بایگانی ژوئن, 2011

در خود شیفتن


      سلام. تو رو خدا بلند نشین.به جان بچه ها ناراحت میشم. نه تو رو خدا خجالت ندین. بفرمایین.بفرمایین. قربون شما. خوب اینکه دو روز گذشته چیزی ننوشتم علتش این بود که در فکر بودم. در فکر یک آدم خودشیفته. در فکر آدمهای خود شیفته. یه همکار که بدجوری روی اعصابم بود و [...]

یکشنبه نوشت(2)


  تنها افتاده ام گوشه این کاناپه و چند ساعت است که با خودم فکر میکنم. وقتی کاری نمیشود کرد فکر کردن بهترین کار است. به همه چیز فکر کردم.به گذشته و آینده. همین حالا هم که دارم مینویسم دارم فکر میکنم. به لحظه هایی که تاریخ و سرنوشت سرزمینم را تغییر دادند. اگرهایی که [...]

حال خراب این روزها


قبل از اینکه بخونین اعلام کنم میخوام غر بزنم اگه حس و حال ندارین پیشاپیش میبخشین. اون زمانی که قزاقستان بودم منظره های خیلی قشنگی میدیدم. واقعا قشنگ.فرض کن یه دشت سبز وسطش چند تا تپه سبز دور یه منطقه رو احاطه کردند و وسط این تپه ها یه دریاچه کوچیکه و دور دریاچه پر [...]

فرهنگ بلاگی


تقدیم به دامون عزیزم.                        یادمه سالها پیش که تازه بساط جامعه مدنی و گفتمان راه افتاده بود و ممد آقا داشت از پشت بون میفتاد از بس این اطرافیان دو آتیشش هلش میدادن(که آخرشم افتاد) یه آدمهایی در ایران سر از تخم در آوردن [...]

باقی دنیای ما


  پیش نوشت : این لامصب تیلور سوییفت عکسش اون بالاست همچی آدم رو نگاه میکنه آدم دلش نمیاد پست جدید بزنه ! واللا !   فکر کنم دو تا پست قبلی خیلی سطحی نگرانه بود.نه ؟ من که خودم الان میخونم اینجوری فکر میکنم ولی دغدغه ام این بود در اون لحظه.باید مینوشتم. البته [...]

اندر مزایای سلبریتی بودن یا چگونه یک سلبریتی باشیم(2) ؟


            قسمت دوم هالیوود :   کریس دی برگ آواز خوان و شاعر افسانه ای من(که به نظر خیلی ها آدم ضایعیست !) شعری دارد به نام “دیوار سکوت“(Wall of Silence) که در آن به سراب شهرت و توهم هالیوود می پردازد. هر چند با زدن این حرفها ممکنه تصور [...]

اندر مزایای سلبریتی بودن یا چگونه یک سلبریتی باشیم ؟


  (پوستر فیلم شعله یاد آور بچگی ها و ویدئو نوار کوچیک !) قسمت اول فیلم هندی : تقریبا” بر همه ما واضح و مبرهن است که فیلم هندی امروزه تبدیل به یک اصطلاح عام شده و به هر حادثه ای که با وجود مشکلات زیاد و باور نکردنی و غیر قابل حل آخرش به [...]

جنبه وبلاگی


حرف زیاد دارم ولی به نظر شما ضایع نیس آدم هر روز یه پست بزنه ؟ بی جنبه بازی نیس ؟

سورفینگ


  یک مطلبی میخواستم بنویسم هی دل دل کردم گفتم دست زیاد میشه ! حالا بگم چی خودتون میفهمید منظورمو.ما ایرانی ها عموما” وقتی میخوایم بریم مسافرت یا بار و بندیل و بقچه و چمدون و پیک نیکی و سیخ کباب و سیخ جیگر و دم کنی واسه دیگ بزرگ و دم کنی واسه دسگ [...]

یکشنبه نوشت


خانوادگی : با پدر تلفنی حرف زدم. رم بود و کلیسای سنت پیتر رو میدید و به نظرش خیلی معمولی بود.پدر از یه خانواده روستایی بود. بابا بزرگم حتی نمیدونست بابام کلاس چندمه. خودش میگفت وقتی نشستیم سر جلسه کنکور اولش نیم ساعت برامون توضیح دادن تست چیه و چی کار باید بکنیم.زد و دانشگاه [...]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!