بایگانی سپتامبر, 2013

که کار آسان نمود اول …


تا اونجا رسیدیم که من شاد و خندون از گرفتن دو تا مصاحبه در هفته اول بودم و جیبها هم با پولی که از ایران آورده بودبم پر پول بود و تنها نگرانی که نداشتیم مسایل مالی بود و هنوز در فاز هوای خوب و پاکیزه و لبخند مردم و شرمنده از مهمان نوازی استرالیایی [...]

قصه از کجا شروع شد …


  سال هفتاد و نه که تازه کنکور داده بودیم و فکر میکردیم بزرگترین ماموریت زندگیمون رو انجام دادیم و از اونجای زندگی به بعد همش سرازیریه ، به شدت احساس کردم که نیاز به یک درآمد دارم ! یعنی واقعا با پول تو جیبی که خانواده میدادن ، جز اینکه گرفتنش خوشایند نبود ، [...]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!