بایگانی سپتامبر, 2014

چرا نیستیم ؟ یا گفتاری در چرایی نبودن !


یکی نیست که بگه چرا حرفی میزنی که نمیتونی بهش عمل کنی ؟ قبل از اینکه برم سر اصل موضوع اعتراف میکنم که قرار بود راجع به دغدغه های بلاگی حرف بزنیم. اینکه چرا همه دوستان نویسنده وقتی به این ور آب میرسند که قبلا اون ور آب محسوب میشد ، دست و دلشان به [...]

حرفهایی که نزدیم تا بهار شد.


 1- بهار آمد.  امروز رسما آخرین روز زمستون بود. یهو نمیدونم چرا یاد چندین سال پیش افتادم. زمستان 86 شاید. زمستانی که خیلی برف آمد و همه راهها بسته شد. من تازه از زمستان  قزاقستان آمده بودم و عزمم را جزم کرده بودم که سال بعد زبان روسی صحبت کنم. آن سالها زمستان ما به [...]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!