ! آقا چرا خلط مبحث میکنی ؟! یعنی کلا
خلاصه همه موافقن که اگه میشه به کسی کمک کرد ، باید کمک کرد.

دوم :

ما ملت ایران هشتاد و نه درصد اهل حرف و شعاریم. یعنی میگیم
چه باید کرد و چه باید نکرد اما سر بزنگاه نکرده ها رو میکنیم و کرده ها رو رها
میکنیم ! یعنی مثلا یه مثال ساده اش همین بحث ناموس و این حرفهاست ! یارو رگ غیرتش
واسه همه بانوان دو عالم میزنه بیرون بعد نوبتخودش که میشه به گربه ماده هم رحم
نمیکنه ! این بحث کمک به دیگران هم از اون دست کارها و حرفهای مخصوص ماست. همه
متفق القول هستن که باید کمک کرد و ما خودمون داوطلبیم اما پای عمل که میاد هزار و
یک دلیل میاد که دستمون واسه کمک کردن مخصوصا از نظر مالی شل میشه. دلایل این
مساله در مورد این ماجرای خاص میتونه موارد زیر باشه :

1 – آقا به ما چه ! پس مادرش چه غلطی میکرده ؟

2 – آقا نمیتونی بچه نگه داری نیار ! مجبوری مگه ؟ حالا بچت
مریضه من باید پولشو بدم ؟

3 – آقا از کجا معلوم که اصلا کل ماجرا دروغ نباشه ؟ انقدر
از این چیزا دیدیم که !

4 – آقا دولت چه کارس پس ؟ مگه هر کی مشکل داره خرجشو ملت
باید از جیبشون بدن ؟

5 – آقا هزار تا آدم مثل این هست ! حالا ما چرا باید به این
یه مورد خاص کمک کنیم !

6 – آقا به فرض که همه چی درست ! از کجا معلوم این کمک ها
به دستش برسه ؟

7 – آقا اگه ما پول دادیم و باباش رفت تریاک خرید چی ؟

8 – آقا اگه ما پول دادیم و این بچه با مامانش رفت انگلیس
اونوقت مامانه اونجا همه رو برد تو کازینو خرج کرد چی کار کنیم ؟

9 – آقا ما اگه داشتیم به خدا کمک میکردیم ! ما هزار تا
چاله چوله تو زندگیمون داریم. وضعمون خوب بشه به خدا کمک میکنیم.

10 – آقا شما از طرف من کمک کن من بعدا بهت میدم !

تا صبح میشه به این لیست اضافه کرد. حرفها هم به ظاهر
منطقیه. خدا وکیلی کدومش به ذهن یه نفر نیومده ؟ همه این سوالها به ذهن من هم
اومده. اما فرق ماجرا اینه که یه آدم پا جلو گذاشته و داره از اعتبار خودش هزینه
میکنه. شما اگه این آدم رو قبول داری ، باید به اعتبار حرف اون آدم این سوالهای
بالا رو که من واسه هر کدومش هم جواب دارم ، از خودت نپرسی. اگر هم این آدم رو و
حرفش رو قبول نداری غلط میکنی 150 بار پستش رو میخونی.

حرف آخر :

من خودم همیشه منتظر پیدا کردن فرصت برای کمک بودم.اما همین
که موقعش میشد و فرصتی پیش میومد همه این سوالها توی سرم رژه میرفتن و انقدر از
جواب دادن بهشون طفره میرفتم که زمان بگذره و بی خیال ملجرا بشم. این بار این
مساله یه امتحان برای خودم بود. دروغ چرا. من هم مثل همه شما.دعا کنید از امتحان
خودم سر بلند بیرون بیام.

پسنوشت : طرف صحبتم بیشتر با بچه های استرالیا بود. البته
اونایی که مشغول به کار هستن.بچه های ایران خودشون میدونن چه جوری میتونن کمک کنن.
خدا وکیلی با 50 دلار تو استرالیا چی کار میشه کرد ؟ خجالت نمیکشی تو ؟ دو ساعت
حقوقت هم نمیشه. 2 ساعت حاضر نیستی واسه نجاته یه بچه مجانی کار کنی ؟ آره با خود
شخصه شخیص جنابعالی ام !

 

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

13 دیدگاه برای “بنی آدم اعضای یکدیگر بودند …”

  1. الهام می‌گه:

    به نظرم موارد 1 تا 8 یکی هستش. یعنی یه تفکره که برای تنوع برای خودش و بقیه هر دفعه یکی رو میگه. این گروه هم اصلا نیاز به تضمین و اعتبار و ریش گرو گذاشتن ندارن. چون از اولش هم قرار نیست کمکی کنن. به هر حال امیدوارم کسانی که تو این راه پیش قدم میشن، خیرش رو ببینند.

    پی نوشت:خدایی حال میکنم همیشه اول میشم. اونم به کمک outlook عزیزه که وسط کار آلارم میده که برادر احسان در بلاد استرالیا موضوعی رو به چالش کشیده.بدو بیا


    واقعیتش رو بخوای من خیلی قبل از پست دامون این عکس رو دیده بودم و خر رو خونده بودم و با سوال های مذکور از کنار ماجرا رد شدم. اما با پست دامون دوباره نظرم به مساله جلب شد و بدون هیچ سوال و تحقیقی سهم خودمونو واریز کردیم.
    ایشالا تو زندگی اول شی خواهر من ! باعث افتخاره ماست شما اول باشی !

  2. حامد می‌گه:

    همین چند وقت پیش بود .تو فیس بوک بچه ها پست گذاشته بودن که یه پسری تو ملبورن تصادف کرده پاش رو از دست داده و با خانومش که الان تو بیمارستان هستن . بچه ها وقت بزارن برن ببیننش ( نه این که کمک مالی کن) روحیه بهشون بدن و به قول معروف گوش باشن براشون . ما هم تا پست رو خوندیم جو گیر شدیم گفتیم بابا این بیمارستان آلفرد 3 دقیقه با خونمون فاصله داره .بریم این هموطنمون بستریه بریم ببینیمش .باهم باشیم
    هی گفتیم بریم .هی گفتیم بریم.آخر هم نرفتیم !!!
    چند روز پیش این مطلب رو تو سایت دامون من هم خوندم.بعد شروع کردم کلی تو اینترنت چرخیدن ببینم داستان چیه ؟اصل خبر و پست روزنامه گاردین و خلاصه همین جوری خوندم.بعد دلیل اوردم که من که الان کار ندارم و باید حواسم باشه که اجاره و قبضام رو کی میده و…. بعد به خودم قول دادم که کار گرفتم برم 50$ کمک کنم.
    امیدوارم که با این کارم به خودم کنم نه به اون بنده خدا.که 50$ واسه اون دردی رو دوا نمی کنه که خرج عمل میلیونیش رو بده .به من کمک می کنه که یه تکونی به خودم بدم و بفهمم آدم هستم هنوز.


    برادر انقدر تو این دور و برمون آدم هست که مشغول کاره و عین خیالشم نیست که. من البته شاید خودم هم اگه شرایطم مثل 2 ماه قبل بود نمیتونستم کمک کنم ولی اگه آدم بتونه وقتی هم شرایطشو نداره از یه جاهایی بزنه و کمک کنه ، اونوقت دیگه خیلی ایول داره. حالا تو خودتو ناراحت نکن.

  3. دامون می‌گه:

    1- مهندس جان این لطف شماست که ما رو مشمول اعتبار کردی .
    2- جدی اینو قبل از نوشته من نوشته بودی؟
    3- هر کی ندونه من میدونم که 50 دلار چقدر برای تو ارزش داره ، 50 دلار رو میتونی باهاش کلی از این پمادهایی که میزنن به سر مو در می اد بخری ، خدا خیرت بده جوون.
    4- آقا راستی وبلاگی هم ماشین مبارک اینو به خاطر اشاره ظریفت به خرید ماشین عرض کردم که بگم پستت رو با دقت خوندم .
    دمت گرم


    بابا جان هر کی میدونه بیمه ماشین چنده از کجا معلوم که ماشین خریده باشه آخه ! چرا جو سازی میکنید ! در ضمن همچه پمادی که گفتی هنوز اختراع نشده که بزنی به گنبد شیخ لطف الله یهویی مو در بیاره ! اگه شده بود فرشید منافی زودتر از من میخرید ! حالا اگه شماها این چهار تا شیوید رو نداشتید به چی میخواستید پز بدید !!!

  4. رضا می‌گه:

    مشکل اینه که اصولا کمک به همنوع ( وقتی نشناسیش ) در بین ایرانیها کمتر جا افتاده. شاید مشابه اینکارها بتونه کمی فرهنگ سازی کنه.


    بعضی وقتها آدما لازمه که یه چیزایی رو به خودشون ثابت کنن و به یاد هم دیگه بیارن. کمک یه بهانه است. مهم احساس درونی تک تک ماست !

  5. آرش می‌گه:

    ای برادر احسان.هی اخوی. من که معتقدم تا الان کلی آدم توی ایران به این روژان خانوم ما کمک کردن.میگی نه نیکا کن. آخه خدا وکیلی 50 تومن 100 تومن پوله.شما ملت حیا ندارید. شرف ندارید . آقا نداری ء2 زار کمک کن. نداری باشه واسش تبلیغ کن. نه اینکه کلا وقتی ده جا (خبرگزاری ) یه مطلب رو نوشتن و توش شکی نیست هی به اصلش بزنی.
    من خداییش نگرانت شده بودم.از وقتی دامون این پست رو نوشته بود هی میومدم می گفتم پس این احسان کو! بیاد به چالش بکشه ملت رو. داشتم نگرانت میشدم.


    ای برادر جان که به قول شاعر تو همه اندیشه ای ! من خودم نگران تو بودم ! تو اومدی میگی نگران من بودی ؟؟؟ خجالتم خوب چیزیه ! نه والا ؟
    به خدا خیلی درگیرم. داغونم ! له له ! اینم که نوشتم به خاطر همراهی و همدلی بود. ولی یه پستی اومده تو ذهنم دعا کن وقت کنم بنویسم. اسمش هست : “استرالیا ، بهشت لوله کش ها”

  6. روشنك می‌گه:

    شما برا بازاريابي محشرين. ديگه نگران بيكار شدنتون نباشين كه خودم استخدامتون ميكنم. هر بيزينسي به همچين اعجوبه اي نياز داره. تا پشيمون نشدم برم اين پولو واريز كنم و هر كي هم تو صف ATM بود به زور وادار به اهداي پول كنم.


    بابا من داد زن بودم یه زمانی ! داد زن که میدونی چیه ! از ایتا که وا میستن داد میزنن آقا حراجش کردیم ! گلابی صد تومن ! (چنده گلابی حالا واقعن !!!!)
    حالا شما بیزینستو راه بنداز من مفتی میام واست طی میکشم ! نامرده هر کی نکشه !

  7. بهار می‌گه:

    من كه كمك كردم ولي نميدونم با اين پولا دردي ازش دوا ميشه يا نه به نظرم اينطور موقعا آشنا معرفي كردن واسه انجام كارا خيلي بهتر جواب مي ده تا پول جمع كردن


    خوب آدم هم اگه میشناسی معرفی کن ! اگه آدم میشناسی به ما هم معرفی کن خوب ! ای بابا ! من میدونم که گرفتن ویزا برای این خانواده خودش یه مشکل اساسی خواهد بود و همونطور که گاردین هم نوشته بود آدمهای زیادی هستم که قربتنی این گوسفند بازیهای سیاسی میشن ! آخرشم میگن مردم 63 درصد به عدم غنی سازی اورانیوم رای دادن و ما چون رای مردم واسمون مهمه بمب اتم رو بی خیالش میشیم !
    در نهایت باهات موافقم در خیلی موارد مخصوصا تو ایران اون نوع کمک بیشتر جواب میده ! حالا یه سوال به سوالات بالا اضافه شد ! اگه ما کمک کردیم و پول جور شد ولی ویزا ندادن چی ؟ تکلیف پوله چی میشه ؟؟؟

  8. علیرضا می‌گه:

    همه حرفات درست و راجه به من هم صادقه. من پیش خودم حساب کردم که از این همه سر و صدایی که این ماجرا کرده زیر 80.000 نفر هم به اندازه 2$ (در داخل و خارج) کمک میکردند، خوب بالاخره یک مبلغی برای این کوچولو جور میشه …
    (بلیط ورزشگاه آزادی برای بازی ملی 2000 تومن هست)
    امروز ایسنا نوشت که 80.000 پوند احتیاج دارن …
    اما میدونی چیه … (من یک جایی دیگه هم اینو برات نوشتم) … وقتی وضعیت کلی جامعه به یک جایی میرسه که تعداد افرادی که محتاج کمک هستند بیشتر و بیشتر میشه، آدم میفهمه که این ماجرا از پایبست ویران است و از پای بست هم یعنی خود خود خود خودمون … دولت کیه؟ مسئولین کین؟ خارجین؟ از مریخ اومدن؟ روبات ساخته دست اجنبین؟ نه بابا یکی از همین مردم هستند، احتیاج به کمک انساندوستانه باید در موارد استثنایی بوجود بیاد … آخه این چه وضعشه که شما در دنیایی از موارد استثنایی هر روز راه میری و از سر و کول آدمهایی که به کمک “اولیه” احتیاج دارن عبور کنی؟ نتیجه یک لوپی میشه که من کمک نمی کنم جامعه ام “قوی” بشه تو هم همینطور و دختر خالت هم همینطور بنابر این تا زمانی که شرط لوپ نقض نشه همینطور خاک بر سریم (دور از جون) …
    حالا این مورد واقعاً استثناء بود به نظر من، کما این که اونطور که خوندم چندین عمل تا به حال انجام شده (که محتاج کلی هزینه بوده و شده) حالا اینجا نقش هر کسی روشن میشه که با کمی مدل سازی و رویاپردازی ساده خودش رو جای اون پدر و مادر بذاره، من هم با 10 هزار تومن شریک شدم، بیشتر نداشتم اما موضوع این هست که “شریک شدم” … تو انسانیت ولو این که به دستش نره … ولو این که پدرش بره تریاک بخره … ولو این که اصلاً دروغ باشه … همین که بی تفاوت نبودم خوشحالم میکنه …


    برات جواب جدا گذاشتم برادر !

  9. ببین علیرضا جان من خودم هر وقت یه فقیر رو میبینم ، یه گدا ، که مثلا مطمئن هم هستم که سازمان دهی شده است سعی میکنم بهش کمک کنم. میدونم هم اون پول نمیره اون جا که باید بره. مهم واسه من آدم مقابلم نیست مهم خودم هستم که بیشتر از اون فقیر به دادن این پول احتیاج دارم. احتیاج دارم که بدونم هنوز انقدر آدم هستم که به صرف اینکه یه آدمی به سمتم دست نیاز دراز کنه در حد خودم بهش کمک کنم. شیشه رو ندم بالا. شما هم لطف کردی. اصلا مهم نیست مبلغش و البته 50 دلار استرالیا معادل همون 10 تومن ایرانه خودمونه ! مهم اینه که آدم یادش نره یه چیزایی رو !

  10. محمد می‌گه:

    اینکه خیلی ها خودشون رو توجیه می کنن که به ما ربطی نداره خب یه فرهنگ رایج شده متاسفانه. ما ملتی هستیم به شدت جوگیر و اهل شعار و وقتی پای عمل می رسه، کم میاریم. البته منظور اکثریت هستش. این نظر منه و ممکنه بعضی از دوستان بگن اینطوری نیست و اکثریت ملت ایران اینطوری نیستن. البته در چنین مواردی که رسانه ای می شه می تونم بگم مردم تا اونجا که شده کمک می کنن. این رو بارها دیدم، حتی تو شرکت خودمون. خود من واسه کمک کردن دو تا قانون دارم. اول اینه که کسی نفهمه و همیشه ناشناس بمونم( حداقل کسی که بهش کمک می شه ندونه کی کمک کرده) و دوم اینکه بدونم به کسی یا جایی داره کمک می شه که نیاز واقعی داره. البته همینکه حس کنم جای درستیه واسم کافیه.


    بابا ناشناس ! بابا دستگیر یتیمان ! من راستش مطمئن نیستم که رسانه ای هم بشه همه کمک میکنن یا نه. فکر میکنم همش فیلمه. امیدوارم که واقعا همین باشه که تو میگی. باز رسانه ها به یه دردی در این زمینه بخورن خوبه !

  11. آرش می‌گه:

    این پست ما کو؟ قول دادی. خودت .این پستی که در مورد لوله کش هاست. شاید لازم شد توی این مدت رفتیم لوله کشی یاد گرفتیم اومدیم کلی شارجتون کردیم بابت دو متر لوله!


    آقا یه خدا انقدر کار دارم که خر انقدر بار نداره ! حتما در اسرع وقت ! تو فکرشم به خدا. همین چند روزه آینده. حالم خیلی خرابه به خدا ! حالا میام تعریف میکنم براتون.

  12. جاناتان می‌گه:

    میگم حالا از همه این حرفا بگذریم بیمه ماشینت خدایی خیلی ارزونه ها بچسب. من ماهی 57 دلار میدم!
    پینوشت: ببخشید که حرف مفیدتری به ذهنم نیومد. حرف حق زدی جواب نداره که.


    الان رفتم بيمه كردم ٧١٠ چوق يه جا دادم ! چي چي ارزونه !

  13. جاناتان می‌گه:

    اها یه چیز مفیدتر به ذهنم جرقه خطور کرد!
    ببین یه بار به درد من دچار شدی ایده دزدی اومدی زود انکار کردی ها بگم


    اولن كه اين كه نوشتم وظيفه بود دكي ! ايده دزدي نبود. دومن كه كجا انكار كردم من ؟

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!