(تصویر هانتر ولی از فراز بالون)

سلام به همه دوستان عزیز

 الان که دارم اینا رو مینویسم اضافه کار وایستادم که یه پستی آپلود کنم و در مورد پست قبلی توضیح بدم و مواردی رو شفاف سازی انجام بدم !

اول اینکه از همه دوستان خوب ممنونم که خوندن و نظر دادن و همدلی و همدردی کردن.باور کنید این احساس مشترک برای من قدر یه دنیا ارزش داره. حتی اگه همین زبان مشترک و همین امکان برقراری ارتباط دو طرفه بین همه ما به واسطه نوشتن این مطالب و خوندن شما به دلیل ایرانی بودن همه ما باشه ، باید بگم به ایرانی بودنم  علی رغم رنگ و بوی نژادپرستانه این حرف ، افتخار میکنم چون باعث میشه دوستان خوبی مثل شما داشته باشم.

 دوما حالا که دارم این حرفها رو مینویسم از اون ماجرا رد شدم و اعتماد به نفس از دست رفته ام رو باز پیدا کردم و میتونم از بالا به ماجرا نگاه کنم و قضاوت درست تری داشته باشم. پس زیاد به حرفهای غم آلود قبلی فکر نکنید و ذهنتون رو واسه شنیدن حرفهای جدید و امیدوار کننده آماده کنید. 

اول اینکه بعد از مراجعه به اون سازمانی که ذکرش رفت چندین بار با من تماس گرفتن و ای میل زدن و میخواستن که نقش میانجی رو ایفا کنن. البته هرگز نگفتند که چی کار کنم یا چه کاری درستتره . حتی وقتی ازشون میخواستم که کمکم کنن یا نظر بدن میگفتن ما چون مستقل هستیم اجازه نداریم که به پرونده خط و ربط بدیم و فقط حرفهای طرفین رو به هم منتقل میکنیم و سعی میکنیم دو طرف به تفاهم برسند اما مثل ایران نیست که مثلا قاضیه یا پلیسه بگه آقا روی همدیگه رو ببوسین صلوات بفرستین ، وقت ما رو هم نگیرین. چون هر دخالتی از طرف همونا بعدا اگه ماجرا به دادگاه کشیده بشه به شدت مایه شرمساریشون خواهد شد . خلاصه اینکه ازشون نخواین نظر خاصی بدن.

بعد هم گفتن دقیقا مشخص کن چه چیزی میخوای. من گفتم پول به عنوان خسارت و هزینه رواندرمانی به خاطر شوکی که بهم وارد شده و به همون میزان اهدا پول به یه سازمان ضد نژاد پرستی. اما باز هم گفتن دقیقا مشخص کن چقدر میخوای و به کجا باید پول اهدا بشه.

خلاصه گفتم مبلغ 5000 دلار بابت خودم ! و 5000 دلار کمک به فلان جا. خلاصه آخرش شرکته گفت ما برات یه پیشنهاد داریم و 1000 تا بهت میدیم و 1000 تا هم میدیم به فلان جا (که من یه جای دیگه رو گفته بودم) و منم گفتم با همونی که من میگم یا میرم دادگاه کل پول رو ازتون میگیرم. فعلا که در حالت شیش و بش به سر میبرن و منتظر جوابشونم. 

به هر حال اینها هم تجربه های زندگی در اینجا بودند و کسی نمیتونه انکار کنه همه چیز گاهی به هم میخوره حتی وقتی تو بهشت برین باشی. پس به دلتون بد راه ندین و آماده باشین که با توپ پر و البته بیشتر دست پر جلوی این اوزی ها خود نمایی کنید. من که با رد شدن از این ماجرا حسابی پررو شدم و هر جا میرم با سر بالا و اعتماد به نفس میرم. خلاصه عدو شود سبب خیر و اینا.

در مورد کار باید بگم یه روز ” هومن دوصفر یک ” حرف خوبی زد. البته هومن همیشه حرفای خوب میزنه.گفتش آدم هی دنبال کار میگرده پیدا نمیکنه و اعصابش خورد میشه ! یهو موقعی که انتظارشو نداری از همه ور بهت پیشنهاد کار میشه و نمیدونی کدومشو قبول کنی بازم اعصابت خورد میشه ! خلاصه اینکه بد ماجراییه این کار پیدا کردن تو استرالیا.

جریان ما هم اینجوری شد که یه مدت اعصابمون به هم ریخته بود و این یارو هم که حسابی تر زده بود به اعصابمون و امیدمون از همه از جمله خدا قطع شده بود که تصمیم گرفتم جدی برم دنبال کار و همه تلاشم رو به کار بستم. دیری نپایید که اولین مصاحبه خود نمایی کرد. یه مصاحبه تلفنی از پرت و بعد یکی دیگه از پرت و بعد یکی از بریزبن و بعد یکی حضوری تو سیدنی برای بریزبن و بعد یکی حضوری در سیدنی برای سیدنی و یکی دیگه در سیدنی و آخری حضوری و  در شهری به اسم میتلند در نزدیکی نیوکاسل (3 ساعتی سیدنی به سمت شمال).

 ماجرای مصاحبه آخری بدین شرخ میباشد که یه روز یه بنده خدایی با لهجه بلیغ کوئینزلندی به نحوی که حداکثر دبی ورودی و خروجی هوا به دهان مبارکش دو چیکه در ساعت بود زنگ زد و  گفت  :” مبیاسنیباسنیبتاسینبتاسنیبابسیبسیشسیش ؟” و من با توجه به اینکه تقریبا مطمئن بودم راجع به کاره بهش گفتم خوب راجع به جزئیات میخوای حضوری حرف بزنیم ؟ اونم یه کم من و من کرد و گفت به نظرم تجربه کار تو استرالیا رو نداری و شاید به درد ما نخوری ! و منم با اینکه زیاد میلی به دیدنش نداشتم و شدیدا مطمئن بودم یکی از مصاحبه هایی که تو سیدنی داشتم جواب مثبت خواهد داد اما با استناد به اصل شریفه “کاچی به از هیچی” گفتم من تو سه تا کشور مختلف کار کردم و میخوام بیام حضوری حرف بزنیم و کارشما رو ببینم. اونم در رودرواسی یا شایدم نفهمید من چی گفتم و گفت باشه ! منم گفتم ادرسو بده بیاد. یه چیزایی گفت که بازم نفهمیدم فقط ساعت و روز و اسم شرکته رو یادم موند و آدرسش رو از تو وب سایت شرکته در آوردم و یه روز شنبه ای راهی “میتلند” شدم و حتی یه درصد هم احتمال نمیدادم که اینجا برم سر کار. راستش از بس تو خونه مونده بودم گفتم برم یه مسافرت یه روزه یه هوایی هم عوض کنم ! وگرنه نه من میخوام اینجا کار کنم نه اینا با این پز و قیفشون کار رو به من میدن ! خلاصه آقا رفتیم و با مدد از جی پی اس و این حرفها یارو رو پیدا کردیم. تا نشستیم و یه کم حرف زدیم دیدم کار همون کاریه که من تجربش رو دارم و دوس دارم انجام بدم و اونم دید که من زیاد شوت نیستم و میشه یه کارایی کرد و رفت داش بزرگشو صدا کرد. داش بزرگه هم اومد و یه چند تا سوال و زیر یه خم و دو خمو و اینا اجرا کرد دید نه تو وزن خودم یه حرفایی دارم. بعد گفتم مرسی که اومدی و خبرت میکنیم و مام سرمونو انداخیم پایین و یه “چیرزز مایت” گفتیم و اومدیم بیرون و نشستیم تو قطار که به شهر شهیدپرور سیدنی برگردیم. جای نشستنمون گرم نشده بود که “مایت” ای میل زد که ما میخوایمت و این حرفا و این حقوق هم میدیم بهت و حرف حسابت چیه ؟؟؟

حالا ما بقی ماجرا رو میذارم تو پست بعدی که جذابتر بشه !

پس تا پست بعدی که امیدوارم همین هفته باشه بدرود.

 

 

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

26 دیدگاه برای “”

  1. hamid 23 tabas گفت:

    __سلااااام_________________$$$$$$$_______________$$____
    ______خوفی ؟؟___________$$$$$$$$$$___________$$$$$___
    ________________________$$$$$$$$$$$________$$$$$$$$__
    _______من آپم_____________$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$___
    __________________________$$$$$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$__
    ____بدو منتظرتم_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___
    ___________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___
    _________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____
    ________________$$$______$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____
    ______________$$$$$$$$_____$$$$$$$$$$$$$$$$$____
    _____________$$$$$$$$$$_____$$$$$$$$_$$$$$_____
    ___________$$$$$$_$$$$$$$$__$$$$$$$___$$$$_____
    __________$$$$$_____$$$$$$$$_$$$$$$____$$$_____
    _________$$$$__________$$$$$$$$$$$$$$___$$$____
    _______ $$$$____________$$$$$$$$$$$$$$___$$$____
    ______$$$_________________$$$$$$$$$$$$____$$$$$$___
    ___$$$$$$___________________$$$$$$$$$$
    آرزومند آرزوهــــاي قشنگت

    لطفا منو با نام تنهايي و بيكسي لينك كن بعد بهم خبر بده با چه نامي لينكت كنم, وقتي اومدي اگه از وبلاگم خوشت اومد لطفا يه راي هم بده كه وبلاگ برتر ماه بشه
    فقط 10 ثانيه وقتت رو بزارو راي بده

    راستی هروقت آپ کردی بهم خبر بده.باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    منتظر حضور سبزت هستم
    موفق باشي


    بشین که بیام !

  2. عمو سجاد گفت:

    بابا نقشه بردار
    بابا ميت
    و….
    مباركت باشه رفيق
    قرار پياده روي هم ميزاريم، دلمونم براتون تنگ شده


    آقا یه ناهار قرار شد به خرج شرکت به ما بدی چی شد پس ؟؟؟
    پرسی 14 دلاره کباب کوبیده بابا ! خودم میدم پولشو ! آبرومونو نبر بابا مایت !

  3. مبارک باشه کارجدید .
    اونوقت باید با خانواده برید اونجا زندگی کنید دیگه؟
    میدونستم با این زبونی که داری بیکار نمیمونی ولی داداش ایرانی بازی در نیار ؛ ساعت اضافه کار نشستی وبلاگ آپ میکنی . اونجام ؟ من فکر کردم فقط ما تو ایران از این کارا میکنیم .
    آقا پایدار و موفق و سالم باشی .


    مرسی مهندس جان. راستش نه با هم دیگه هم میتونیم بیایم اینجا اما فعلا بهتر دیدیم که من بیام اینجا و 10 روز یه بار برم خونه (10 روز به 4 روز مرخصی) هر چند فاصله اینجا تا سیدنی چیزی نیست و 3 ساعت با ماشینه اما نمیشه هر روز رفت و آمد.چون ساعت کار هم اینجا بالاست.

  4. بی نام گفت:

    آقا تبریکات بابت مصاحبات فراوان…
    999تا لایک هم تقدیم به این پاراگراف:
    “دوما حالا که دارم این حرفها رو مینویسم از اون ماجرا رد شدم و اعتماد به نفس از دست رفته ام رو باز پیدا کردم و میتونم از بالا به ماجرا نگاه کنم و قضاوت درست تری داشته باشم. پس زیاد به حرفهای غم آلود قبلی فکر نکنید و ذهنتون رو واسه شنیدن حرفهای جدید و امیدوار کننده آماده کنید. ”


    1000 تا لایک به خودت که یه لایک هم ازت بیشتر داده باشم.

  5. الهام گفت:

    عجب داستاني شد اول راهي. حالا شما كوتاه نيا تا ببينيم اونا چقدر رو ميكنن. در مورد كار هم مبارك باشه. ظاهرا دومين كار خيلي بهتر ميشه.چون به ميزان قابل توجه اي اعتماد به نفس بالا ميره و اين تو روند مصاحبه خيلي تاثير گذاره. سجاد هم تو پست آخرش بهش اشاره كرده. به هر حال اميدوارم كه توي كار جديد موفق باشيد و از اين به بعد طعمهاي شيرين مهاجرت رو مزه مزه كنيد.


    ممنونم . اميدوارم شما هم تو امتحانات موفق باشي. ايشالا شما طعم شيرين مهاجرت رو مزه كني و واسه هممون تعريف كني !

  6. مریم گفت:

    سلام
    خب به سلامتی. گاهی راستی راستی خدا خودش باید بخواد و هر چی هم خودت رو به در و دیوار میزنی کار درست بشه نمیشه !! بابا نمی شه که نمیشه! واقعا ماجرا از چه قرار هست؟ باید تسلیم جبر شد یا تلاش کرد؟ ولی بازم فکر می کنم اگر همون موقع که برای اولین بار با ایشون حرف می زدید بی تفاوت از کنارش رد می شد آیا باز این فرصت وجود داشت؟!!!! کاکو فلسفی شد.
    پول رو حتماً بگیرید تا بفهمند حاج احسان کیه و همیشه به همه، در همه حال به حرمت انسان بودن احترام بذارند

    شاد سربلند و سلامت باشید


    مريم خانم داغونم ! له له !
    حالا بعدا جوابتو ميدم الان با موبايلم.!حاج احسان هم خودتي !

  7. آباجی گفت:

    باااااز هم دوری و اینها… با وجود این همه فاصله و غربت و اینها باز این تنهایی چیه آخه برار جانم. خوب چه فرقی کرد پس؟؟؟
    به هر حال موفق باشی. تند تند از خودت خبر بده. کار جدید مباااااااااااااااااارک.
    حقوق زیاد زیاااااد بگیری. بوووووووس گنده.


    عزیزکم دوری و غربت برای ما دیگه عادت شده و اینجوری قدر همیدیگه رو بیشتر میدونیم. راستشو بخوای نمیدونم این حرفو بگم یا نگم ولی میگم امیدوارم کسی ناراحت نشه.برای ما صرف بودن با همدیگه همیشه اولویت نبوده و هدفمون خوشحال و خوشبخت کردن طرف مقابله. ممکنه این خوش بختی در دوری اتفاق بیفته و ممکنه در نزدیکی به هر حال در رابطه دو نفره ما هر کس به اندازه توان خودش سعی میکنه طرف مقابل رو ساپورت کنه و به نظرم ما در این زمینه کوتاهی نکردیم. من هند که بودم هم کنار هم بودیم هم حقوقم خیلی خوب بود هم هزینه هام یک دهم اینجا بود پس چه کاری بود که پا شم بیام اینجا ! یه چیزایی و یه فاکتورایی هست واسه زندگی ولی مهم اینه که آدم طرف مقابلش براش اولویت باشه.

  8. هادی گفت:

    سلام
    از خواندن این دو تا پست آخر خیلی شوکه شدم. به نظرم نباید سراغ سازمان حقوق بشر و این برنامه ها می رفتی . چون کارشون حل مشکل هست و به سیستم قضایی متصل نیستند. من جای شما بودم حتی ایمیل جوابی نمی زدم و مستقیم از وکیل میخواستم که برنامه رو پیگیری کنه.
    کمی خرج وکیل داره که چون دادگاه حتما به نفع شما رای میده تمام هزینه های وکیل پوشش خواهد یافت. به نظرم ۵ هزار یا ۱۰ هزار دلار خیلی کمه و اگر وکیل خوبی داشته باشی ۲ یا ۳ ماه حقوق و یا حتی تا معادل یک سال هم شاید بشه گرفت. من تجربه ای ندارم ولی از مطالبی که در دوزنامه خوندم تخمین میزنم. به جز غرامتی که به شما میدن ممکنه دولت هم یک چیزی به عنوان Punitive ازشون بگیره.
    به نظرم فوری یک ایمیل بزن که از مبلغ پیشنهادی پشیمون شدم و قضیه رو بصورت قضایی دنبال خواهم کرد و وکیلم بقیه شرایط رو به شما اعلام خواهد کرد.
    باید از خود وکیل بپرسی که تا چقدر میتونی این شرکت رو Sue کنی ولی هر چی بیشتر بگیری دل ما حنک تر میشه (;
    امیدوارم موفق باشی


    ممنون دوست عزیز. واقعا برام جالبه که یکی میگه ولش کن و اصلا تو چرا میخوای این پولو بگیری و یکی میگه این کمه و باید بری شکایت کنی.این نشون میده چقدر ما تنوع نظر داریم ! اما در مورد اینکه چرا کیس رو با اونجا شروع کردم والا تا اونجا که من فهمیدم حتی اگه از اول هم بخوام برم دادگاه خیلی بهتره که یه نامه مبنی بر به نتیجه نرسیدن کیس در اون سازمان ازشون داشته باشم وگرنه دادگاه ممکنه بگه چرا از اونجا شروع نکردی. اما در مورد وکیل والا باید بگم من تجربه اش رو ندارم. فکر میکنم هزینه ها خیلی بالا باشه و به رسیکش نیرزه. اما به هر حال من خیلی هم از اون داستان ناراحت نشدم واسه خودم. بیشتر ناراحت طرز فکر یارو بودم و فکر میکنم اگه دادگاه برم یا چیزی مثل این طرز فکرش عوض نمیشه.

  9. محمد گفت:

    تبریک بابت کاری که دوست داری و امیدوارم توش موفق باشی و البته به امید کارهای خیلی بهتر و با حقوق بالاتر. خلاصه هرآنچه که واسه خودت بهتره و خوشت میاد.
    بعدش اینکه بهشون بگو علاوه بر مبالغی که خواستب باید 50.000 تا به یه حساب خاص ریخته باشه تا بعداً خرج مبارزه با نژادپرستی بشه. شماره حساب رو بهت می دم. خوبه؟


    آقا بده ماره حساب رو فقط رمز اینترنت بانکش رو هم بده که من هی چک کنم ببینم پول رو ریختن یا نه !!!

  10. مارتین گفت:

    منظور شما این بود که دیگه چیزی ننویسم؟


    من دقیقا چی گفتم که همچه برداشتی کردی ؟؟؟؟؟؟؟

  11. فیلسوف گفت:

    اولا تبریک فراوان بخاطر کار دوما درمورد اون قضیه اصلا از حرفت کوتاه نیا تازه به نظر من ۵۰۰۰ دلار هم کم گفتی‌، اگه نسبی‌ حساب کنی‌ ۵۰۰۰ دلار برای یک استرالیایی ارزشش معادل ۵۰۰ هزار تومن برای یک ایرانیه، یارو با این توهینش نه تنها شما بلکه کّل ایرانیها و کشور مارو به سخره گرفته اون‌وقت میخوان با ۱۰۰ هزارتومن سر و ته قضیه رو هم بیارن؟ بنظر من شکایت رو ادامه بده، نه برای پولش که همونطور که گفتم اگه آزی باشه بعید میدونم چیزی ازش دربیاد، فقط برای اینکه رسیدگی به شکایت خیلی‌ طول میکشه (و در اکثر مورد هم به جایی‌ نمیرسه) و در این مدت طولانی‌ طرف تو استرس باقی‌ می‌مونه و ضمنا تو سابقه‌ش هم درج میشه – موفق باشی‌


    مرسی از نظرت. من هم فکر میکنم باید همین کار رو بکنم. الیته من 5000 تا رو از روی این گفتم که حساب کردم وراندرمانی ساعتی چنده و مثلا چند جلسه باید برم که چقدر پولش میشه که اگه فردا روز کار به دادگاه رسید یه دلیل منطقی داشته باشم.چون توی برگه اولیه شکایت هم نوشته بودم که من ضربه روحی خوردم و باید برم دکتر و پولشو این یارو باید بده. خلاصه مشکلات یکی دو تا نیست ! ولی من هم فقط بابت استرسی که یارو کشیده(اگه کشیده باشه) دلم خنک شد وگرنه به قول شما 1000 تا 5000 تا اینجا رقمی به حساب نمیاد !

  12. روشنک گفت:

    سلام
    برای موفقیتتون خیلی خوشحال شدم.


    سلام. ممنونم. حالا موفقيتم چي بوده ؟

  13. الهام گفت:

    میگم اگه همچی قانونی تو اینجا بود (ایران خودمون) چه قیامتی برپا میشد. اصلا یه سری شغلشون همین میشد که هی برن شکایت کنن.


    اتفاقا مشابه این قانون ایران هم هست. یه زمانی بیمه بیکاری رو سرشو شل گرفتن یهو ما به خودمون اومدیم دیدیم 80 درصد کارگاه ما استعفا دادن نشستن خونه دارن بیمه بیکاری میگیرن. انقدر گند ماجرا در اومد که بیمه بعد از چند ماه گفت باید یه عده بیارن پولایی که گرفتن رو پس بدن. خلاصه داستانیه.

  14. روشنک گفت:

    اثبات خودتون به کارفرما و گرفتن کار مورد نظرتون و از همه مهمتر برخورد مناسب با اهانتی که بهتون شده.


    ممنونم. البته در این کار جدید هم هزار یک مشکل پیش پامه که امیدوارم به مرور زمان بتونم بنویسم تا شاید به درد کسی بخوره و درد خودم هم کمتر بشه.

  15. آ-شکار گفت:

    اقای النگ دولنگی حالا فک کردی حالا خیلی شاهکار کردی الان قهرمان ملی شدی از جهان سوم که تو سرت میزدن راهت دادن یه جایی که برات ارزش قائل هستند یه چیزی دادن دستت ظرفیتش رو داشته باش دارن اب و دون بهت میدن پناه بهت دادن براشون شاخ و شانه هم میکشی؟ تو شهر خودت اصلا جرعت نداشتی سرت را هم بالا بیاری حالا از ازادی سو استفاده میکنی برای خود اینها پارس میکنی همین شما ها هستید که چهره مهاجرین رو خراب کردی /بی ظرفیتی فقط همین


    انیشتین گفته دو چیز انتها نداره. اولیش که به تو ربطی نداره ولی دومیش حماقته.ما چون سرمون رو بالا آوردیم تو کشور خودمون مجبور شدیم ترک وطن کنیم.اگه مثل امثال تو حاضر بودیم تا گردن تو کثافت فرو بریم وضع و روزمون این نبود. حالا زیاد حوصله تایپ کردن واسه امثال تو رو ندارم.فقط یه نصیحت بلاگی بهت میکنم اونم اینه که سعی نکن توی کامنت ها آگاهانه نویسنده بلاگ رو بر انگیخته کنی چون در نهایت اون برنده میشه تو این جر و بحث ها.دلیلشم خودت میدونی.

  16. مریم گفت:

    سلام
    خطاب به دوست بالایی. کاسه مغز آدمها هر کدوم یک ظرفیت داره، اگر دنبال رشدی باید مرزها رو شکست، تو هیچ جای دنیا هیچ کس حق نداره بی احترامی به کسی کنه. اگر کسی از حقش دفاع کنه آیا به معنای خراب کردن چهره کسی هست؟ در دنیای آزاد همه آزادند که مدافع حق و حقوقشان باشند، دوست عزیز. پس حرمت ها رو حفظ کنید و اول فکر کنیم و بعد سنجیده حرفی رو بزنیم. آیا من حق ندارم در سرزمین دیگری جز ایران مدافع حقم باشم؟؟؟؟؟

    بارانی باش


    مريم خانم زياد پي اين دوستمونو نگير از اينا زيادن. من اگه يه درصد فكر ميكردم واقعا نظرش اينه جواب كامل ميدادم بهش. اين فقط يه چيزي ميگه ببينه بقيه چي ميگن.

  17. هادی گفت:

    به نظرم این حق شماست و اگر کوتاه بیای اشتباه کردی. مطمین باش تا آخر عمر که در استرالیا زندگی میکنی خیلی موارد تبعیض خواهی دید. که البته منطقی هست در هر مملکتی وجود داره. منظور من اینه که شاید هیچ وقت دیگه مثل این بار مدرکی به این محکمی نداشته باشی که طرف هم ایمیل زده و هم عذر خواهی کرده که نشون میده ایمیل قبلی واقعی بوده و جعلی نبوده.
    سازمان های بین المللی مثل حقوق بشر برای این موارد نیست و برای ژست اومدن اون سازمان در کشور استرالیا هست و دیپلماسی و این حرفا و در کشور استرالیا هیچ قدرت اجرایی نداره. فقط می تونند بگن کار بدی کرده این برادر و از دل شما در بیاره. اونم اگر حال کنه یه پولی میده که شما رو بیخیال کنه یا نمیده.نامه اون سازمان و یا اینکه نشون بدی از اون راه به نتیجه رسیدی یا نه هم برای دادگاه اصلا مهم نیست.
    در حالی که مملکت قانون داره و ما متاسفانه به خاطر شرایط بد ایران از حقوق خدمون خبر نداریم و همیشه حق رو به طرف مقابل(خارجی) میدیم. چرا نباید طبق قانون با موضوع برخورد کنیم ؟ اگر این اتفاق برای یک آزی افتاده بود فکر میکنی چی کار میکرد؟ الان چرا باید کوتاه بیای در صورتی که حقوق مساوی رو به شما قول داده اند؟
    فرق این موضوع این است که وکیل میدونه شما چه مقدار می تونی غرامت بگیری و این شرکت دیگه نمیتونه شونه خالی کنه بگه نمیدم. اگر جور دیگه هم بتونه حال شرکت رو میگیره ( مثلا استخدام چند نیروی مهاجر تازه در این شرکت) این بابا هم حتما از کار بی کار میشه و تا آخر عمر این یادش میمونه.
    هر هزینه ای بکنی هم بهت پس داده میشه و حتی خیلی وکیل ها یک درصدی از غرامت رو میگیرن و تا مرحله آخر از شما پولی نمیگیرن. حتما پیش یک وکیل برو. پشیمون نمیشی.


    ممنون که به فکری. راستش من اگه یارو واقعا با پول نگرفتن و بی خیال شدن من دیدگاهش عوض بشه من حاضرم کلا بی خیال ماجرا بشم. حالا اگه تونستم وکیل درست و درمون پیدا کنم حتما یه سری بهش میزنم.

  18. leila گفت:

    خطاب به آقای ا شکار

    نمی‌خوام قضاوتت کنم ولی‌ کاملا معلومه که با چه بدبختی و فلاکتی اومدی …

    (ادامه دارد – ولی حذف کردم !)


    عزیزم میشه خواهش کنم جواب به این جور آدمها ندین. مرسی.

  19. اورایاد گفت:

    آقا خوش باشی


    چاکریم پهلوون !

  20. فیلسوف گفت:

    برادر! امروز داشتم اخبار می‌خوندم این خبر رو دیدم

    http://au.news.yahoo.com/nsw/latest/a/-/latest/13439685/nsw-council-wins-fatal-dog-attack-appeal

    چون قضیه شکایت کشی‌ بود یاد تو افتادم! خبر اینه که ساله ۲۰۰۶ (یعنی‌ ۶ سال پیش) چنتا سگ به بچه یه خانواده حمله کردن و بدجور مصدومش کردن، اون خانواده‌ از شورای محلی شکایت کردن و رسیدگی به این قضیه ۶ سال!!! طول کشیده و در نهایت با اینکه در ابتدا شورای محلی مقصر شناخته شده، دادگاه رای به برائتشون داده و در آخر هم گفته که خانواده این بچه باید هزینه دادگاه رو هم بپردازن! فکر کن ! ۶ سال برای رسیدگی به یه پرونده…من که روزی نیست اخبار این کشور (نا) پیشرفته ی (الکی‌) مردم مدار رو نخونم و حس قورباغه و فولکسواگن بهم دست نده!!!

    خلاصه مواظب باش یهو سر اون قضیه بدهکار نشی‌! خودتو هم درگیر وکیل بازی و اینکارا نکن که یکهو میبینی بدجور کلاهی سرت گذاشتن و کلی به همون وکیله بدهکاری! وکیل ها از همه دزد ترن همون اول کار کلی فرم ریز ودرشت میده امضا کنی که تا اخر عمر مدیونش میمونی


    راستش من خودم هم خیلی راغب به داستان دادگاه و اینا نیستم نه به خاطر مسایل مالیش بلکه به خاطر اینکه جامعه مهندسی در هر جای دنیا در یه رشته خاص جامعه کوچیکیه و اگه این قضیه خیلی بیخ پیدا کنه برام در آینده واسه شغلهای بعدی یا حتی همین جا که الان هستم دردسر ساز میشه. اما به هر حال باید دید که اوضاع چه جوری پیش خواهد رفت. مرسی.

  21. احمد گفت:

    آورین آورین ،دیدید احسان چگونه استکبار را به غلط کردن واداشت.
    این برای مزاح بود ولی جدی جدی کار جدیدت مبارک


    ممنونم. سعی کردم مشت محکمی باشم بر دهان استکبار جهانی و سیلی محکمی به آمریکا و هم پالگی های آنگلوساکسونش بزنم !!!

  22. بهار گفت:

    همکار جان روسفیدمون کردی. امیدوارم همیشه مثل الان موفق باشی. حقوقت هم هر روز بیشتر بشه از اون مهم تر ارزش اجتماعیت هم هر روز بره بالاتر. جواب خیلی ها سکوته . پس دیگه بحثی نیست.


    همکار جان بیا که کار فراوون شده. البته برای آقاتون میگم واسه شما من خبر ندارم. چون کارهای ما خشن و مردونه بوده تا حالا ! به درد همکارای خانم نمیخوره.
    ولی خدایی استانداردهای اینا تو همه چی از ما پایین تره الا از شانس ما تو نقشه ورداری !

  23. leila گفت:

    alanegi baba update kon blog o dige!

  24. بابی گفت:

    داستان واقعی ات خیلی منو تحت تاثیر قرار داد. یه جور تلنگوری بود به ما که از انجا یه بهشت واسه خودمون ساختیم. ممنون که این موضوع رو مطرح کردی. و امیدوارم که موفق باشی. (در ضمن لینک وبلاگتو به لینکهام اضافه کردم)


    بله بابی جان.اینجا خیلی خوب و قشنگه اما این نباید باعث بشه چشمامونو روی حقایق ببندیم. اینجا هر چقدر هم خوب باشه الدورادو نیست. خدا کمک کنه یه چند وقت دیگه یه پست بذارم که گریه همتون در آد ! بابت لینک ممنون. من هم اضافه کردم.

  25. احسان جان سلام
    اول اینکه من 4 هفته نبودم کل شهر که هیچی کشور رو به هم ریختی
    دوم اینکه کار دوم مبارک، کی ببینیمت شیرینی اش رو بدم بهت 🙂
    سوم اینکه در مورد تبعیض و مسائل پیش اومده دست فرمون نمی دم چون خودت اوستایی، فقط اینو می دونم که وقتی به جایی شکایت می کنی – حالا هر جا – و به حرفت گوش و یا ترتیب اثر داده می شه، احساس خوبی به آدم دست می ده
    شاد باشی و به امید دیدار


    احساس خوبی که از شنیدن حرفم ایجاد شد و احساس ترسی که از دیدن شکایتم در اون یارو ایجاد شد رو مدتها بود تجربه نکرده بودم. اینکه هستند کسایی که کمک کنن حقت رو از زیر پا در بیاری بیرون و بتکونیش و بزنی تو صورت همونی که لهش کرده. به تجربش میارزید. ممنونم و به امید دیدار در اسرع وقت !

  26. سید رضا گفت:

    سلام در ادامه داستانت، این رو حتما ببین. می خوام بگیری حال این استعمارگرای پررو ها…

    http://www.humanrights.gov.au/antiracism/

    http://www.inside-australia.com/national-anti-racism-strategy/


    سید جان اتفاقا من پروندم در همون سازمان ملعون در حال چرخ خوردنه !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!