بایگانی ژانویه, 2013

گربه را قورت بده – 3


قبلا حرفش رو هم زده بودیم. اما به این زودی ها قرار نبود که اینطوری بشه. یعنی روزی که این خونه رو خریدم با خودم گفتم آخیش حالا یه سرپناهی وجود داره که اگه یه روز از همه جا درمونده شدیم بتونیم یه چند صباحی توش بمونیم. حتی موقع دنبال خونه گشتن هم تو اون [...]

گربه را قورت بده – 2


یک کارتن کهنه که درش چسب کاری شده کنار اتاقی که وسایلمون توشه افتاده. چشمم که بهش میخوره دلم به تپش میفته. احساس میکنم که خون از نوک انگشتان پام بالا میاد و همینجور تا نوک دماغم بالا میاد و حس میکنم گوشهام قرمز شدن. پرت میشم به پونزده سال پیش. وقتی پانزده ساله بودم. [...]

گربه را قورت بده -1


تصمیم داشتم پست مفصل و جامعی در باره مقایسه وضعیت ایران و استرالیا بنویسم و از لحظه ای که سوار هواپیما شدم به همه چیز به دقت نگاه کردم و سعی کردم با نگاه دیگه ای به زندگی روزمره نگاه کنم. امروز اما به محض ورود به وطنِ دوم خبر کشته شدن دانشجوی دیگری را [...]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!