بایگانی جولای, 2013

آغاز یک پایان (3)


ناخدا با داد و قال به وسایل پخش و پلا شدم کف اتاق اشاره میکرد و با مخلوطی از اندونزیایی و انگلیسی و با عصبانیت سعی داشت حالیم کنه که چرا حاضر نیستم و اینکه ماشین پایین منتظره ! ساعت رو نگاه کردم و دیدم ساعت دوازده شبه ! اما مگه قرار نبود فردا حرکت [...]

آغاز یک پایان(2)


محله ساشیوارا یه جای بدبو و بد منظره مثل حلبی آبادهای خودمونه. یه مشت پول مچاله شده اندونزیایی به راننده تاکسی میدم.حتی بیشتر از کرایه ای که باید میدادم. دارم فکر میکنم یه مشت پول خرد اندونزیایی در طول ده سال آینده به هیچ دردیم نخواهد خورد ! بچه های پا برهنه و کثیف تو [...]

آغاز یک پایان(1)


خبر دیروز کوتاه بود اما دامنه بلندی دارد. یک کشتی دیگر پناهجویان در کناره جزیره کریسمس غرق شده و 8 نفر از مسافران آن غرق شده اند که حداقل یک کودک هم در بین آنها بوده است. این کشتی دومین کشتی در هفته گذشته بوده که سعی میکند به طور غیر قانونی خود را به [...]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!