محله های سیدنی(هرنزبی)

سلام به دوستان خوبم. هر چند قصد داشتم وقتی اینجوری با فاصله های زیاد آپ میکنم مطالب عمیق تری بنویسم اما این بار به دلیل قراری که با دوست خوبم عمو سجاد (حسابدار اوزی)  گذاشتیم میخوایم با پررویی تمام(این مورد رو خودمو میگما) دو ماه پامون نرسیده به سیدنی در مورد محله های سیدنی و مزایا و معایبش بنویسیم. کاری که چندین بار از دوستان قلم به دست سیدنیایی خواستیم اما به دعوت ما لبیک نگفتن و حالا میخوایم از خودمون شروع کنیم بلکه گوشه چشمی به ما کنند و هر کس از تجربیات خودش بنویسه و بشه یه آرشیو خوبی از محله های سیدنی به دست آورد. مرسی از سجاد و مرسی از همتون که با خوندن این حرفهای من اشک تو چشاتون حلقه زده و نمیتونین جلوی وجدانتونو که داره وول میخوره بگیرین ! در این پست اول راجع به هرنزبی میعاد گاه عاشقان وطن  مینویسم.(با عرض شرمندگی از قدیمیهای هرنزبی و وایتارا و حومه !)  

کلمات کلیدی :

Hornsby , Waitara , Westfield , North Shore , Neutral Bay , Cremorne , Mosman , Manly

1 – هرنزبی :

        

(ایستگاه قطار هرنزبی محل تقاطع دو خط اصلی شمال سیدنی)

مزایای هرنزبی :

هرنزبی شهری در شمال سیدنی به فاصله حدودا سی کیلومتریه که میعادگاه ایرانیان خوب و دوست داشتنی ساکن سیدنیه.شایعاتی هست مبنی بر اینکه حداقل 7000 هزار نفر ایرانی در هرنزبی ساکن هستند و این در مقایسه با جمعیت سیدنی یعنی خیل عظیمی از ساکنان این منطقه ایرانی هستند. هرنزبی (بعد از پاراماتا) دومین موطن پرجمعیت ساکنان سیدنیه که به دلیل شرایط خاصی که داره تبدیل شده به یکی از محله های محبوب سیدنی برای مهاجرین ایرانی.(برعکس پاراماتا که از محبوبیتش روز به روز کاسته میشه !)

 اول قطار )  وجود ایستگاه بزرگ قطار و مترو در این منطقه باعث شده که مسافران شهر بتونن از هر مسیری که دوست داشتند حداکثر با صرف نیم ساعت خودشونو به شهر برسونن و از اون جا هم به دلیل سیستم حمل و نقل متصل سیدنی به هر جای شهر که خواستن در کوتاهترین زمان ممکن دسترسی داشته باشن. وجود دسترسی به ترن (مخصوصا برای مهاجرین جدید) از مهمترین امتیازهای هرنزبیه.

دوم مراکز خرید ) قبلش باید بگم که مراکز خرید در سیدنی بسیار متنوع و زیادند و مثلا اینجوری نیست که یه هایپر مارکت باشه این ور تهران یارو از مینی سیتی بلند شه بیاد 4 ساعت تو راه که خیار شور و شلوار بنتون رو همزمان از یه مرکز خرید بخره ! تقریبا هر جای سیدنی که پا بذارین مراکز خرید بزرگی وجود داره که تمام کالاهای مورد نیاز بشر رو از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در مدلهای مختلف فراهم میکنه و کوچیکترینشون 3 برابر هایپر استاره ! یکی از این شرکتها که اینجور مراکز رو به صورت زنجیره ای ایجاد و نگهداری میکنن اسمش هست “وست فیلد” و یکی از بزرگترین وست فیلدهای سیدنی (جزو 5 تای اول) توی همین هرنزبی خودمون واقع شده ! حالا فک کن چی جذاب تر از یه مرکز خرید به این بزرگی واسه یه خانوم ایرانی ! اینه که تا میرسن به هرنزبی واسه دیدن دوستای قدیمیشون خانومه با یه محبتی که باعث شده چشاش برق بزنه  به شوهره میگه : حمید ! بیا همینجا بمونیم !(حالا حمید نه ! احسان ! منظورم تو نبودی ها حمید !) بعد شوهره فک میکنه این برق عشقه تو چشای زنش و میگه باشه عزیزم ! هر چی تو بخوای ! البته بعدها میفهمه که اون برق برق وست فیلد بوده نه عشق !

سوم وایتارا ) یکی از محله های هرنزبی هست به اسم وایتارا که پره از ساختمونهای جدید و نوسازه و بر عکس بیشتر سابربهای سیدنی پر از برجهای بلند مسکونیه که همه جور امکاناته مدرنی توش پیدا میشه ! از استخر و سونا و جکوزی بگیر تا ایر کاندیشن و خدمات 24 ساعته و کلی مسایل دیگه.از طرفی ما نکه عادت کردیم تو ایران واسه اجاره خونه که میریم اول نگاه میکنیم که درب ریموت کنترل و آیفون تصویری و لامپ هالوژن داشته باشه بعد به محله و نزدیکیش به محل کار و اینا توجه میکنیم (!) اینه که تا برجهای تر و تمیز و مرتب با همه اون امکاناتی که گفتم رو میبینیم (و با جاهای دیگه سیدنی مقایسه میکنیم که از این خبرها نیس !) سریعا عنان از کف میدیم و شترمون همونجا میشینه و یه زندگی خوب به سبک ایرانی رو در هرنزبی شروع میکنیم ! 

چهارم جامعه چند فرهنگی ) اصولا تحقیقات نشون داده که بهترین جا برای مهاجران تازه وارد سابربهای شمال سیدنی(نورث شور) هستند و اینو من چند جا خوندم. از اون جهته که خیلی از مهاجرای نسبتا سطح بالا (نه پناهجویان و درب و داغونا) خودشون به این جمع بندی میرسن که برن مثلا هرنزبی زندگی کنن.چون جمیع امکانات راحتی اونجا جمعه و اینه که بافت جمعیتی هرنزبی عمدتا مهاجرن و این باعث خونگرم شدن آدمها تو فضای عمومی شده.اکثر این مهاجرا هم مهاجرای باحال مثل ایرانی یا آمریکای جنوبی هستن(البته من روس ، چینی ، هندی و ایتالیایی هم زیاد دیدم).همین مساله باعث جذب آدمهای جدید هم میشه و این تفاوت رفتار رو وقتی بیشتر متوجه میشی که مثلا مثل من یکماه اونجا زندگی کنی و بعد بری یه جایی که همه اوزیه خالص دماغ سربالا باشن و اونوقت میفهمی که تو یه بافت مولتی کالچرال احساس راحتیه بیشتری داری.

پنجم ایرانی های قدیمی و دوست داشتنی ) این عامل شاید عامل خیلی مهمی باشه و درصد زیادی از ایرانی های اونجا به همین دلیل به اونجا کشیده شدن.مثلا وجود دوستان وبلاگ نویس قدیمی توی اون منطقه که چند سال پیش تنها راه ارتباط ما با دنیای جدید بودن و تعریفهاشون و ارتباطاتشون توی اون محله باعث شده ایرانی های بیشتری به اونجا جذب بشن.مثلا 4 سال پیش از هرکی میپرسیدی هتل خوب و ارزون کجا سراغ داری آدرس هرنزبی رو بهت میداد ! بعد طرف فکر میکرد یه سیدنیه و یه هرنزبی اما نمیدونست که خوب بابا اون بنده خدا هم دور و بر خودش رو خبر داره ! قرار نیست کل سیدنی رو واسه خاطر تو زیر پا بذاره که !

ششم قیمتهای مناسب ) یکی از ویژگیهای بارز استرالیا اینه که مثلا شما یه جنسو از یه مغازه میخری 10 دلار میری مغازه بغلی میگه 12 دلار ! هیچ دلیل موجهی هم نداره ! سازمان تعزیرات حکومتی هم ندارن ! اینه که یه جنسو در 4 محله مختلف با 6 تا قیمت مختلف پیدا میکنی و کسی هم نمیپرسه چرا ! میگه دوس نداری نخر ! (اما هیچ گرونی و ارزونی هم بی علت نیست.مثلا یکی از علتهاش همین تفاوت قیمت ملک در جاهای مختلفه) فلدا یارو که یه کیلو هلو رو تو سیتی میده 4 دلار بری هرنزبی میبینی میده 2 دلار و در مورد بقیه خدمات هم وضع همینه و به همین علت برای ما مهاجرایی که تازه میخوایم وارد استرالیا شیم با ضریب تبدیل 14000 برابر نسبت به پول ملیمون به صرفه تره که یه جای ارزونتر برای زندگی پیدا کنیم ! حالا نه اینکه هرنزبی همه چی ارزون باشه ولی مطمئنم 5 سال پیش خیلی با الان فرق میکرده !

(وست فیلد در یک نگاه.این فقط دمشه ها اصلش مونده حالا خیلی بزرگتر از این حرفاست)

معایب هرنزبی :

اول فاصله ) اولین عیب هرنزبی همونجور که حدس میزنین فاصله اش با شهره. البته این دوری برای بعضی ها مزیت تلقی میشه ! مخصوصا وقتی کارت همون دور و بر باشه و مجبور نباشی هر روز بری شهر و بیای و اینجوری یه جورایی به یه آرامشی دست پیدا میکنی که فقط در ایران دور از جون شما موقع مرگ نصیب آدم میشه ! خیابونای خلوت آروم. سرسبز.و البته ساعت 6 عصر همه کرکره ها پایین (به جز چند تا فروشگاه در وستفیلد) و همه دنبال زندگی خودشون. خبری از نایت لایف و سایر مقولات بی ناموسیه دیگه نیست !

دوم وفور هموطن ) ببین اینو که میخوام بگم شاید بعضی ها خوششون نیاد.پس بذار یه جور دیگه به مساله نگاه کنیم ! ببینید یکی از لذتهای وصف ناشدنی زندگی در خارج از ایران(حالا هر جا که باشه) اینه که هر چی دلت خواست میگی و هر چی دلت خواست میپوشی و هر نوع حرف بی ناموسی و فحش و فضیحت که خوراک ما آدمهای بی ادبه در صحبتهای روز مره ات با دوستان یا خانواده به کار میبری و هیچکس هم نمیفهمه چی داری میگی و چی میگفتی ! این عادت زشت در گذشته گاهی همراه من میموندو مثلا تو فرودگاه ایران بعد از برگشتن به همون راحتی به صحبتهای زشت خودم ادامه میدادم و یهو میدیدم همه رهگذر ها دارن چپ چپ نگام میکنن ! نه اینکه کسی بخواد حرفتو گوش بده ولی همبنجوری ناخود آگاه آدم میشنوه دیگه ! حالا قضیه هرنزبی هم همینه ! یعنی مثلا میری مرکز خرید یا تو خیابون یا هرجا قضیه همونه که گفتم ! حالا آدمهای با ادبی مثل شما مشکل ندارن که ! من که آدم مشکل دار و بی تربیتی هستم یه کم معذبم اینجوری !

سوم ایرانی بازی ) ببینید زندگی در هرنزبی مثل زندگی توی یه مجتمع آپارتمانی خیلی بزرگ در ایران میمونه و مثل همون جا همه آدمها زیر و بم زندگی همو میدونن. هر وقت سه نفر ایرانی با هم نشستن یه جا بدونین دارن راجع به خصلت های بد اوزی ها حرف میزنن و به محض اینکه یه نفر از اونا جدا بشه و بره اون دو نفر باقیمونده دارن راجع به کارا و حرفای اون نفر سوم حرف میزنن !

چهارم عدم احساس بودن در سیدنی ) شما وقتی در هرنزبی یا وایتارا و حومه زندگی میکنید ، هیچ نیازی به رفتن به شهر و رد شدن از روی ضریح مقدس هاربر بریج و سلام کردن هر روز به بارگاه ملکوتی اپرا هاوس ندارید.طبیعتا هم وقتی کارتون در همون حوالی هرنزبی یا نورثرن شور باشه تا ماهها نیازی به شهر رفتن پیدا نمیکنید و اصولا بودن شما در هرنزبی یا شیکاگو یا مسجد سلیمان یکی میشه ! یعنی یه زندگی آروم به دور از حاشیه و ترافیک و گرفتاریهای زندگیه شهری رو تجربه خواهید کرد.پس الزام آمدن به استرالیا چی بود ؟ این مساله برای کسایی که عشق اوزستان و فرهنگ غنی و اصیل اوزی دارن کمی مساله سازه.یعنی زندگی کردن شما در هرنزبی با زندگی کردن شما در مثلا دابو یا واگا واگا فرقی نخواهد داشت ! پس فایده این همه هزینه زیاد برای موندن تو سیدنی چیه. حقوق پایینتر و هزینه بالاتر ! فقط واسه اینکه بگیم ما سیدنی هستیم و هر وقت بخوایم بعد از 30 دقیقه میریم مرکز شهر. مرکز شهری که خیلی از دوستان هرنزبی نشینم بعد از 6 ماه اقامت در هرنزبی هنوز نرفتن !

حالا همه این حرفها رو زدم که بگم هرنزبی محله خوبیه. اتفاقا من به خاطر نکات مثبتی که گفتم اصرار داشتم که بمونیم هرنزبی و عیال به خاطر نکات منفی که گفتم میگفت نمونیم.آخه ما یک ماه اول اونجا بودیم و البته مثل همیشه نظر عیال محترم تر بود و ما ساکن سابربهای شمال سیدنی شدیم که عمو سجاد قراره در موردش بنویسه.فقط به عنوان مقدمه بگم که سابربهای شمال و شمال شرق سیدنی یعنی : نوترال بی ، کرمورن ، موسمان و منلی رو به قلم عمو سجاد بخونید و هر کدوم جا افتاده بود من خودم یه پست جداگانه میزارم.

بنگاهیای سیدنی اولین بار توسط مهاجرین ایرانی با مفهوم خونه نوساز آشنا شدن-خونه های نوساز وایتارا که در برابر بیغوله های سیدنی مثل کاخ گلستان میمونه)

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

15 دیدگاه برای “محله های سیدنی(هرنزبی)”

  1. negar گفت:

    ܓܨ شما به وبلاگ من دعوتی دوست عزیزمܓܨ

    ☆★❀✿☆★❀✿☆★❀✿☆★❀✿


    فدات شم !

  2. دم وست فیلد ما از دمب مال شما خعلی بزرگتره….چیه این مرکز خرید دم باریکتون؟هان؟ جدی جدی مال لندن خوشکلتر و بسیار عظیمه…ایشالا که حسودیت میشه


    به حول و قوه الهی حسودیم شد ! من تو همین فکثنیش هم گم میشم ! حالا ماله لندن باشه که دیگه بدتر ! این مال گردی ها ماله خانوماست مادموزل ! شما دیگه چرا !
    بعدشم معلومه لندن باید از این بزرگتر باشه ! بالاخره اونا بابابزرگ اینان دیگه ! البته بزرگترین وست فیلد ما توی سیتیه که خیلی هم بزرگه ! حالا من نمیگم که تو هم حسودیت بشه !

  3. مریم گفت:

    سلام آقا احسان

    دست و پنجه ات درد نکنه ، خوب بود مخصوصا بارگاه اپرا هاؤس عالی بود. خوب بهر حال هر جا که باشیم یک نقاط ضعف داره و یه نقاط مثبت. ولی دونستن بهتر از ندونستنه
    شاد باشی و موفق


    خواهش میکنم ! حالا بعدا موقع خونه گرفتن و دنباله خونه گشتن بیشتر علت این کارو که ما شروع کردیم متوجه میشین !

  4. الهام گفت:

    بابا شما با این فامیل ما خوب خدمت رسانی می کنیدها. کاشکی ما هم میشد میومدیم پیش شما..


    خوب بیاید دیگه ! تازه اینجا واسه رشته شما از ملبورن بیتره ! برق بودی ؟

  5. بهار گفت:

    واقعا این رسالت رو خوب به جا می یارینا! اگه من میرفتم ملبورن منم این رسالتو بجا می آوردم ولی حیف که نمی رم!! الان جایی که هستین رو چرا ننوشتی؟ اینکه از شهر 30 کیلومتر دور باشی به نظرم شبیه اینه که تو یه شهر دیگه باشی!! می شه اونجا یه کار مثلا تو رشته خودمون پیدا کرد یا اینکه مرکز کاری تو همون سیدنیه؟ این عکسارو خودت گرفتی؟ خیییییییییلی قشنگ بودن! دلم خواست!


    حالا تو همون پرت که میری همین رسالت رو به انجام برسون !!!
    جایی که الان هستیم رو مینویسم حتما ! مخصوصا که بالاشهر نشستیم واسه افه اومدن هم شده مینویسم ! منتها چون مقصد خیلی ها هرنزبیه گفتم از اونجا شروع کنم ! اتفاقا جالبیه ماجرا اینه که حالا که ما اومدیم نزدیکه سیتی کار من توی هرنزبیه و هر روز باید ژا شم 1 ساعت تو راه باشم تا برم هرنزبی ! این که کار کجا ژیدا کنی بستگی به شانست داره ! واسه همین بهتره تا قبل از کار پیدا کردن ثابت نشی یه جا ! عکسها رو دزدیدم ! خدا قسمت میکنه ایشالا !

  6. علیرضا گفت:

    بابا “وست فیلد” باز. بابا “هورنز بی” نشین. بابا “اطلاع رسانی” درجه یک. بابا مایه دار خرید “عمده”،
    از این بالا مث که این ناقلاها، پارکینگ این مجموعه رو روی “سقف” فروشگاه بردن؟
    حالا چرا “وست”؟ مگه اونجا “شرق ترین” نیست، این همه ادعاتون میشه که خورشید هر روز اولین بار به ما سلام میکنه و ما از همه تو دنیا زودتر پامیشیم و … پس چرا “وست”؟
    بعد که خوندم دیدم توی سیدنی، “وسترن سابرب” بوده و باز شده در سال 1959.
    یادت باشه یک پست هم به من قول دادی در بدو ورود استاد کنی …
    ممنون از اطلاع رسانی و عکسهای قشنگت.
    نفس بکش.


    ببین یکی از مشکلات عمده سیدنی نبود مغازه دریانی و اصولا بقالی در این شهره و هر چی بخوای مجبوری بری کلز و وولورث و اینا که توی این وست فیلد و اینا هستن و به هر حال ژات به اونجا واز میشه ! در مورد وست فیلد ظاهرا اصل ماجراش مربوط به آمریکاست و اینا شعباتش در اینجاست ! فک کنم !
    وسترن سابرب خوب منظورش غرب سیدنیه دیگه ! عبدل آباد هم یه غرب داره یه شرق ! دلیل نمیشه که عزیز من !
    چی بود قولم !یه بار دیگه یاد آوری کن ؟
    خواهش میکنم ! چاکریم !

  7. عمو سجاد گفت:

    احسان جان من الان احساس میکنم یه بار سنگینی رو دوشم افتاده. آخه ما که انقدر قلمی نداریم حالا گفتی به قلم عمو سجاد مردم فکر میکنن چه قلمی داریم (شکسته نفسی کردما!)
    حالا از اینا گذشته به نظرم از هرنزبی تا مرکز شهر با احتساب تا ایستگاه رفتن و منتظر شدن و … حدود 1 ساعته. من اولا فکر میکردم نیم ساعته بعد که یه اینترویو رو از دست دادم فهمیدم 1 ساعته.


    آقا شکسته بندی میکنی !
    آره درستش همون یه ساعته ! یعنی بری ایستگاه بلیط بخری صبر کنی قطار بیاد و برسی و از ایستگاه در بیای حدودا بدون وقت تلف کردن 50 دقیقه میشه ! حالا 10 دقیقه هم گیج بزنم که واسه من طبیعیه میشه همون یه ساعت ! حالا اینترویو چی بود ! من یه اینترویو رفتم تو میلسون پوینت اون اوایل ورودم به سیدنی ساعت 11 قرار بود برسم من 9:30 اونجا بودم ! یارو خودش هنوز نیومده بود سر کار ! انقدر خیابونا رو گز کرذم تا بشه 11 برم تو ! یاد بگیر !

  8. علیرضا گفت:

    اول اینکه این “وست فیلد” کلاً نطفه اش هم ماله خود استرالیاست و نه آمریکا. http://en.wikipedia.org/wiki/Westfield_Group
    دوم اینکه خوب من که خودم جواب خودمو دادم، “وسترن سابرب” بوده اول که اسمشو “وست فیلد” گذاشتن دیگه … لا اله الا …
    گفتی عزیز من، یاد مرحوم خسرو عزیز افتادم … تو فیلم “مزاحم” امین حیایی جلوی خود خسرو اداشو درآورد و (با صدای بم و تو دماغی و خسته خسرو شکیبایی) گفت: “تو که ادا نداری، عزیز من!” … یادش بخیر باشه …
    قولت هم پست “فرهنگ رانندگی در سیدنی، شباهت ها و تفاوتها” بود :دی
    بـــــزرگی


    بابا تو که آمارت از ما به روز تره دیگه ! میخوای ما رو ضایع کنی ! عزیز من !
    پست رانندگی رو حتما میزنم.اصلا پست بعدی راجع به رانندگی تصویب شده.با توجه به اینکه دو هفته دیگه هم امتحان شهری دارم تو حال و هوای رانندگی ام !

  9. محمد گفت:

    احسان عزیز وبلاگ قشنگی داری. مطالبش هم خوبه. از ظاهرش خیلی خوشم اومد. امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی.


    خواهش میکنم. قابل شما رو نداره.ولی مثکه از ظاهرش بیشتر از باطنش خوشت اومده ها !

  10. علی گفت:

    خیلی عالی بود احسان. البته همیشه جای نوشتن در مورد محله ها هست. مطالبت کامل وجامع بود. از سیتی کانسیل هم کمک بگیر. اینجا که خوب کمک می کنن واطلاعات می دن.


    ممنونم. البته سیتی کانسیل میگه همه چیه ما خوبه ! نکته منفی نداریم اصلا ! ولی اگه همت کنم به اونا هم سر بزنم فکر کنم رویکردم بهتر بشه. حالا هیچکی هم این دعوت ما رو اجابت نمیکنه ! خودمم و خودت ! ابته ما همت شما رو نداریم ولی سعی میکنم نهضت رو ادامه بدم ! حالا وسطاش شاید یه چند تا پست زیر آبی هم رفتم ! آخه زیاد از این پست استقبال نشد !

  11. بهار گفت:

    اگه خدا و فلك و آفيسر و سفارت استراليا و سازمان هواپيمايي و كارگر باربري قسمت كنن ما دوست داريم بريم بريزبين پسسسسس ديگگگگگگگه به ممممن نگگگگگو پپپپپپرتي!


    پرتی !

  12. محمد گفت:

    نه اتفاقاً از باطنش هم خیلی خوشم اومد. اما وبلاگ های زیادی هستند که ظاهرشون معمولیه و باطن بسیار خوبی دارند، اما ویلاگت به نظر من هر دو تو را باهم داره.


    آنچه خوبان همه دارن من تنها دارم ! قربونت !

  13. بی نام گفت:

    پست خوبی بود…
    مرسی…


    خواهش میکنم !

  14. احسان جان کار خوبی رو شروع کردی امیدوارم ادامه بدی
    راستی وستفیلد هزنزبی ظاهرا اولین در نیمکره جنوبی است با 40 سال سابقه


    چاکریم !
    البته حرف شما حجته ولی فکر کنم چند سال پیش مال هرنزبی رو باز سازی کردن و کاملا عوضش کردن !

  15. عارف گفت:

    پارسال تو کولز خرید کرده بودم و تو صف چک آوت بودم که یکی کله اشو کرد تو خرید من و گفت اینها مال شماست؟! از این کار محیر العقولش فهمیدم ایرانیه! بعدا که باهاش بیشتر حرف زدم گفت ایرانی ها میگن پاراماتا میدون آزادیه هورنزبی تهرانپارس. حالا چرا یا اینکه کدوم بهتره رو من نمیدونم. فقط بهم ثابت شده که هنر نزد ایرانیان است و بس مخصوصا نوع خارج نشینش.


    اینم از مزایای هرنزبی نشینیه ! دیدن هموطنان در قواره اوزی در برخی فروشگاهها !

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!