بایگانی ژانویه, 2012

بهار عربی در استرالیا


آقا ما شانس نداریم که ! شانس داشتیم تو یه جا درست و درمون به دنیا میومدیم ! نه همون ایران هم بودیم یه بابای پولدار میداشتیم و میشدیم آقا زاده ! نه اینکه با هزار ضرب و زور خودمون رو بعد از سی سال و اندی بچپونیم به این استرالیایی ها و با وقاحت [...]

گل شکفته


                                        (کودک دیروز – گلشیفته در عنفوان کودکی) یادمه بچه که بودیم یک دوستی داشتیم به اسم بهروز که در آن عوالم نوجوانی و کودکی که وصفش رو در پستهای قبل براتون گفتم ، عاشق یه [...]

شهر مسکن های خالی


                                                     ( Viva Asghar ) حالا نمیشد اسمت فرهاد اصغری بود ! اقلا میذاشتن اکبر بابا ! با این همه افتخاراتت مرد حسابی ! راستی بچه ها کی سریال در [...]

خوشگل سیدنی


               قدیمترها که تازه تصمیم به اقدام برای مهاجرت گرفته بودم یک شعری تازه در آمده بود به اسم “خوشگل سیدنی” که ظاهرا” دو نفر از بچه های اینجا به اسم سامیار تهرانی و احسان خلقی اون رو ساخته بودند و جدا از ضعیف بودن این کار از نظر [...]

تهران – سیدنی


دوستای خوبم. از اینکه نتونستم پت آخر رو در تهران بنویسم شرمنده ام. راستش گرفتاری ها کمی بیشتر از اونچه که فکر میکردم اضافه شد و روزهای آخر رفتن مصادف شد با چند تا مساله از جمله عمل چشم پدرم و کارها بیش از اونچه که فکر میکردم به هم گره خورد.اما در نهایت همه [...]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!